لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 30 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
رابطه دین و تربیت
فجایع بنام دین
در کشورهاى متعدد فجایع بسیارى تحت عنوان دین بروز کرده است. در طى قرون وسطا، بسیارى از انسانها حت شکنجه و ظلم و ستم از تنگ نظرى در برخورد دینى به ستوه آمده بودند. در این موقعیت بود که بسیارى از مردم در برابر دین حالتى کینه توزانه به خود گرفتند و به تدریج عقیده فریب و استثمار مذهبى در اذهان بسیارى از آنها رخنه کرد. این امر باعث شد که در این دوران (قرون وسطا) کسانى چون روسو و لاک ضمن تاکید بر آزادى انسان بر اساس عقل و منطق با هرگونه کنترل و نظارت دینى بر فرایند تربیت مخالفت کنند. ما در قرون وسطا شاهد رسوا شدن بسیارى از کسانى هستیم که زندگى منحط خود را تحت لواى دین پیش مى بردند. مردم ضمن آگاهى از اعتقادات کورکورانه خود که بر اساس تبلیغات استوار بود شروع به بیزارى جستن از سازمانها و بنیادهاى مذهبى و عملکرد مخدوش آنها نمودند. پیشرفت علوم جدید موجى در حیات انسان ایجاد کرد. مردم با آگاهى از اقتصاد، سیاست، فلسفه و... از زاویه اى دیگر به زندگى نگاه مى کردند.
معناى دین
مفهوم دین تا به حال به طرق گوناگونى مورد توجه و تعریف قرار گرفته است به نحوى که فهم معناى حقیقى آن در پرده اى از ابهام فرو رفته است. از نظر برخى، دین به معناى طرفدارى از برخى مناسک است مانند: عبادت، دعا، نماز و غیره. کلمه دین از کلمات لاتینى Legere, re یا Ligare به معناى انجام و یا پس دادن تکلیف مشتق شده است. بدین لحاظ، مفهوم این کلمه عبارت است از آنچه انسان را در پیوند، محبت، همدردى، حقوق و وظایف متقابل نسبت به یکدیگر ملزم و مقید مى کند. بنابر دین مسیحیت، وظایف انسانها در پیوند محبت آمیز و همدردى آنها نسبت به هم خلاصه شده است. از دیدگاه هندى کلمه دین معنایى بسیار گسترده تر و جامع تر دارد. در این فرهنگ لغت انگلیسى دین نمى تواند معادل مناسبى براى کلمه دارما باشد. مفهوم هندویى مذهب عبارت است از اجراى وظایف و تکالیف فردى. از این جهت دارما مى تواند معادل کارتابیا یعنى وظیفه (تکلیف) محسوب شود. از لحاظ فلسفه اسلامى مذهب نوعى روش تربیتى انسان در اصول رفتار و اخلاق است. به رغم اختلاف دیدگاهها راجع به معناى دین، حداقل این امر به طور کامل توسط همه پذیرفته شده است که دین به انسان کمک مى کند تا به سوى اهداف معنوى جهت دستیابى به خوشبختى، سعادت و آرامش گام بردارد. باور دینى بر این امر استوار است که برخى انسانها داراى روح بسیار عالى تر نسبت به دیگر انسانها هستند. خداوند قادر مطلق و حاکم کل است. همه امور از او سرچشمه مى گیرد و به او ختم مى گردد. هر ذره اى از جهان از طرف اوست. حقیقت، زیبایى و سعادت از جانب خداوند نشات گرفته است. پیشرفت و تعالى انسان در گرو تحقق این اصول سه گانه است. دین به او کمک مى کند تا به خدا نزدیک شود. بنابراین، دین مهمترین ابزار براى پى بردن به خدا و نیل به سعادت و آرامش نهایى است. مفهوم کلمه اسلام در این جهت یک مفهوم بى همتا و عالى است. این کلمه از (Salm) به معناى آرامش و رضایت به وجود خداوند مشتق شده است. در این مفهوم شخص باید خود را کاملا در برابر خداوند تسلیم و رها نماید و تاثیر کامل و تمام عیار خداوند را بر خود بپذیرد. اهمیت کلمه دارما نیز مشابه کلمه اسلام است. با محبت و حس همدردى مى توان فرد را به انجام وظایف خود در برابر دیگرى متعهد ساخت و بین افراد مختلف اتحاد برقرار کرد. ماهیت مسیحیت عبارت است از غرق شدن در تعلیمات آسمانى. معناى ودیک دارما عبارت است از: دانش دین. معناى ساناتان دارما عبارت است از: ادیان جاودانه و دین انسانى. مفهوم بادها دارما عبارت است از: دلیل دینى. بررسى فوق در مفهوم دین اشاره به این واقعیت دارد که دین داراى مفهومى بسیار گسترده و وسیع است. مفهوم دین پیچیده در مفاهیمى چند است، مفاهیمى از قبیل حقیقت، زیبایى، سعادت، عشق، همدردى و ارزشهاى والاى زندگى. بدون تردید مى توان گفت دین ارتباط تنگاتنگى با زندگى دارد.
ارتباط دین و تربیت
بحث ارتباط دین و تربیت از دیرباز مورد توجه بوده است و پیوسته آن دو همکارى هاى متقابلى داشته اند، اما پس از عصر نوزایى که انسان بیش تر به علم روى آورد به دین و نقش آن کم توجهى شد.نگاه به تربیت از زاویه دین و حاکمیت نوعى آرمان خواهى در مکاتب تربیتى قرون گذشته یگانه شاخصه غیرقابل تردید بوده است، تا جایى که هرگز احساس تقابل میان دین و تربیت نمى شده است. اما پس از غرور حاصل از خیزش انسان به سوى علم و وانهادن جانب دین، این امر با سؤال جدى مواجه شد، تا جایى که پس از رنسانس و حدودا نیمه هاى قرن اخیر بسیارى از مکاتب تربیتى و رویکردهاى موجود، بحث از دخالت دین در تربیت و ارتباط آن دو با
یکدیگر را به عنوان یک امر حاشیه اى تلقى کردند. لزوم نگاهى دوباره به آموزه هاى دینى و بازخوانى مجدد آن مطابق با تغییرات جهان امروز از یک طرف و گرایش انسان دردمند و خسته از دستاوردهاى فرهنگى تکنولوژى و مصرف گرایى به سوى معنویات و دلبستگى هاى دینى و آرمانى از طرف دیگر موجبات توجه دوباره به این بحث قدیمى را فراهم آورد. در مورد ارتباط دین و تربیت، دیدگاه هاى گوناگونى ارائه شده است:آنچه امروزه این بحث را بیشتر در مدار توجه فیلسوفان، نظریه پردازان تربیتى و مربیان قرار داده است دیدگاه کاملا متفاوتى است که دامنگیر بحث ارتباط دین و تربیت شده است.
برخى با جدایى کامل دین از تربیت و عدم کارایى و ثمربخشى آن در این حوزه هرگونه تاثیرپذیرى نظام تعلیم و تربیت را از دین امرى کهنه، قدیمى و متعلق به عصر تفوق ماوراءالطبیعه و خرافات بر عقل و علم مى دانند. آنها دین را متعلق به عصر کودکى بشر و مخالف با عقل و علم مى دانند و چنین ادعا مى کنند که امروزه بشر با تمسک به پیشرفتهاى عقل و شناخت دقیقتر خود ظرفیت مناسبترى براى برنامه ریزى و پیشبرد امور مربوط به خویش دارد.اکنون با رفع بسیارى ابهامات از زندگى انسان و ارائه چهره اى منفى از کارکرد بسیارى از آموزه هاى خرافى در طول اعصار گذشته تمسک به سنتهاى کهنه و قبول نقش آنها در ساخت شخصیت انسان به منزله فروگذارى بینش جدید و انحراف انسان از رشد و پیشرفت و دست و پا زدن در ابهامات غیرقابل حل است. شاید بتوان ریشه این طرز تفکر را در جهان معاصر نوعى علم زدگى و تقبل نقش منحصر براى علم و توانایى انسان در شناخت آن دانست، امرى که در مکاتب فلسفى منعکس کننده نوعى الحاد و در مکاتب روان شناسى در قالب رفتارگرایى محض بروز و ظهور پیدا کرده است.
در مقابل، برخى دیگر لزوم اعطاء نقشى مناسب به دین و قبول تاثیرگذارى آن را در نظام تعلیم و تربیت پذیرفته اند. اما نحوه و میزان تاثیرگذارى و حضور دین در گستره تربیت انسان وابسته به نوع نگاه آنها به انسان و دین است. گروهى با تاکید بر مقوله هاى دینى درصدد ارائه چهره اى دینى از تمام موضوعات مربوط به انسان هستند، آنها حتى معتقد به دینى کردن بسیارى از علوم که ماهیتى غیردینى دارند مى باشند. اینکه چگونه این اعتقاد شکل مى گیرد و پایه هاى توجیهى خود را مستحکم مى کند امرى در خور بحث مفصل و خارج از حوصله این جستار است. آیا منظور از دینى کردن یعنى دینى کردن انسان و جهتگیرى هاى حاکم بر او در بکارگیرى علوم و یا علاوه بر آن، دینى کردن متن علم، موضوعات و گزینشهاى مربوط به آن، چنین مواردى از جمله بحثهاى درخور توجه است که در حوزه خود قابل امعان نظر مى باشد.
امروزه بسیارى از صاحب نظران در امر تعلیم و تربیت، دین و مسائل اجتماعى قائل به نوعى اثربخشى دین در تعلیم و تربیت و لزوم حضور چهره اى مناسب از آن در سطح مدارس هستند. هنگامى که در فرهنگ غرب و دیگر فرهنگهاى تاثیرپذیر از آن بحث از دین و مذهب به میان مى آید سریعا مرزى بین دین انسانى و دین وحیانى کشیده مى شود. به این معنا که دین انسانى (انسان محور) دینى معقول و قابل قبول و دین وحیانى (خدامحور) دینى مبهم و در نظر برخى خرافى و غیرقابل قبول جلوه مى کند. بنابراین حضور هرگونه دین الهیاتى و وحیانى در گستره تعلیم و تربیت ممنوع و صرفا آنچه از دین و مذهب در خدمت آرمانهاى انسانى در مقوله هاى فردى و اجتماعى قرار مى گیرد; باید در سطح مدارس مورد استفاده قرار گیرد. از نظر این گروه آنچه اهمیت دارد نیازهاى انسان و رفع آنست; نیازهایى که آدمى خود تشخیص مى دهد و براى رفع آن از دین بهره مى جوید.
در این صورت او هم در حوزه تشخیص نیاز و هم در بعد پاسخ به آن براى خود نقشى منحصر قائل مى شود. از این رو مطلقا خود را در اختیار دین قرار نمى دهد تا نسبت به نوع سعادت و رستگارى انسان و نحوه احراز آن دین تصمیم گیرى کند. این نوع دین پذیرى در کنار رویکرد انسان به دیگر مقوله هاى زندگى از قبیل علم و هنر توجیهى کاملا بشرى مى پذیرد. در این رهیافت به دین، آنچه اهمیت دارد نیاز انسان و برآورده شدن انتظارات اوست; به همین جهت جهتگیرى وى در قالب انتظار انسان از دین مطرح مى شود تا انتظار دین از انسان. این انسان است که دین را مى سازد و یا از آن متناسب با نیازهایش گزینش مى کند و بهره مى گیرد، همانطور که علم و هنر چنین جایگاهى در ارتباط با او دارند. هرگز انسان نباید خود را به طور مطلق در اختیار دین قرار دهد تا دین او را بسازد و پرورش دهد. تنها ویژگى دینى که دست ساز انسان است، نوعى سرسپردگى و دلبستگى به آرمان والا و متعالى انسانى است که مى تواند در قالب آرزوها و آمال یک نوع مدینه فاضله انسانى و یا حتى آرمانهاى منتهى به خدا نیز تجلى یابد.
مهم این است که دین مزبور در محدوده زندگى دنیایى چه مقدار مى تواند آرامش و امنیت را براى انسان به ارمغان آورد و به چه میزانى ظرفیت انگیزشى وى را در صلح جهانى و رعایت آرمانهاى انسانى و نوعدوستى ارتقاء مى بخشد. این است غایت یک دلبستگى و آرمانخواهى در قالب مذهب و دین انسانى; قالبى که ضمن اثربخشى و ثمردهى در تعل
یم و تربیت فاقد پیامدهاى ابهام آلود و بعضا خرافاتى و تعصب آمیز ادیان سنتى است. چنین برداشتى از دین ناظر بر جوهره اى واحد از آن است که با هریک از ادیان الهى و الحادى سازگارى پیدا مى کند، جوهره اى که بدون توجه به دیگر جوانب دین از قبیل مناسک و شعائر و رسالتهاى خاص آن درصدد نوعى وحدت بخشى با دید کثرت گرایى (پلورالیستى) به تمام ادیان و استفاده مشترک از آن ها در رفع نیازهاى انسان است.
بسیارى از نظریه پردازان تربیتى مانند روسو، کانت و همچنین مربیان، حضور این نوع دین را در تعلیم و تربیت تجویز مى کنند. آنها ضمن رویگردانى از دین وحیانى افراط در علم زدگى و عدم توجه به عواطف مذهبى انسان را نیز مجاز نمى شمارند. بدین لحاظ نقش مثبت دین را در قالب مزبور تبیین مى نمایند.آنچه در پذیرش این دیدگاه، بسیارى از صاحب نظران و بالاخص پژوهشگران حوزه دین را در کارایى نهایى آن دچار تردید کرده است عدم قوت و فقدان پتانسیل لازم براى دین انسانى در اثرگذارى بر انسان است. آنها چنین اظهار مى کنند که اگر انسان آفریده خداست و خداوند نسبت به او آگاهى مطلق دارد، پس بهترین آیین براى رستگارى وى آن آئینى است که از جانب خدا ارسال شده باشد، یعنى همان دین وحیانى و الهیاتى. چرا که انسان در طول تاریخ همواره نسبت به احراز دو مقوله یعنى مقوله هدایت و مقوله دلبستگى به آن، دچار مشکل جدى بوده است. او نتوانسته است نداى واحد و غیرقابل خدشه اى را در جانب راهنمایى خود حتى در یک عصر از تاریخ پرفراز و نشیب خویش دریافت نماید; و اگر هم با هزاران دغدغه عقل خود را به سوى یک جهت متمایل دید هرگز نتوانست دلبستگى عاطفى و تمام عیار خویش را به آن جهت سوق دهد. از این رو نه هدایت ناشى از دستورات منشا یافته از عقل انسانى پیام آور امنیت و آرامش بوده است، و نه آنچه از این مقوله از طرف او ارائه شده است ضمانتى براى اجرا و دلبستگى در حوزه اراده و عواطف آدمى داشته است.
به نظر مى رسد شبیه سازى انسان از دین در قالب دین انسانى شاهدى بس روشن از درک ناخودآگاه این دو ضعف جدى بوده است، او براى اینکه بتواند اولا لنگر هدایت را تقویت نماید به سوى امرى بنام دین پناه برده است. غایت تلاش انسان در قرن حاضر براى ایجاد تلفیقى از اعتقاد مطلق به عقل خویش در قالب ارائه سلسله راهبردهاى عملى با جنبه عاطفى ناشى از احساس مذهبى انسان جهت استحکام هرچه بیشتر ضمانت عملى و ایجاد وابستگى، موجبات پناه بردن به مذهب و دین را فراهم آورده است. غافل از اینکه هرگز محتواى مصنوع بشرى توانایى لازم براى ایجاد آن دلبستگى و سرسپردگى غایى و نهایى را ندارد و در نهایت این نوع گزینش از منظر کسانى که عمیق تر به قضایاى انسانى نظر مى افکنند نوعى خودفریبى محسوب مى گردد. در نزد این افراد پناه بردن به آموزه هاى وحیانى و سرسپارى به دین به مفهوم الهیاتى آن یگانه راه حل انسان معاصر در رهایى از چالشهاى زندگى است. به هر حال امروزه نظریه دوم مقبولیت بیش ترى دارد; زیرا به طور محسوس آموزه هاى دینى در نظام تعلیم و تربیت انسان هاى متدیّن بسیار تأثیرگذار است. به عنوان مثال، بسیارى از آموزه هاى دین اسلام جنبه تربیتى دارد و وجود مقدس پیامبر(صلى الله علیه وآله) و ائمه طاهرین(علیهم السلام)بهترین الگوهاى تربیتى مسلمانان مى باشند.
اما اینکه چگونه مى توان حضور مؤثرتر دین وحیانى را در حوزه تعلیم و تربیت به اثبات رساند، امرى در خور توجه و تحقیق است. آیا دین صرفا در اهداف اقدام به ارائه طریق مى کند یا فراتر از آن با روشنگرى هاى دیگر در قالب اصل و حتى روش نیز ما را به سوى تعالى فرا مى خواند؟ آیا در حوزه روشها اهتمام بر روشهاى صرفا عبادى است که از اختصاصات دین ست یا در دیگر گستره هاى زندگى انسان در ابعاد فردى و مناسبات اجتماعى نیز روشهاى خاص خود را ارائه مى دهد؟ همه این سؤالها از جمله مباحث قابل طرح در بحث دین و تربیت است.
نیاز به دین
گاهى اوقات انسان با موقعیتهایى مواجه مى شود که قادر به فهم و درک آن نیست و ضمن ابراز شگفتى، به عجز و ناتوانى کامل خویش، درباره فهم این موقعیتها اعتراف مى کند. مشکل است بگوییم که دین چگونه به شکل جدید و امروزى خود درآمد. ممکن است گفته شود تصور انسان از دین مبتنى بر باورهاى وى به قدرتهاى مافوق طبیعى (ملکوتى) است. عواملى نظیر زمان و مکان تفاوتهایى در این باورها ایجاد کرده اند. از طرف دیگر رشد علوم منجر به از بین رفتن بسیارى از شبهات از ذهن انسان شده است. به نحوى که او به تدریج بر بسیارى از خرافات مسلط گشته است. البته رشد علوم به این معنا نیست که انسان امروزى دیگر به دین نیاز ندارد هرچند این امر صحیح است که انسان متجدد دیگر همچون اجداد خود اعتقادى به قدرتهاى مافوق طبیعى (آسمانى) ندارد، اما هنوز نیاز او به اصل دین پابرجاست، چرا که بسیارى از رفتارهاى انسان تحت تاثیر و نفوذ دین است. دین در عصر تمدن هاى بشرى پیوسته متغیر، یک تکیه گاه تزلزل ناپذیر براى انسان فراهم کرده است که به واسطه آن قادر به حفظ وقار و آرامش خود در برابر موقع
یتهاى نامساعد زندگى بوده است.هنگامى که انسان در مواجهه با ناکامى ها، تنشهاى روانى و کشمکشها در شرف از بین رفتن و خرد شدن قرار مى گیرد، دین ترس و وحشت را از او برطرف و حیاتى دوباره به وى اعطاء مى کند و او را تحریک مى کند تا به شیوه اى عمل نماید که از نظر جامعه قابل قبول است.
تنها مذهب است که در دنیاى مادى امروز جهت حفظ ارزشهاى انسانى قادر به تعیین مسیر صحیح براى اوست. این دلیلى است براى جایگاه ارزشمند دین در هر فرهنگ انسانى. بر این اساس، در تمام کشورها همیشه تلاش کرده اند تعلیم و تربیتى را فراهم آورند که بتواند آرمانهاى فرهنگى و ارزشهاى انسانى را زنده نگه دارد. در هر نقطه اى از دنیا هر فردى کوشش مى کند تا آرمانها و ارزشهاى متعالى انسانى را با تمسک به دین خاص خود مورد محافظت قرار دهد. بنابراین، لزومى به تاکید بر این نکته نیست که حتى امروزه نیز انسان نیازى وافر به دین دارد. بحث فوق اشاره به این مطلب دارد که بین دین و زندگى انسان از همان آغاز ارتباطى نزدیک وجود داشته است. دین همواره انسان را به پیروى از مسیر صحیح ترغیب کرده است و انسان پیوسته سعى نموده تا شخصیت خود را متناسب با آرمانهاى دینى شکل دهد. بنابراین، دین از جهات مختلف نقش اساسى در تربیت انسان ایفاء کرده است. از این رو، ارتباط بین مذهب و مربى داراى سابقه اى بس دیرینه و کهن است. آنچه از این به بعد مورد توجه ما قرار مى گیرد ذکر این نکته است که چگونه مذهب از زمانهاى قدیم در تربیت انسان تاثیر داشته است.
نقش تاریخى دین در تربیت انسان ها
ما در تاریخ اعصار قدیم هندوستان (دوره ودیک و آیین بودایى) مى یابیم که مذهب اساس تربیت بوده است. در خلال این دورانها مطالعه و تدریس کتب مذهبى به عنوان هدف اصلى محسوب مى شد. مؤسسات آموزشى همان مؤسسات مذهبى بودند و رابطه بسیار قوى و نزدیکى بین مذهب و تربیت برقرار بود. در طى قرون وسطا پتشالها و مکتبها در معابد و مساجد رونق پیدا کردند. کشیشان و ملاهاى این معابد و مساجد به تربیت کودکان اشتغال داشتند. مطالب مذهبى نقش مهمى در محتواى دوره هاى آموزشى داشتند. در این دوره هدف اصلى آموزش عبارت بود از مطالعه کتب مذهبى و انجام رفتار در جامعه مطابق آن. کشورهاى اروپایى نیز در این دوره (قرون وسطى) تربیت، به میزانى کاملا قابل ملاحظه تحت تاثیر و نفوذ مذهب قرار داشت.
کودکان در این کشورها در صومعه ها و کلیساها آموزش مى دیدند. رئیس صومعه و اسقف کلیسا مسئولیت سازماندهى آموزشى کودکان منطقه خود را بر عهده داشتند. هرچند اروپا در طى قرون وسطا تا حدودى شاهد محدودیت دیدگاه دینى بود، اما على رغم آن در همان اعصار نیز یک رابطه نزدیک بین مذهب و تربیت وجود داشت; به نحوى که در این زمان مدارس کاتریال و موناستیک که تحت کنترل و نظارت کلیساها بودند کاملا متداول بود. بنابراین، در اروپاى قرون وسطا نیز مذهب کاملا بر آموزش و تربیت تاثیر داشت. در دوران جدید نیز سازمانها و بنیادهاى مذهبى گوناگون علاقه وافر خود را به امر آموزش و تربیت نشان داده اند. هم اکنون مدارس و دانشکده هاى بسیارى در سراسر جهان وجود دارند که توسط این بنیادها اداره مى شوند. در بسیارى از کشورها نیز مؤسسات مذهبى نقش مهمى در گسترش آموزش در مناطق تحت فعالیت خود دارند. با ورود اسلام در سرزمین حجاز، دین منشأ تحولات بسیارى در تربیت شد، اسلام مسلمانان را به فراگیرى علوم تشویق نمود و مکارم اخلاقى را گسترش داد. امروزه نیز بشر در زمینه حیات فردى و اجتماعى خود (شیوه زندگى، تنظیم روابط خانوادگى و...) به آموزه هاى دینى نیاز دارد.
به هر حال تربیت و دین ارتباط تنگاتنگى با یکدیگر دارند. هرچند اهداف غایى آن دو یکسان است، اما تا به حال این ارتباط نزدیک به طور صحیح مورد توجه و درک قرار نگرفته است. در این زمینه دیدگاههاى متفاوتى وجود دارد. برخى هیچ جایگاهى براى دین در تربیت کودک قائل نیستند، اما گروهى درصدد اعطاء جایگاهى بسیار عالى به دین در تربیت هستند. در این میان برخى از کارشناسان آموزش و پرورش در آمریکا و اروپا نیز درصدد اعطاء نقش بسیار بالایى به دین در امر تربیت هستند.تلاش آنها از خلال فعالیت مدرسه در روز یکشنبه، تمایل به تربیت دینى و تربیت خلق و خوى بچه ها ظاهر مى شود. حتى بسیارى از مادیگراها نیز در این دوران درباره اعتقاد به معنویت فکر مى کنند. امروزه، در همه کشورها آگاهى نسبت به نیازمندى به تربیت دینى و اخلاقى در حال رشد کردن است و مردم تفکر راجع به این موضوع را وجهه همت خود قرار داده اند که چگونه مى توان تربیت دینى را به مدارس انتقال داد. از طرف مقابل، گروههاى متمایل به مسایل اقتصادى و سیاسى با هرگونه اعطاء جایگاه به دین در امر تربیت به مخالفت برخاسته اند.
دلایلى بر علیه تربیت دینى
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 108 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
1
رابطه اخلاق و تربیت چگونه است؟
پیش از ورود به بحث، لازم است مفهوم «اخلاق» و «تربیت» و نیز موضوع، روش و هدف «علوم تربیتى» و «علم اخلاق» را بررسى کنیم. از آنجا که این مفاهیم بر حسب بینشهاى مختلفى تعریف شده است و عدم تفکیک حدود و ثغور آنها، سؤالها و مشکلات متعددى را در فضاى علمى تعلیم و تربیت و اخلاق ایجاد کرده است، از سوى دیگر، برخى از مؤلفان در مقام تبیین رابطه اخلاق و تربیت، در پى خلط مفاهیم، به استنتاجهاى نادرستى رسیدهاند، پس ایضاح و تبیین مفاهیم مىتواند برخى از این استنتاجهاى نادرست را نشان دهد و راه را بر خطاهاى احتمالى آتى ببندد. غالبا در این مقولهها دو خطا رخ مىدهد; یکى از ناحیه عدم تفکیک و توضیح کامل واژه و مفاهیم، و دیگرى در تعیین جایگاه شایستهاى که از آن انتظار پاسخ داریم. در این مختصر مىکوشیم در هر دو قسمت توضیحاتى دهیم:
مفهوم تربیت
تربیت از ریشه ربو گرفته شده است، و از باب تفعیل است. در این ریشه، معناى زیادت و فزونى لحاظ شده است; بنابراین، واژه تربیتبا توجه به ریشه آن، به معناى فراهم کردن زمینه فزونى پرورش است. معادل آن (Education) داراى دو ریشه استبه این شرح: [Educare] که به معناى «تغذیه» یا خوراک دادن است و [Educere] که به معناى «بیرون کشیدن»، «رهنمون به» و «پروراندن» است. بدین ترتیب، ریشه دو واژه [Education] و «تربیت» معنایى کمابیش یکسان دارند.
از تاریخچه معانى این دو واژه و تطور مفهومى آنها که بگذریم، اکنون Education داراى چهار معناى عمده است. برخى از این معانى، در زبان فارسى کاربرد نداشته است، اما به تبع ترجمه کتابها، در زبان فارسى کاربردى پیدا کرده است و بار معناى تازهاى بر آن افزوده شده است.
این چهار معناى عمده عبارتند از:
1 - تربیتبه معنى مؤسسه و نهاد آموزشى;
2 - تربیتبه معناى محتوا و برنامه آموزشى;
3 - تربیتبه معناى عمل و جریانى که در حیات انسانى به چشم مىخورد;
3
4- تربیتبه معناى محصول و نتیجه تربیت.
تربیتبه معناى سوم، فرایندى پیچیده دارد و داراى جنبههاى گوناگونى است. در واقع، معانى دیگر به یکى از این جنبههاى گوناگونى است. در واقع، معانى دیگر به یکى از این جنبه اشاره دارد. بدین سبب، این معناى تربیتبیشتر محل نقد و نظر بوده است. فلاسفه و متفکران زیادى در تاریخ اندیشه در این باره به طور صریح یا ضمنى اظهار نظر کردهاند; بویژه با ورود علوم تربیتى به دانشگاهها، اظهار نظرها درباره مفهوم تربیت رو به فزونى گذاشت. کتابهاى زیادى براى تدریس در دانشگاهها تدوین و تالیف گردید که عمدتا با بحث درباره «مفهوم تربیت» آغاز مىشود. شیوه معمول مؤلفان چنین است که تعریف صاحبنظران را درباره تربیتبیان کنند. آنگاه با نقد و بررسى آن، تعریفى که با بینشهاى از پیش ساخته و پرداخته مؤلف، هماهنگى دارد، مطرح و ابرام مىگردد. شیوه دیگرى که مؤلفان و عالمان، براى تفسیر تربیت در پیش گرفتهاند این است که تربیت را مجموعه اعمالى در نظر مىگیرند این است که تربیت را مجموعه اعمالى در نظر مىگیرند و با نظر به عناصر موجود در آنها و انواع مناسبات و تعاملهاى بین عناصر، تلاش مىکنند آنها را تبیین کنند.
این رویکرد تا کنون موفق شده است که بعضى از مناسبات و روابط بین عناصر را - که گریزى از پذیرش آنها نیست - نشان دهد، و مهمترین مشخصه آن این است که محتواى هیچ مکتب خاصى را همراه ندارد.
بنابراین، مىتوان تفاسیر مختلف درباره تربیتبه دو دسته کلى تقسیم کنیم: دسته اول رویکردى است که جهان هستى را در قالب نظم مشخص ریخته و تربیت را هماهنگ با این نظام و قالب تفسیر مىکند. این رویکرد خود نیز به دو دیدگاه فرعى تقسیم مىشود: رویکردى که تربیت را با اسلوب فلسفى مطالعه مىکند و به طور طبیعى جنبههاى خاصى از تربیت را (مانند هدف غایى) توضیح مىدهد. دوم رویکردى که تربیت را به روش تجربى مطالعه مىکند. این رویکرد، رشد ذهنى، جسمى، عاطفى و اجتماعى دانشآموز و نیز نهاد مدرسه، رابطه جامعه و مدرسه و مسائل از این دست را به گونهاى عینىتر و ملموستر وجهه همتخود قرار مىدهد و با توجه به آنها، تربیت را توصیف و تبیین مىکند.
دسته دوم، رویکردى است که سعى مىکند تربیت صرف را مطالعه مىکند. یعنى مطالعه واقعیتهاى متناظر با این مفهوم آنچنانکه هست، نه آنچنانکه داوریهاى ما ایجاب مىکند شاید بهترین تعریف از این نوع را «گاستون میالاره» به دست داده باشد. وى با تجزیه و تحلیل سه عنصر مربى، متربى و محیط تربیتى، و نیز مناسبات و تعاملهاى این سه عنصر با هم، تربیت را چنین تعریف مىکند: «امر تربیتى عملى است که روى یک فرد یا گروهى از افراد اعمال مىشود، یا عملى است که گروهى از افراد، آن را مىپذیرند...» او پس از این توصیف ساده، خصایص یک تربیتخوب را چنین بیان مىکند:
3
«1 - مجموعه منسجمى فرایندهایى از سوى معلم که از یک سو با اهداف تعیین شده و از سوى دیگر با قوانین زیستشناختى و روان شناختى روان - جامعه شناختى که بر عمل شاگر حکمفرماستبرابرى کند و هماهنگ باشد;
3 - منظومهاى از «برگردان عمل» یا «عمل مؤثر در گذشته» (یعنى ارزیابى به وسیعترین معنا) که به وسیله آن بتوان مسیرها را پیوسته اصلاح کرد و معلم و شاگرد و فرایندهاى تربیتى را به نحوى بیش از پیش صریح، با یکدیگر منطبق ساخت و اهداف انتخاب شده و مجموع منظومه را مورد سؤال قرار داد.
پداگوژى (علم تعلیم و تربیت; (Pedagogy در قرن نوزدهم، با پیشرفت علوم انسانى در زمینههاى روانشناسى و جامعهشناسى، بعضى از عالمان تعلیم و تربیت درصدد برآمدند تا واقعیتها و موقعیتهاى تربیتى را به شیوه علمى مطالعه کنند و براى بررسى مسائل تربیتى، طرحى نو ارائه کنند. از این رو، بین «تربیت» که به عمل اطلاق مىشود و «دانش تربیت» که به مطالعه آن مىپردازد فوق گذاشتند و سعى کردند شرایطى را که دانش تربیت را از عمل تربیت متمایز مىسازد، برشمارند و واقعیتها و موقعیتهاى تربیتى را به شیوه تجربى مطالعه کنند. تاریخچه این کاوشها و کوششها خود بحث مفصلى مىطلبد. آنچه در اینجا مىتوان گفت این است که دانش تربیتى تجربى، به عنوان رشته علمى منفردى با معضلات متعددى ثبوتا و اثباتا مواجه است. فعلا مراد ما از علوم تربیتى، علمى تجربى همسنگ و همطراز با دیگر رشتههاى علمى مانند روانشناسى و جامعهشناسى، نیست; بلکه غرض ما از علوم تربیتى، مجموعه بحثهاى رایجى است که متشکل از مباحث روانشناسى تربیتى، جامعهشناسى آموزش و پرورش، و حتى تاریخ آموزش و پرورش، تاریخ آراى تربیتى، فلسفه آموزش و پرورش و تفکر درباره آینده آموزش و پرورش است. به این معنا، علوم تربیتى از جنبههاى مختلف قابل تقسیم است:
1 - علومى که رو به گذشته دارند. این علوم، روشهاى تربیتى، آراى تربیتى و نهاد تعلیم و تربیت را در آینه گذشته تحقیق و بررسى مىکند (علوم تاریخى).
2 - علومى که به بررسى پدیدهاى تربیتى «آنچنان که هست» مىپردازد. (علوم توصیفى)
3 - علومى که روشها و تکنیکهاى براى انتقال معلومات و تغییر نگرشها نشان مىدهد. (علوم تجویزى)
5
4 - علومى که به تفکر درباره آینده تربیت مىپردازد. در این دسته، مسائلى از این دست مورد بررسى قرار مىگیرند: تعیین غایات تربیتى داراى انسجام درونى و بیرونى، تجزیه و تحلیل مفاهیم، تعیین پیشفرضهاى عمل مربى، تحقیق درباره امکان تربیت، بیان اصول و مبانى تربیت، پیشبینى شرایط آینده با توجه به معارف کنونى و با توجه به تغییرات.
با توجه به آنچه بیان شد، موضوع علوم تربیتى، واقعیتها و موقعیتهاى تربیتى یعنى معلم، شاگرد، محیط و تعاملهاى بین آنهاست و روش تحقیق در علوم تربیتى نیز، چند نوع پژوهش با شیوههاى خاص هر یک مىباشد.
صاحبنظران و عالمان تربیت عموما اهداف زیر را براى علوم تربیتى بسر مىشمارند:
1 - تجزیه و تحلیل دقیق عامل «مربى»، «متربى»، «محیط» و کشف مناسبات و تعاملهاى آنها یا یکدیگر.
2 - کشف اصول و تعیین پیشفرضها و مبانى تعلیم و تربیت و نیز تعیین غایات تربیتى.
3 - ارائه الگوها و روشها براى هدایت و راهنمایى عمل به جریان امر تربیت.
حال با دقت در این اهداف مىتوان گفت که، بالا بردن کیفى و کمى عمل مجریان و دست اندر کاران امر تربیت، هدف غایى علوم تربیتى است.
در باب اخلاق نیز ارائه تعاریف مشخصى از آنچه امروزه به نام اخلاق مطرح است ما را از دام بسیارى مغالطهها مىرهاند.
اخلاق
«اخلاق» جمع «خلق» و «خلق» است و در لغتبه معناى سجیه، سرشت و صفات باطنى آمده است. علماى اخلاق نیز تعریفى قریب به همین معناى لغوى از اخلاق کردهاند. در نظر آنان، «خلق» سجیه و سرشتى است که در نفس ملکه شده است و افعال بدون نیاز به فکر و تامل از او صادر مىشود.
امروزه راى غالب در تشخیص گزارههاى اخلاقى، چنین بیان شده است: گزاره اخلاقى، گزارهاى است که مسندالیه آن، فعل ارادى اختیارى انسان، و مسند آن یکى از هفت مفهوم «خوب، بد، باید، نباید، ثواب، خطا و وظیفه» باشد. دانشهایى که گزارههاى اخلاقى را مطالعه مىکنند. چهار دستهاند، که به سه دسته اول، علم اخلاق اطلاق مىشود:
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 210 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
1
89
کلیات - تعریف و موضوع روانشناسی
واژه ای که بنام «روانشناسی» رواج یافته ، ترجمه لغت پسیکولوژی-Psychology 2-Psyche
که با تلفظ انگلیسی «سایکولوژی» می باشد که در اصل ازدو کلمه یونانی «پسیکه»
به معنی روح و «لوگوس»-Logos
به مفهوم تحقیق و بیان مشتق شده است . پسیکه مفاهیم متعدد دارد ، برخی آنرا به معنی روح و بعضی دیگر روان تفسیر نموده اند . این کلمه نام یکی از خدایان افسانه ای یونان قدیم بوده که در ابتدا زندگی بشر فناپذیری داشته بعداً در زمره خدایان درآمده و جاودان گردید . -سیروس ، عظیمی ، رواشناسی عمومی ، انتشارات مروی ، ص 12 .
تعریف روانشناسی : روانشناسی عبارتست از مطالعه جنبه های مختلف رفتار و ارتباط آنها با یکدیگر . منظور از رفتار و جنبه های آن فعالیت هائی است که از فرد سرمی زند ما با فردی سروکار داریم که احساس و ادراک می کند ، امور را بخاطر میسپارد و بیاد میاورد ، پاره ای از امور را یاد می گیرد ، از برخورد بچیزهایی میترسد، در مقابل ناملایمات خشمگین می شود ، در بعضی مواقع شور و هیجان از خود نشان می دهد ، با دیگران بسر می برد ، از کار کردن بادیگران لذت می برد ، برای خود هدفهای اساسی یا غیر اساسی انتخاب می کند ، نقشه می کشد ، درباره اعمال افراد اظهار نظر می نماید ، گاهی خونسرد است زمانی حساسیت نشان می دهد ، در انتخاب هدف ها و وسائل تصمیم می گیرد ، برای جلوگیری از شکست خود به منظور تامین احتیاجات اساسی روانی خویش رفتار خاصی از خود ظاهر می سازد ، اینگونه فعالیت ها که اغلب با کارهای بدنی همراه هستند بعنوان رفتار در روانشناسی مورد بحث واقع میشوند .
1
89
کلیات - تعریف و موضوع روانشناسی
واژه ای که بنام «روانشناسی» رواج یافته ، ترجمه لغت پسیکولوژی-Psychology 2-Psyche
که با تلفظ انگلیسی «سایکولوژی» می باشد که در اصل ازدو کلمه یونانی «پسیکه»
به معنی روح و «لوگوس»-Logos
به مفهوم تحقیق و بیان مشتق شده است . پسیکه مفاهیم متعدد دارد ، برخی آنرا به معنی روح و بعضی دیگر روان تفسیر نموده اند . این کلمه نام یکی از خدایان افسانه ای یونان قدیم بوده که در ابتدا زندگی بشر فناپذیری داشته بعداً در زمره خدایان درآمده و جاودان گردید . -سیروس ، عظیمی ، رواشناسی عمومی ، انتشارات مروی ، ص 12 .
تعریف روانشناسی : روانشناسی عبارتست از مطالعه جنبه های مختلف رفتار و ارتباط آنها با یکدیگر . منظور از رفتار و جنبه های آن فعالیت هائی است که از فرد سرمی زند ما با فردی سروکار داریم که احساس و ادراک می کند ، امور را بخاطر میسپارد و بیاد میاورد ، پاره ای از امور را یاد می گیرد ، از برخورد بچیزهایی میترسد، در مقابل ناملایمات خشمگین می شود ، در بعضی مواقع شور و هیجان از خود نشان می دهد ، با دیگران بسر می برد ، از کار کردن بادیگران لذت می برد ، برای خود هدفهای اساسی یا غیر اساسی انتخاب می کند ، نقشه می کشد ، درباره اعمال افراد اظهار نظر می نماید ، گاهی خونسرد است زمانی حساسیت نشان می دهد ، در انتخاب هدف ها و وسائل تصمیم می گیرد ، برای جلوگیری از شکست خود به منظور تامین احتیاجات اساسی روانی خویش رفتار خاصی از خود ظاهر می سازد ، اینگونه فعالیت ها که اغلب با کارهای بدنی همراه هستند بعنوان رفتار در روانشناسی مورد بحث واقع میشوند .
1
89
کلیات - تعریف و موضوع روانشناسی
واژه ای که بنام «روانشناسی» رواج یافته ، ترجمه لغت پسیکولوژی-Psychology 2-Psyche
که با تلفظ انگلیسی «سایکولوژی» می باشد که در اصل ازدو کلمه یونانی «پسیکه»
به معنی روح و «لوگوس»-Logos
به مفهوم تحقیق و بیان مشتق شده است . پسیکه مفاهیم متعدد دارد ، برخی آنرا به معنی روح و بعضی دیگر روان تفسیر نموده اند . این کلمه نام یکی از خدایان افسانه ای یونان قدیم بوده که در ابتدا زندگی بشر فناپذیری داشته بعداً در زمره خدایان درآمده و جاودان گردید . -سیروس ، عظیمی ، رواشناسی عمومی ، انتشارات مروی ، ص 12 .
تعریف روانشناسی : روانشناسی عبارتست از مطالعه جنبه های مختلف رفتار و ارتباط آنها با یکدیگر . منظور از رفتار و جنبه های آن فعالیت هائی است که از فرد سرمی زند ما با فردی سروکار داریم که احساس و ادراک می کند ، امور را بخاطر میسپارد و بیاد میاورد ، پاره ای از امور را یاد می گیرد ، از برخورد بچیزهایی میترسد، در مقابل ناملایمات خشمگین می شود ، در بعضی مواقع شور و هیجان از خود نشان می دهد ، با دیگران بسر می برد ، از کار کردن بادیگران لذت می برد ، برای خود هدفهای اساسی یا غیر اساسی انتخاب می کند ، نقشه می کشد ، درباره اعمال افراد اظهار نظر می نماید ، گاهی خونسرد است زمانی حساسیت نشان می دهد ، در انتخاب هدف ها و وسائل تصمیم می گیرد ، برای جلوگیری از شکست خود به منظور تامین احتیاجات اساسی روانی خویش رفتار خاصی از خود ظاهر می سازد ، اینگونه فعالیت ها که اغلب با کارهای بدنی همراه هستند بعنوان رفتار در روانشناسی مورد بحث واقع میشوند .
1
89
کلیات - تعریف و موضوع روانشناسی
واژه ای که بنام «روانشناسی» رواج یافته ، ترجمه لغت پسیکولوژی-Psychology 2-Psyche
که با تلفظ انگلیسی «سایکولوژی» می باشد که در اصل ازدو کلمه یونانی «پسیکه»
به معنی روح و «لوگوس»-Logos
به مفهوم تحقیق و بیان مشتق شده است . پسیکه مفاهیم متعدد دارد ، برخی آنرا به معنی روح و بعضی دیگر روان تفسیر نموده اند . این کلمه نام یکی از خدایان افسانه ای یونان قدیم بوده که در ابتدا زندگی بشر فناپذیری داشته بعداً در زمره خدایان درآمده و جاودان گردید . -سیروس ، عظیمی ، رواشناسی عمومی ، انتشارات مروی ، ص 12 .
تعریف روانشناسی : روانشناسی عبارتست از مطالعه جنبه های مختلف رفتار و ارتباط آنها با یکدیگر . منظور از رفتار و جنبه های آن فعالیت هائی است که از فرد سرمی زند ما با فردی سروکار داریم که احساس و ادراک می کند ، امور را بخاطر میسپارد و بیاد میاورد ، پاره ای از امور را یاد می گیرد ، از برخورد بچیزهایی میترسد، در مقابل ناملایمات خشمگین می شود ، در بعضی مواقع شور و هیجان از خود نشان می دهد ، با دیگران بسر می برد ، از کار کردن بادیگران لذت می برد ، برای خود هدفهای اساسی یا غیر اساسی انتخاب می کند ، نقشه می کشد ، درباره اعمال افراد اظهار نظر می نماید ، گاهی خونسرد است زمانی حساسیت نشان می دهد ، در انتخاب هدف ها و وسائل تصمیم می گیرد ، برای جلوگیری از شکست خود به منظور تامین احتیاجات اساسی روانی خویش رفتار خاصی از خود ظاهر می سازد ، اینگونه فعالیت ها که اغلب با کارهای بدنی همراه هستند بعنوان رفتار در روانشناسی مورد بحث واقع میشوند .
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..docx) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 37 صفحه
قسمتی از متن word (..docx) :
فصل دوم
مبانی نظری و پیشینه پژوهش
اخلاق در اسلام
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 190 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
1
ضرورت آموزش مربیان تربیت بدنی در زمینه طب ورزشی
از آنجا که مربی ورزش درتماس نزدیک با ورزشکار است و بیشترین تأثیر را روی او دارد ، توجه به کیفیت و کمیت آموزش مربیان از اهمیت خاصی برخوردار است . این آموزشها ، چنانچه از ابتدا و در زمینه های متنوع به اجرا در آیند ، بیشک میتوانند پایهریزی ورزشی صحیح وعلمی در رشتههای گوناگون باشند . مربیان در درجات متفاوت تحصیلی ، خصوصاً تحصیل کنندگان دانشکدههای تربیت بدنی میتوانند در کنار درسهای عملی و تئوری مختلف ، از زمینههای علمی مکمل ورزش نیز بهره جویند .
در بخش طب ورزشی که جزء لاینفک علوم ورزشی میباشد ، اهمیت موضوع بسیار بالاست . آموزش زمینه های مختلف طب ورزشی شامل تغذیه ورزشی ، روانشناسی ورزشی ، علم تمرین ، حرکات اصلاحی ، بیماریها و ورزش ، دوپینگ ، آسیب شناسی در رشتههای ورزشی و نحوه برخورد با آسیبها و نوع درمان آنها در صورت اجرای مناسب ، میتواند ورزش علمی و جذاب را که از نظر پزشکی هم ضامن سلامتی باشد ، رقم بزند .
اگر به تعریف ورزش ازدیدگاه پزشکی توجه کنیم که عبارت است از فعالیت با نشاط جهت زندگی سالم در مییابیم که زمینههای ایجاد این نوع حرکات را ، در آموزش صحیح ورزش با توجه به اصول علمی و طب ورزشی خواهیم یافت . متاسفانه در حال حاضر ، یا به موضوعات ذکر شده توجه نمیشود یا در صورت وجود سرفصلهای طب ورزش در آموزش مربیان ، تدریس مباحث آن توسط افراد غیر متخصص صورت میگیرد .
لذا شاهد آن هستیم که جامعه ورزشی به شکل غیر علمی به ورزش میپردازد . یا مربیان ورزش ، بدون آگاهی لازم به افرادی که دارای سنین متفاوت و مشکلات جسمی مختلف هستند ، ورزش یکسانی را توصیه میکنند و آموزش میدهند که منجر به صدمات جسمی و حتی تهدید سلامت ورزشکار و در نهایت ترک ورزش مناسب میشود .
مسئولان محترم تربیت بدنی ، باید توجه خاصی نسبت به امر آموزش طب ورزش ، در حد پایه برای مربیان و دانشجویان این رشتهها در دانشگاه مبذول دارند ، بدیهی است نتایج مثبت و سازنده این حرکت علمی به نفع جامعه ورزشی خواهد بود و به ایجاد زمینههای صحیح ورزش همگانی و تحقق جامعه سالم منجر خواهد شد .
2
معاینات پزشکی کودکان و نوجوانان ورزشکار
با گسترش و توسعه ورزش در جوامع بشری ، توجه به ورزش در دوران کودکی و سنین بلوغ ، جایگاه خاص خود را یافته است ، اما علم ورزش و طب ورزشی نیز در راستای توسعه ورزش در این سنین همراه و همگام با ورزش در جهت معرفی اصول علمی و ارائه راهکارهای مناسب حرکت کرده است . معاینات پزشکی قبل از شرکت در مسابقات و تمرینات ورزشی .PSE : Prepartioipation Sports Examination
( PSE) با گرفتن شرح حال و انجام معاینات بویژه سیستم عضلانی اسکلتی شروع میشود . این مرحله میتواند در 8-1% کودکان ورزشکار مشکلات احتمالی را پیشبینی نموده و مانع از شرکت کمتر از یک درصد آنان در فعالیتهای ورزشی گردد.
هدف از معاینات پزشکی کاهش میزان آسیبهای ورزشی یا مرگ ناگهانی ناشی از ورزش در کودکان دارای بیماریهای جسمی زمینه ای است که قبلاً تشخیص داده نشدهاند . لذا این موضوع از ورزش در کودکان دارای بیماریهای جسمی زمینهای است که قبلاً تشخیص داده نشدهاند . لذا این موضوع از لحاظ مسائل قانونی و بیمه ورزشی نیز مهم میباشد . لازم به ذکر است انجام بیمه ورزشی جهت حضور در کلیه تمرینات و مسابقات برای کودکان ورزشکار الزامی است .در صورت امکان باید معاینات پزشکی (PSE) با ویزیت های سالیانه کودکان با تأکید بر مراقبتهای پیشگیری همراه باشد .بهترین زمان برای انجام معاینات پزشکی 6-3 هفته قبل از شروع مسابقات است که طی این مدت در صورت وجود آسیبهای قبلی زمان کافی جهت بهبودی و شناسائی موارد جدید آسیب دیدگی وجود داشته باشد . در صورت عدم وجود علامت بالینی در معاینات نیاز به انجام آزمایش نیست . 75 درصد یافتههای مهم براساس شرح حال کودک مشخص می گردد که در این مرحله پرسیدن سوالاتی راجع به گذشته کودک ورزشکار از والدین نقش اساسی دارد .
این سئوالات بیشتر در ارتباط با سابقه پزشکی قبلی ، جراحی ، اختلالات قلبی عروق ، ریوی ، پوستی ، بینائی ، عضلانی اسکلتی ، سلامت روحی و روانی - عصبی و اختلالات
3
قاعدگی در دختران ورزشکار میباشند . همچنین وضعیت واکسیناسیون ، آلرژی و تغذیه نیز اهمیت دارد .
شایعترین مشکلی که در معاینات پزشکی دیده می شود آسیبهای ورزشی قبلی است که مورد بررسی و درمان قرار نگرفته اند . بنابراین ارزیابی وضعیت عملکرد سیستم عضلانی اسکلتی بویژه زانو و مچ پا مهم است .
مرگ ناگهانی در کودک ورزشکار بیشتر ناشی از مشکلات شناخته نشده قلبی شامل بزرگی قلب ، ناهنجاری عروق کرونری یا پارگی آئورت است .در بسیاری موارد بیماری قلبی زمینه ای بدون علامت فقط با مرگ ناگهانی حین ورزش بروز می کند .
رادیوگرافی قفسه سینه ، نوار قلب (ECG) و اکوکاردیوگرافی
( Echocardiography) بصورت روتین توصیه نمی شود ولی در صورت شک به وجود اختلال زمینهای قلبی در کودک ورزشکار براساس شرح حال ومعاینات با مشاوره متخصص قلب و عروق یا فوق تخصص بیماریهای قلبی کودکان انجام موارد فوق الزامی است که اهمیت موضوع بویژه در صورت وجود سابقهای از سنکوپ ، طپش قلب ، تنگی نفس حین ورزش ، بیماری قلبی در بستگان درجه یک ، سندرم Q-T طولانی . سندرم Q-T طولانی : یک شکل اختلال ریتم قلبی است که عامل سنکوپ و مرگ ناگهانی کودکان در ورزش میباشد . حدود 50 درصد موارد فامیلی است .
، کاردیومیوپاتی هیپرتروفیک . کاردیومیوپاتی هیپرتروفیک : یک اختلال عملکرد عضلات قلب است که در آن گنجایش قلب کاهش مییابد و از علل مرگ ناگهانی کودکان بلافاصله پس از قطع ورزش میباشد .
و سندرم مارفان . سندرم مارفان : یک اختلال عملکرد چند عضوی است که در آن کوداکان قد بلند ، دست و پای دراز ، مشکلات بینائی (در رفتگی عدسی چشم ) و مسایل قلبی همراه دارند واز علل مرگ ناگهانی در کودکان ورزشکار است .
چند برابر خواهد بود .
جدول1-01 معاینات پزشکی کودکان قبل از شرکت در مسابقات و تمرینات ورزشی (PSE)
توصیههای فدراسیون جهانی طب ورزشی
1) باید قبل از شروع ورزش هر شرکت کننده مورد معاینات پزشکی وسیعی قرار گیرد تا اطمینان حاصل شود که فقط کودکان بدون عوامل خطر برای سلامتی به ورزش رقابتی
4
پذیرفته شوند . برای جلوگیری از صدمات ناشی از فشار و تمرین بیش از حد که در نوجوانان شایعتر است ، نظارت طبی کامل و منظم لازم است .
2) مربی علاوه بر مربیگری ، مسئولیت تربیت و آموزش کودکانی که به او اعتماد کردهاند را نیز بر عهده دارد مربی باید در مورد مسایل بیولوژیکی ، جسمی و اجتماعی خاص رشد کودکان اطلاعاتی داشته باشد و بتواند از آنها در حرفهاش استفاده نماید .
3) مربی باید خصوصیات فردی و فرصتهای بیشتر رشد کودکان را شناسائی نماید و آنها را به عنوان معیار اصلی در طراحی برنامههای ورزشی مورد نظر قرار دهد . احساس مسئولیت نسبت به رشد همه جانبه کودکان باید بر نیازهای تمرینی و مسابقات ارجحیت یابد .
4) اگر مربیگری کودکان تحت نظارت طبی و آموزشی انجام شود ، فرصتهای رشد ارزشمندی را برای کودکان شرکت کننده ایجاد خواهد نمود ولی اگر این مساله بصورت انجام تمرین برای رسیدن به حداکثر کارایی ورزشی به هر قیمتی تبدیل شود ، از لحاظ قانونی و پزشکی محکوم است . البته این مورد تا حد زیادی برای نوجوانان صدق می کند .
5) تنوع فعالیتهای ورزشی سبب افزایش موفقیت و احساس لذت از ورزش در کودکان خواهد شد . باید از اختصاصی شدن زودرس و پیش از موقع فعالیت ورزشی جلوگیری شود .
6) باید کودکان شرکت کننده در ورزشهای دارای برخورد را براساس بلوغ ، مهارت وقدرت بدنی تقسیم بندی کرد نه براساس سن تقویمی آنها .
7) جهت کاهش خطر آسیب دیدگی کودکان باید مدت زمان و قوانین بازی را متناسب با سن شرکت کنندگان تغییر داد و جلسات تمرین را به خوبی طراحی و برنامهریزی نمود .
8) نباید کودکان را قبل از کامل شدن بلوغ به مسابقات وزنه برداری تشویق نمود .
9) انجام مسابقات دوی خیلی طولانی از نظر مسافت برای کودکان قبل از سن بلوغ توصیه نمیشود .
جمع بندی جهت یک کیف پزشکی و وسائل
راه هوائی ووسائل تهویه
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : پاورپوینت
نوع فایل : powerpoint (..ppt) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد اسلاید : 163 اسلاید
قسمتی از متن powerpoint (..ppt) :
بنام خدا
تربیت ارزیاب و خودارزیابی بر اساس مدل سرآمدی EFQM
در پایان این دوره شرکت کنندگان قادر به:
درک مدل سرآمدی EFQM
با استفاده از مدل قادر به ارزیابی سازمان خود می باشند.
قادر به بررسی و جاری سازی اطلاعات و داده های لازم برای خود ارزیابی خواهند بود.
هدف از این دوره
EFQM
بنیاد مدیریت کیفیت اروپا
EFQM
EFQM ...
یک سازمان غیر انتفاعی است.
در سال 1988 توسط 14 مدیرعامل شرکت های اروپایی تاسیس شد.
بیش از 800 عضو در سطح اروپا و سازمان های صنعتی بزرگ دارد.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : پاورپوینت
نوع فایل : powerpoint (..ppt) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد اسلاید : 199 اسلاید
قسمتی از متن powerpoint (..ppt) :
تربیت بدنی در مدارس
1
تربیت بدنی در مدارس انتشارات دانشگاه پیام نوررشته تربیت بدنی
تالیف:دکتر مهدی کارگر دکتر مسعود نادریان
ویرایش علمی وتهیه اسلاید:
دکترابوالفضل فراهانی
دانشیار دانشگاه پیام نور
2
فصل اول اهداف تربیتبدنی و ورزش در مدارس
هدف کلی
شناخت اهداف و نقش آن در تعیین محتوا و خطمشیهای اجرایی درس تربیتبدنی در مدارس.
هدفهای رفتاری
1. مفهوم تربیتبدنی و تعاریف مربوط به آن
2. اختلاف بین دو واژة«ورزش» و «تربیتبدنی»
3
3. نقش اهداف در برنامهریزی فعالیتهای تربیتبدنی و ورزش مدارس
4. اهداف عمومی تربیتبدنی در دورة ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان
5. تعریف واهداف آموزش و پرورش
6. اهداف کلی و اختصاصی تربیتبدنی و ورزش.
7. ضرورت تدوین برنامههای تربیتبدنی و ورزش در مدارس
8. اهداف تربیتبدنی در مدارس را از نظر «کین» و «دکتر تاش»
4
مفهوم تربیتبدنی
به منظور تعیین اهداف تربیتبدنی ابتدا لازم است که مفهوم تربیتبدنی در مدارس به درستی شناخته شود. بسیاری از افراد جامعه و حتی تعدادی از معلمان و مربیان تربیتبدنی دو واژة ورزش و تربیتبدنی را به جای یکدیگر به کار میبرند. این موضوع چنان فراگیر شده است که در بسیاری از برنامههای آموزشی واژة ورزشی به جای واژة تربیتبدنی به کار برده میشود. اگرچه هر دو بر پایة فعالیتهای جسمانی بنا شده اما تربیتبدنی از نظر ماهیت و اهداف با ورزش تفاوت داشته و این تفاوتها در اجرای برنامهها شکل واقعی و عینی به خود میگیرد. این تفاوتها در تعاریف هر یک از واژههای تربیتبدنی و ورزش به خوبی مشاهده میشود.
5
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : پاورپوینت
نوع فایل : powerpoint (..ppt) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد اسلاید : 48 اسلاید
قسمتی از متن powerpoint (..ppt) :
بسم الله الرحمن الرحیم
تربیت بدنی و منابع انسانی موثر
امروزه نقش و اهمیت نیروی انسانی در رشد و توسعه کشورها بیش از پیش نمایان گشته است. از این رو در عصر جدید به «انسان» در مدیریت بعنوان «سرمایهای بیپایان» و با ارزش مینگرند.
عمدهترین مزایای برنامه ریزی نیروی انسانی به شرح زیر است:
1- استفاده بهینه و مطلوب از نیروی انسانی موجود کشور
2- تأمین نیروهای انسانی بالنده برای کشور
3- هماهنگی منابع انسانی در جهت تحقق اهداف بلند مدت کشور
4- تأمین منابع انسانی با حداقل هزینه
از نظر سازمان بهداشت جهانی ،«تندرستی صرفاً نداشتن بیماری و ضعف نیست؛ بلکه منظور از آن سلامتی کامل جسمی ، ذهنی ، اجتماعی و روحی است . در حقیقت دو هدف عمده تندرستی ، به تأخیر انداختن مرگ و بیماری است»
باستان شنا سان جمجمه های سوراخ شده از عصر سنگی پیدا کرده اند که به عمد با ابزارهای سنگی سوراخ شده بودند .گمان می رود که انسان های عصر سنگی می خواستند با سوراخ کردن جمجمه ، ارواح خبیثه را از بدن بیمار خارج کنند .
یونانیان از نخستین مردمانی بودند که فرضیه ی جدایی تن و روان را مطرح کردند . آنان به جای آن که بیماری را به ارواح خبیثه نسبت دهند آن را پیامد بر هم خوردن تعادل مایعات بدن می دانستند .
بر طبق این فرضیه ،که ابتدا توسط بقراط عنوان شد و جالینوس آن را بسط داد بیماری از برهم خوردن تعادل چهار خلط در بدن ایجاد می شود .از این رو درمان بیماری مستلزم برقراری تعادل مجدد بین این چهار خلط بود. از شواهد چنین بر می آید که در این دوران تأثیر عوامل روانی بر بیماری کاملاً نادیده گرفته می شد.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : پاورپوینت
نوع فایل : powerpoint (..ppt) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد اسلاید : 102 اسلاید
قسمتی از متن powerpoint (..ppt) :
بسم الله الرحمن الرحیم
تربیت و ضرورت تربیت
تربیت، عامل فهم و تنظیم رابطه انسان با خداست و راه و رسـم این ارتباط را به آدمی می آموزد. می دانیم رابطه خدا و انسـان از دو دید و از دو چهره قابل بررسی است. یکی رابطه خدا با انسان و دیگر رابطـه انسان با خدا. تربیت، ما را با خدایمان آشنا کرده و پایبنــد فرمان ها و تعالیم الهی می سازد. ارزش توکل و توسل به او را نشـان داده و ما را به کیفیت عبادت و ارتباط با پروردگار و دعا و مناجـات و استمرار و استعانت از او آگاه می سازد. تربیت، می تواند عامل وصول انسان بـه مقام عبد و عبودیت باشد و تجربه های روز از خانواده ها و مردم و مبلغان آن را اثبات می کند .
1- ضرورت تربیت از لحاظ معنوی را بیان کنید؟ (تربیت)
2- عوارض فقدان تربیت چیست؟ شرح دهید. (تربیت)
عدم تربیت و یا سوء تربیت موجد عوارض فردی و اجتماعی بسیاری است از جمله: در جنبه فردی فقدان یا سوء تربیت سبــب خمــودی و واماندگی، خامی و خشنی، سرکشی و جهل و بی خبری و در نهایــت در حالت حیوانی زیستن است. * در جنبه اجتماعی، سوء تربیت و یا فقدان آن سبب جرم زایی، انحراف، فساد آفرینی، نابسامانی در روابط اجتماعی بی توجهی به مسؤولیــت و اخلاق و انسانیت است. * در جنبه اقتصادی عدم تربیت، سبب بیکاری، عدم اتقان در کار، سـوء مصرف و دیگر نابسامانی اقتصادی می شود. * در جنبه سیاسی عدم تربیت، سبب بی توجهی به نظام، عدم حکومت صالح، بی بند و باری در استفاده از آزادی، عدم پای بندی به ملیـت و ... خواهد شد.
3- فطرت چیست؟ شرح دهید. (تربیت)
خدا انسان را آفرید و او را در مسیر و در خط هدایت قرار داد. برای وصول او به مراتب رشد و کمال، زمینه ها، امکانات و تجهیزاتـــی در اختیار او نهاد که بخشی از آنها ظاهری و قابل رؤیت هستنــد، مثـل چشم، گوش و بخشی از آنها باطنی و مربوط به جنبه های درونی انسان است مثل غریزه، وجدان، فطرت.
(فطرت به معنی شکافتــن، ابــداع آفرینش ابتدایی و بدون سابقـه است. آن را نیرویی می شناسند کـــه مرموز و پیچیده واســرار آن ناشناخته است و این نیــرو سبب می شود که فعالیت انسان به سویی خاص جهت پیدا کند.)
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : پاورپوینت
نوع فایل : powerpoint (..pptx) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد اسلاید : 35 اسلاید
قسمتی از متن powerpoint (..pptx) :
عنوان
تعلیم و تربیت اسلامی
مراحل تعلیم و تربیت در اسلام
تربیت را از دو نظر می توان تعریف کرد:
1- تربیت به معنی پرورش دادن رب و) مرحله پایانی آن هنگامی خواهد بود که فرد بتواند روی پای خود بایستد و استقلال و کفایتی یافته باشد که به مدد آن تنظیم امور خویش شود.
مفهوم مزبور: که اساساً دوره طفیلی بودن انسان را حیطه ی کار تربیت جلوه می دهد، مربی تا هنگامی دست به کار تربیت است که این خصیصه در مّتربی موجود باشد.
2- تربیت به معنی ربّوبی شدن (از رب ب) و ربوبی ساختن آدمی
دوره ی طفولیت و طفلیت بیرون از متن اصل تربیت و به منزله دوره ی تمهید برای ورود به آن است.
دامنه و حد مراحل تربیت، گسترده ی زندگی را در خود می گیرد و چنین نیست که فی المثل دهه ی دوم زندگی پایه امر تربیت باشد.
پس ربوبی شدن و ربوبی ساختن آدمی بسیار دامن گستر است و به پای تحولات و تطورات وسع وی، عرصه ها و مراحل تازه ای می یابد و در هر مرحله منزل و مقصدی تازه سربر می آورد.
نکته: از این رو نمی توان دستورالعملهایی را که در اخبار و روایات وارد شده و درباره ی هفت سال نخستین زندگی توصیه هایی دارد (بازی ـ تبعیت ـ وزارت) به منزله طرحی برای مراحل تربیت در نظر گرفت.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : پاورپوینت
نوع فایل : powerpoint (..ppt) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد اسلاید : 13 اسلاید
قسمتی از متن powerpoint (..ppt) :
بسم الله الرحمن الرحیم
تربیت دینی
سورپریز، برای شببیداران!
در حالات مرحوم شیخ جعفر کاشف الغطا (از علمای بزرگ نجف در قرن سیزدهم هجری) آمده است: در یکی از شبها که برای تهجّد برخاست، فرزند جوانش را از خواب، بیدار کرد و فرمود: «برخیز به حرم مطهّر مشرّف شویم و آن جا نماز بخوانیم». فرزند جوان که برخاستن از خواب در آن ساعت شب برایش دشوار بود، عذر خواست و گفت: «من فعلاً مهیا نیستم، شما منتظر من نباشید؛ بعداً مشرّف میشوم». آقا فرمود: «نه! من این جا ایستادهام. برخیز و مهیا شو تا با هم برویم».
آقازاده به ناچار از جا برخاست و وضو ساخت و با هم به راه افتادند.
کنار در صحن مطهر که رسیدند، مرد فقیری را دیدند که نشسته و دست نیاز به طرف مردم، دراز کرده است. آن عالم بزرگوار ایستاد و به فرزندش فرمود: «این شخص در این وقت شب، برای چه این جا نشسته است؟». فرزند گفت: «برای تکدّی از مردم». فرمود: «چه مقدار ممکن است از رهگذران، نصیب او گردد؟». فرزند گفت: «احتمالاً یک قَران!». مرحوم کاشف الغطا فرمود: «فرزندم! درست فکر کن و ببین این آدم، برای مبلغ بسیار اندک و کمارزش دنیا (و آن هم محتمل)، در این وقت شب، از خواب و آسایش خود دست برداشته و در این گوشه نشسته و دست تذلّل به سوی مردم، دراز کرده است! ایا تو به اندازه این شخص، به وعدههای خدا درباره شبخیزان و متهجّدان، اعتماد نداری که فرموده است: فَلا تَعلمُ نَفسٌ ما اُخفی لَهُم مِن قُرَّةِ اَعین [؛ یعنی: هیچ کس نمیداند که خداوند برای شببیداران، چه چشمروشنیهایی پنهان داشته است (سوره سجده، ایه 17)]».
گفتهاند که آن فرزند جوان، از شنیدن این گفتار پدرِ زندهدل، چنان تکان خورد و تنبّه یافت که تا آخر عمر، از شرف سعادت بیداری آخر شب، برخوردار بود و نماز شبش ترک نشد.
پاسداشت کلام خدا
از یکی از علما نقل شده است که میگفت: با عدّهای برای حجّ به مکّه مشرّف شدیم. در مدینه، یک نفر از ما درگذشت. پس از دفن وی، مجلس ترحیمی تشکیل دادیم و یکی از قاریان اهل سنّت را برای خواندن قرآن، به مجلس دعوت کردیم. قاری آمد و نشست؛ امّا قرآن نمیخواند. به او گفتیم بخوان. گفت: «شما مشغول حرف زدن هستید و تا ساکت نشوید، قرآن نمیخوانم».
همه ساکت شدیم. دوباره گفت: «طرز نشستن شما متناسب با مجلس قرآن نیست». همه دوزانو نشستیم که دوباره گفت: «هنوز مجلس برای قرائت قرآن مهیا نیست؛ زیرا در دست بعضی چای و سیگار مشاهده میشود». چای و سیگار را که کنار گذاشتیم، قاری، ایهای از قرآن را تلاوت کرد و مجلس را ترک کرد. ایهای که تلاوت کرد، این بود: «و اذا قُریء القُرآن فَاستمعوا لَه و اَنصتوا؛ هنگامی که قرآن خوانده میشود، بدان گوش فرا دهید و ساکت باشید» (سوره اعراف، ایه 204).
خاطره مکتب
علّامه حسنزاده آملی، از دوران کودکی خود، زمانی که در مکتب، قرآن آموخته است، خاطره شیرینی دارد. ایشان میگوید: روزی یکی از ملّاباجیها، مطلبی را به ما یاد داد. من با یک وجد و نشاط خاصّی به خانه آمدم و از بزرگان خانه پرسیدم: شما میتوانید بگویید یک شتر در میان دو خدا یعنی چه؟ آنها جوابی نداشتند. بعد من برایشان توضیح دادم که در ایه: «فقال لهم رسولُ الله ناقَةَ الله و سُقیاها»، ناقه به معنای «شتر» است که بین دو «الله» قرار گرفته است. آنها خیلی احساس شگفتی کردند و گفتند: از کجا میدانی؟ گفتم: ملّاباجی به ما یاد داده است!
همدم تنهایی
علّامه محمّد اقبال لاهوری، زمانی که در زادگاهش شهر سیالکوت، درس میخواند، هر روز، هنگام صبح، قرآن تلاوت میکرد. پدر او وقتی از انجام دادن وظایف روزمرّه، فارغ میشد، میآمد و اقبال را میدید. یک روز صبح زود، نزد او آمد و گفت: «وقتی فرصت یافتم، به تو یک راز را خواهم گفت». سرانجام پس از مدّتی، به اصرار اقبال، آن راز را آشکار کرد. او با مهربانی گفت: «پسرم! آن رازی که میخواستم عیان کنم، این بود که وقتی قرآن تلاوت میکنی، فکر تو این باشد که قرآن بر تو نازل شده است و اکنون الله با تو همکلام است».
اقبال در اشعارش به این واقعه، اشاره کرده است. ترجمه شعر اُردوی او چنین است: «تا وقتی که قرآن بر وجدان تو نازل نشود، نه [فخر الدّین] رازی میتواند مشکل تو را حل کند و نه [زَمَخشَری،] صاحب تفسیر کشّاف».
اقبال در نامه مورّخ دوم مارس 1917م، مینویسد: «در محیط شلوغ و پر از ازدحام لاهور به سر میبرم؛ امّا در حقیقت، تنها هستم. هر وقت از کارهای ضروری فراغت پیدا میکنم، به تلاوت قرآن میپردازم و در عالم خیال، اوضاع صدر اسلام را در نظر، مجسّم میکنم. با خودم میاندیشم که وقتی خیال آن عصر، این قدر شیرین و روحافزاست، پس خود آن دوره چه قدر خوب بوده است!».
اقبال در 1937م، در لاهور در گذشت.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : پاورپوینت
نوع فایل : powerpoint (..ppt) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد اسلاید : 18 اسلاید
قسمتی از متن powerpoint (..ppt) :
تربیت اسلامى (روش پاداش و تنبیه)
معنى لغوى تشویق(پاداش)وتنبیه
تشویق به معناىبرانگیختن-به شوق آوردن-راغب ساختن وشایق کردن است.
تنبیه به معناى بیدار کردن-آگاه کردن-هوشیار ساختن وادب کردن است.
معروفترین قانونى که اسلام بدان دعوت نموده است تا در جهت تعلیم و تربیت بهره بردارى کند قانون تشویق است.
روش تشویق یکى از روشهاى تربیتى از دیدگاه امام على(ع)
امام على(ع)درباره نقش پاداش وکیفر الهی در تربیت آدمى میفرماید:
ناخداىسبحان پاداش را بر طاعت و کیفر را بر معصیت
خود قرار داده است تا بندگانش را از عذاب خویش باز
دارد و به سوى بهشت روانه سازد.
نهج البلاغه حکمت 368
اصل تشویق و تنبیه به عنوان امرى مسلم در تربیت اسلامى
بهشت و جهنم- انذار و تبشیرپیامبران-آیه هاى مربوط به پاداش و کیفر-وعده هاى شوق انگیز و خوفناک و...همه جلوه هایى از تشویق و تنبیه هستند.
خداوند در قرآن مجید(سوره بقره)میفرماید:اى پیامبر به کسانى که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده اند بشارت ده که جایگاه آنان در قیامت باغستانهایى است که نهرهاى آب در آن جاریست.
نظریاتى در مورد تنبیه وتشویق
افلاطون/تنبیه را وسیله اى براى بیدار کردن و تربیت میداند نه انتقام جوِیى.
کانت/پاداش از فرد موجودی تابع میسازد.
اسکینر/معتقد است که در انسانها یک استعداد ارثى وجود دارد که طبق آن افراد نسبت به کسانى که با آنها رفتار محبت آمیز دارند با محبت رفتارى میکنند و نسبت به کسانى که با انها رفتار خصمانه دارند با پرخاشگرى رفتارمیکنند.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : پاورپوینت
نوع فایل : powerpoint (..ppt) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد اسلاید : 36 اسلاید
قسمتی از متن powerpoint (..ppt) :
بنام خدا
آموزش و تربیت
معاونت آموزشی نزاجا
عنوان
هدفهای تربیتی
ویژگیهای هدف تربیتی مطلوب
هدفهای تربیتی اسلام
عوامل تربیت در اسلام
روشهای تعلیم و تربیت اسلامی
اصول و مبانی تعلیم و تربیت اسلامی در نظام ج.ا.ا
فهرست
عنوان
تدابیر و رهنمودهای حضرت امام خمینی(ره)
ویژگیهای سازمانهای نظامی در امر تربیت
وظایف نظامیان در امر آموزش نظامی
اصول نظام آموزشی ن.م
توصیه های آموزشی
فهرست
قال رسول الله (ص) :
طلب العلم فریضةٌ علی کل مسلمٍ و مسلمة
قال رسول الله (ص):
اطلبو العلم و لو بالصّین
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 31 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
22
عنوان مقاله:
تعلیم و تربیت
منطقه ده آموزش و پرورش
فهرست مطالب
مقدمه
تعریف تعلیم و تربیت
تربیت اخلاقی
تربیت و رشد ذهنی کودک
تربیت عقلانی
رشد و تربیت روانی و اجتماعی کودک
تنگناها و بحرانهای تربیتی
نقش مطبوعات و سایر نهادهای اجتماعی در تعلیم و تربیت
انتخاب شغل
دوستی و رفاقت در نوجوانی و جوانی
عشق ها یا بیداری عواطف
بزهکاریهای دوران نوجوانی
نگرانیهای دائمی شخصی و مسائل مدرسه
سالهای پایانی دبیرستان و دغدغه های کنکور شغل و ازدواج
تجربه های موفق آموزشی و تربیتی
فهرست منابع و مآخذ 38
22
عنوان مقاله:
تعلیم و تربیت
منطقه ده آموزش و پرورش
فهرست مطالب
مقدمه
تعریف تعلیم و تربیت
تربیت اخلاقی
تربیت و رشد ذهنی کودک
تربیت عقلانی
رشد و تربیت روانی و اجتماعی کودک
تنگناها و بحرانهای تربیتی
نقش مطبوعات و سایر نهادهای اجتماعی در تعلیم و تربیت
انتخاب شغل
دوستی و رفاقت در نوجوانی و جوانی
عشق ها یا بیداری عواطف
بزهکاریهای دوران نوجوانی
نگرانیهای دائمی شخصی و مسائل مدرسه
سالهای پایانی دبیرستان و دغدغه های کنکور شغل و ازدواج
تجربه های موفق آموزشی و تربیتی
فهرست منابع و مآخذ 38
1
مقدمه:
معلم بزرگترین نعمت و سرمایهی جوامع بشری، انسان یعنی عالیترین تجلیگاه خلقت الهی است. انسان مستعد و متصف به همهی صفات و کمالات الهی است و آفریده شده تا به مقام خلیفهی الهی برسد و این سیر بدون تعلیم و تربیت او میسر نمی شود.
انبیاء بعنوان اسوهی معلمین بشر آمده اند تا در سایهی کتاب مقدس الهی او را به این مقام برسانند. بنابراین معلمی که ادامه دهندهی راه تعلیم و تربیت انبیاء است چنین مسئولیت مهمی را به عهده دارد و این ممکن نیست مگر به نیت قرب الهی و اخلاص طریقت او.
پس از آن راه و روش تعلیم و تربیت است و هر آن کس که بی شناخت و از روش و راه در هر کار عمل نماید جزء در طریق بیهودگی نکوشیده است. چه آن که در تعلیم و تربیت این مسئله مهم تر و اساسی تر است. زیرا سروکار او با انسان است و انسان دارای قوای فطری و تفاوت استعدادی است و در اهمیت روش امام صادق (ع) فرمودند: «عمل کننده بی بصیرت به رهنوردی ماند که بیراهه رود. سرعت حرکت او را به هدف نمی رساند جزء آن که دورش میکند.»
امروزه روشها همراه با تحولات و رشد بشری رو به تکامل و پیشرفتگی است و معلم نیازمند است که به ابزار و روشهای نوین پا به عرصه تعلیم و تربیت گذارد.
وقتی سخن از تعلیم و تربیت به زبان می آید، لازم است ابتدا مفهوم روشنی از هر یک از این دو واژه بیان شود. تربیت، عبارتست از فراهم کردن زمینه ها و عوامل برای به فعلیت رساندن و شکوفا نمودن استعدادهای انسان در جهت مطلوب در حالی که تعلیم عبارتست از فراهم کردن زمینه ها و عوامل برای این که متعلم دانشی را واجد شود نکته حائز اهمیت در این تعریف آن است که معلم فقط زمینه را جهت فراگیری متعلم آماده می کند و این متعلم است که خود، فعالانه به یادگیری می پردازد.
بنابراین با توجه به واژه و تعریف تربیت نکات مهم زیر قابل توجه است:
2
1. از آن جایی که انسان دارای استعدادهای نهفته است تا تربیت صحیح نباشد این استعدادها هم مورد بهره برداری قرار نمی گیرد. 2. عبارت فراهم کردن زمینه ها و عوامل حاکی از این است که مربی فقط زمینهی شکوفایی استعدادهای متربی را فراهم می کند و این متربی است که باید فعالانه در جهت مطلوب حرکت نماید. 3. کلمه انسان نشان می دهد که موضوع تربیت، انسان است نه حیوان 4. متربی یا اثرپذیر در تعریف فوق فقط انسان است اما مربی و اثرگذار می تواند خداوند متعال، انسان باشد.
5. عبارت در جهت مطلوب نشان می دهد که اولاً تربیت دارای قصد و هدف است و یک عمل غیرعمدی و تصادفی نیست. 6. در ابتدا تعریف تربیت عبارت شناخت استعدادها ذکر نشده است. زیرا با این که شناخت استعدادها و قابلیت های متربی برای ت. ت لازم است اما این شناخت متن تربیت نیست بلکه مقدمهی آن است که از آن در علوم دیگری همچون روان شناسی بحث می شود.
افلاطون می گوید: در اثر تبیت، جسم و روح انسان به بلندترین پایه جمال و کمال می رسد بنابراین عالی و مقدس تر از تربیت، فنی نیست.»
تعلیم و تربیت به ویژه تربیت دینی می تواند ارتباط آفریده با آفریدگار را مستحکم تر نماید و او را به پذیرش تعهد و قبول مسئولیت وادارد. اساساً بعثت انبیاء امامت معصومین (ع)، و ولایت فقها نیز بر همین هدف استوار است. تعلیم و تربیت می تواند به رشد و ارتقاء جسمانی و روحانی انسان مدد نماید و نیازهای فردی، اجتماعی، اقتصادی انسان را تأمین کند. اساساً باید دانست که تمام امور زندگی بشر چه در حال فردی و چه اجتماعی، بطور مستقیم یا غیرمستقیم با امر تعلیم و تربیت ارتباط دارد، زیرا انسان موجودی صاحب اختیار و دارای ارادهی آزاد است و این اراده و اختیار تحت تأثیر حالات درونی و گرایشهای روحی اوست. در حدیثی از رسول خدا (ص) در اهمیت تربیت انسانها می فرماید: اگر خداوند به وسیلهی تو یک فرد را هدایت کند برای تو بهتر است از دنیا و آنچه که در دنیاست.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 34 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
1
فهرست مطالب:
مقدمه........................................................................................................................................2
تعلیم و تعلم ............................................................................................................................7
فضیلت علم .............................................................................................................................7
ارزش علم ...............................................................................................................................14
تربیت در نهج البلاغه ..............................................................................................................18
نهج البلاغه یک کتاب تربیتى ...............................................................................................18
ابعاد اساسى شخصیت على علیه السلام .............................................................................. 19
بعد شناخت.......................................................................................................................... 20
بعد جامعیت ..........................................................................................................................20
بعد وحدت............................................................................................................................21
نکتههاى تربیتى در نهج البلاغه جنبه عقلانى در شخصیّت آدمى ........................................23
عقل و تفکر در نهج البلاغه .................................................................................................24
2
علم و تفکر ..........................................................................................................................27
تربیت و عادت .....................................................................................................................29
تنبیه و پاداش ......................................................................................................................30
تقوا و تربیت .......................................................................................................................31
نتیجه ...................................................................................................................................34
مقدمه:
الحمدلله رب العالمین وصلیالله علی سیدنا وحبیب قلوبنا وطبیب نفوسنامحمدصلی الله علیه وآله وآله الطاهرین ولاسیما بقیة الله فیالارضین واللعنة علی اعدائهم اجمعین الییوم الدین.
قال الله عزوجل: لقد من الله علی المؤمنین اذ بعث فیهم رسولا من انفسهم یتلوا علیهم آیاتهویزکیهم ویعلمهم الکتاب والحکمة وان کانوا من قبل لفی ضلال مبین -) آل عمران (3) آیه 164.
;
خدا بر اهل ایمان منت گذاشت که رسولی از خود آنها در میان آنان برانگیخت که بر آنهاآیات خدا را تلاوت کند و نفوس آنان را از هر نقص و آلایش پاک گرداند و به آنان احکام شریعت وحقایق حکمتبیاموزد، هر چند که قبل از آن در گمراهی آشکاری بودند.
4
موضوع تعلیم و تربیت «انسان» است و طراحی نظام صحیح و جامعی برای تعلیم وتربیت انسان، تنها از ناحیه وحی ممکن خواهد بود. قرآن کتاب انسان سازی و علیعلیه السلامترجمان و مبین قرآن است. - نهجالبلاغه، خطبه 125: «هذاالقرآن انما هو خط مستور بینالدفتین لاینطق بلسان ولابد له من ترجمان.»
چه کسی غیر از آن حضرت میتواند مفسر کتاب خدا باشد؟ همو که اعلم به وحی وسنت و سیره نبوی و اسبق به ایمان و اقرب به پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله است. -یکی از فضایل امیرالمؤمنینعلیه السلام حدیث اشباه است که مورد اتفاق فریقین میباشد. علامه امینی در جلد سوم الغدیر، صفحه 355 تحت عنوان «حدیث الاشباه» مینویسد: «هذا الحدیث الذی رواه الحموی فی معجمه نقلا عن تاریخ ابن بشران قد اصفق علی روایته الفریقان غیر ان له الفاظا مختلفة و الیک نصوصها: اخرج امام الحنابلة احمد عن عبدالرزاق باسناده المذکور بلفظ: من اراد ان ینظر الی آدم فی علمه و الی نوح فی فهمه و الی ابراهیم فی خلقه و الی موسی فی مناجاته و الی عیسی فی سنته و الی محمد فی تمامه وکماله فلینظر الی هذا الرجل المقبل فتطاول
در قسمتی از خطبه قاصعه در معرفی خود میفرماید:
من در دوران نوجوانی، بزرگان و شجاعان عرب را به خاک افکندم و شاخههای بلند درختقبیله ربیعه و مضر را درهم شکستم; شما به خوبی موقعیت مرا از نظر خویشاوندی و قرابت ومنزلت و مقام ویژه نسبتبه رسول خدا میدانید: او مرا در دامن خویش پرورش داد; من کودک بودم،او همچون فرزندش مرا در آغوش خویش میفشرد و در استراحتگاه مخصوصش جای میداد،بدنش به بدنم میچسبید و بوی پاکیزه او را استشمام میکردم; غذا را میجوید و در دهانممیگذاشت. هرگز دروغی در گفتارم نیافت و اشتباهی در کردارم پیدا ننمود ... .
من همچون سایهای به دنبال آن حضرت حرکت میکردم و او هر روز نکته تازهایاز اخلاق نیک برای من آشکار میساخت و مرا فرمان میداد که به او اقتدا کنم. مدتی از سال،مجاور کوه حرا میشد، تنها من او را مشاهده میکردم و کسی جز من او را نمیدید. در آن روزغیر از خانه رسول خدا، خانهای که اسلام در آن راه یافته باشد وجود نداشت. تنها خانهآن حضرت بود که او و خدیجه و من نفر سوم آنها اسلام را پذیرفته بودیم. من نور وحی و رسالت رامیدیدم و نسیم نبوت را استشمام میکردم. به هنگام نزول وحی بر رسول خدا، صدای نالهایرا شنیدم; از آن حضرت پرسیدم: این ناله چیست؟ فرمود: این شیطان است که از پرستش خویشمایوس گردیده; تو آنچه را که من میشنوم میشنوی و آنچه را میبینم میبینی، تنها فرق میانمن و تو این است که تو پیغمبر نیستی، بلکه وزیر منی و بر طریق و جاده خیر قرار داری; من هموارهبا او بودم ...
4
- برای مطالعه ادله برتری علیعلیه السلام بر سایر صحابه، رجوع کنید به یوسفبن مطهر حلی، کشفالمراد فی تجرید الاعتقاد، المسالة السابعة فی ان علیاعلیه السلام افضلالصحابة.
در جای دیگر میفرماید:
یا کمیل ان رسول اللهصلی الله علیه وآله ادبه الله وهو ادبنی وانا اؤدب المؤمنین و اورث ادب المکرمین; -نهجالبلاغه، خطبه 192.
ای کمیل! پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله را خدا تربیت کرد و آن حضرت مرا تربیت نمود و من نیز اهل ایمانرا تربیت نموده و آداب پسندیده را به آنها یاد میدهم.
پس در وادی حیرت و سرگردانی انسانها بین مذاهب و مکاتب گوناگون، گوش جان بهفرمان مطاع مبارکش میسپاریم که فرمود:
فاستمعوا من ربانیکم واحضروه قلوبکم واستیقظوا ان هتف بکم; -بحارالانوار، ج77، ص268.
به سخن مرد خدا و مربی الهی خویش گوش فرا دهید و دلهای خود را در پیشگاه او حاضرسازید و هنگامی که به خاطر احساس خطر فریاد میکشد، بیدار شوید.
برای بررسی صحیح و مفید مبحث «تعلیم و تربیت»، از دریای بیکران معارف الهینهجالبلاغه بهرهمند خواهیم گشت و گرچه غور در این بحر عظیم و استخراج مرواریدهایدرخشان آن غواص ماهری را باید، لکن:
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 11 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
1
تعلیم و تربیت کودکان
آموزش های اجتماعی در مرحله پیش دبستانی (2)-کلیاتی در مورد آموزش و پرورش دوره ابتدایی-اهداف آموزش و پرورش ابتدایی
در محیط پیش دبستانی ، باید جنبه های مهارت اجتماعی ، آموزشهای اجتماعی ،فاوت های احترام به خود ، سازش و مشارکت با دیگران ، عدم رقابت با دیگران و حس قدردانی نسبت به آنها را در کودک پرورش داد .
در محیطهای آموزشی ، سعی بر آن است که از طریق رقابت ، انگیزه تحصیلی را در کودکان ایجاد کنند تا آنها بتوانند ، با دیگران در زمینه درسی و غیره رقابت نمایند . در نتیجه ، رقابت به عنوان یکی از عوامل پیشرفت تحصیلی قلمداد می شود .
گاهی اوقات در آموزش پیش دبستانی ، رقابت با دیگران در زمینه فعالیت های ورزشی و هنری مثمرثمر می باشد .
نظریه جدیدی که اخیراً در مورد رقابت ، در تعلیم و تربیت عنوان شده ، چنین است:
امکان دارد رقابت مضر باشد ، زیرا در رقابت ، دسته ای از افراد برنده و دسته دیگر مغلوب و بازنده می شوند .
برخی از جنبه های منفی رقابت با دیگران عبارتند از :
1-ایجاد خودپنداره منفی در افراد بازنده .
2-ایجاد غرور و اضطراب در افراد برنده .
به منظور پرهیز از جنبه های منفی رقابت با دیگران ، می توان رقابت با خود را جایگزین آن نمود .
2
رقابت با خود ، به معنی مقایسه کودک با خود می باشد . به عبارت دیگر، عملکرد فعلی کودک ملاک عمل است و ما باید فعالیت کودک را با عملکرد گذشته اش مقایسه کنیم .
برای مثال ، ما باید نقاشی های گذشته و حال کودک را مقایسه کرده و او را به خاطر نقاشی جدیدش تحسین کنیم .
شخص در رقابت با خود ، همیشه احساس موفقیت می کند . زیرا یکی از نیازهای اساسی انسان ، نیاز به توفیق و پیشرفت است ، همچنین به خودپنداره و عزت نفس شخص خدشه ای وارد نمی شود ، در روابط اجتماعی با گروه همسالان ، رقابت های شدید ، اضطراب ، استرس و حس حسادت ایجاد نمی شود و در واقع ، محیط اجتماعی سالم تری در دوره پیش دبستانی شکل می گیرد .
به طور کلی ، تأثیرات منفی رقابت با خود ، بسیار کمتر از رقابت با دیگران است .
سازش
در آموزشهای پیش دبستانی ، باید ضمن حفظ شخصیت یگانه و منحصر به فرد هر کودک ، چگونگی سازش با دیگران و پذیرش عقاید و افکار آنها نیز به او آموزش داده شود .
تأثیر گروه همسالان بر افزایش مهارتهای اجتماعی
کودکان تحت تأثیر شدید گروه همسالان هستند و می توان از گروه همسالان ، جهت تغییر رفتار کودکان بسیار استفاده نمود .
کلیاتی در مورد آموزش و پرورش دوره ابتدایی
در این بحث ، کلیاتی را در مورد آموزش و پرورش دوره ابتدایی توضیح می دهیم . در این بخش ، تعریف آموزش و پرورش دوره ابتدایی ، تاریخه ظهور و تکمیل دوره ابتدایی، اهمیت آموزش و پرورش دوره ابتدایی و در نهایت، لزوم سنجش آمادگی کودک برای دوره ابتدایی شرح داده می شود.
4
تعریف آموزش و پرورش دوره ابتدایی
در جوامع بدوی ، مجموعه میراث فرهنگی بسیار اندک بوده و سطح دانش و مهارت ها آن چنان وسیع نبود ، در نتیجه نیازی به نظام آموزشی منسجم با سبک برنامه خاص احساس نمی شد . آموزش ، بیشتر از طریق خانواده ها انجام می شد و جنبه غیر رسمی داشت .
با گذشت زمان در کشورهای مختلف ، نظام های آموزشی رسمی با ساختار بسیار منظم و برنامه ریزی شده ، شکل گرفت .
در ایران با وجود تاریخ و تمدن کهن ، سیستم آموزشی در طول تاریخ دچار تحول گردیده و تحولات بسیار وسیعی در مقاطع مختلف رخ داده است؛ البته دوره ابتدایی با این اسم ، در نظام آموزشی ایران وجود نداشت . قبل از تشکیل نظام آموزشی نوین ، در ایران بیشتر مکتب خانه و مدارس دینی وجود داشت ، افراد روحانی ، مکتب خانه را اداره می کردند و دروس قرآن و ادبیات فارسی به کودکان آموخته می شد .
بعد از انقلاب مشروطه در سال ١٢٩٠ هجری شمسی ، قانون معارف برای اولین بار تصویب شد ، در نتیجه آموزش ابتدایی را به عنوان اولین مرحله ساختار نظام آموزشی نوین ایران معرفی نمود و لزوم بسط و گسترش آموزش ابتدایی نوین در تاریخ ایران ، برای اولین بار مطرح شد .
در سال ١٣٢٢ طبق قانون تعلیمات اجباری ، آموزش ابتدایی به عنوان یک دوره آموزش عمومی و تعلیمات اجباری ، مطرح و همگانی شد .
طبق ماده دوم قانون تعلیمات اجباری ، طول دوره آموزش ابتدایی ، شش سال تعیین شد ، ولی در سال ١٣٤٥ هجری شمسی ، مدت این دوره به پنج سال تقلیل پیدا کرد .
اهمیت آموزش ابتدایی
آموزش ابتدایی ، به عنوان اولین مرحله آموزش همگانی مطرح است ؛ البته آموزش پیش دبستانی به علت کمبود امکانات ، همگانی نمی باشد . از آنجا که برخی از خانواده ها ، از امکانات کافی مادی و فرهنگی برای آموزش محروم می باشند ، آموزش ابتدا مرحله در ساختار نظامیی موجب کاهش نابرابری های فرهنگی می گردد .
4
آموزش ابتدایی ، کودکان را برای مقاطع بالاتر آماده می کند و چنانچه از نظر کمی و کیفی در سطح بالاتری ارائه شود ، افت تحصیلی و ترک تحصیل در مقاطع بعدی ، کمتر می شود .
اگر آموزش ابتدایی در سطح گسترده ای صورت بگیرد و اکثریت یا تمام کودکان واجب التعلم ایرانی را تحت پوشش قرار بدهد ، می تواند ، بی سوادی را در کشور ریشه کن کند
در سال ١٣١٣ نظام نوین آموزشی ایران گسترش پیدا کرد ، دانشسرا و تربیت معلم در ایران ، به نام " دارالمعلمین " و " دارالمعلمات " و سپس دانش سرای مقدماتی تأسیس شد.
تا سال ١٣٤٥ نظام آموزشی ایران دارای سیستم شش سال ابتدایی، سه سال دوره اول دبیرستان و سه سال دوره دوم دبیرستان بوده است. از سال ١٣٤٥ طول دوره ابتدایی از شش سال به پنج سال کاهش یافت. بدین ترتیب ، دانش آموزان برای ورود به سه سال دوره راهنمایی آماده می شوند تا استعداد آنها دقیقاً شناسایی شده و بر مبنای استعدادهایشان ، در دوره متوسطه ، در رشته خاصی ادامه تحصیل بدهند. در حقیقت، نظام آموزشی ایران در سال ١٣٤٥ به صورت کلی تغییر کرد و از مهر ماه سال ١٣٥٠ دوره اول راهنمایی تحصیلی شروع شد .
بسیاری از متخصصان تعلیم و تربیت معتقدند که سن تقویمی نباید تنها شرط ورود کودک به دوره ابتدایی باشد ، بلکه کودک باید از طریق آمادگی، مورد ارزیابی قرار گیرد .
هدایت تحصیلی فقط به دوره راهنمایی تحصیلی محدود نمی شود، بلکه می توان زمینه مشاهده منظم و علمی کودک را از دوره ابتدایی به وجود آورد و از این طریق ، زمینه های استعداد و علائق کودک را شناسایی نمود. به نظر مربیان تعلیم و تربیت ، مشاوره و راهنمایی تحصیلی در دوره ابتدایی، باید به طور سیستماتیک صورت گیرد و مشاهده سیستماتیکی از کودکان، به منظور تشخیص استعدادهایشان می باشد .
هدف عمده آموزش دوران ابتدایی ، پرورش استعدادها و قابلیت های بالقوه کودکان می باشد ؛ لذا این آموزشها در تمام دنیا ، تحت عنوان آموزشهای عمومی در نظر گرفته می شوند .
تفاوت آموزشهای رسمی با آموزشهای غیر رسمی :
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 77 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
1
موضوع :
تعلیم و تربیت از دیدگاه توماس آکویناس
1
موضوع :
تعلیم و تربیت از دیدگاه توماس آکویناس
1
موضوع :
تعلیم و تربیت از دیدگاه توماس آکویناس
2
فهرست مطالب
عنوان صفحه
زندگینامه توماس آکویناس
آرمانهای آکویناس
ارزشیابی
آفرینش و تحول
بخش ا . مابعدالطبیعه زیبایی در آراء آگوستین قدیس
بخش2. مابعدالطبیعه زیبایی در آراء آکوئیناس قدیس
تاریخچه برهان وجوب و امکان
سابقه دو گونه عقل
توماس آکویناس و قیمت عادلانه
سابقه پیدایش مکاتب از دوران باستان تا قبل از مکتب کلاسیک
عقل و نفس در فلسفة ابن سینا و توماس آکویناس
چکیده
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 86 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
1
مقدمه
تعلیم و تربیت سازنده، آن است که خودآموزی را به انسان بیاموزد و او را در شکل دادن به روش و ساختار یادگیری خود توانا سازد، به انسان بیاموزد که چگونه مسئولیت ادامة آموزش و پروش خود را بر عهده بگیرد، و او را چنان بپرورد که جویندگی و بیش آموختن، خوی او شود و در دل و جان او جای گیرد.
اما، انسان جویا و پژوهشگر، باید ابزار جویندگی و پژوهش را بشناسد تا بتواند به گنجینه های گذشته و حال دانش بشری که در کتابخانه ها و مراکز اسناد و مدارک علمی گردآوری شده، دسترسی پیدا کند، و آن گنجینه ها را پشتوانة کار تحقیقی خود سازد، و آن گاه به یافته های تازه ای دست یابد و آنها را بر آن گنجینه های عظیم بیفزاید.
در دنیای شتاب زدة علم و صنعت امروز، دانستنی ها مرز زمان و مکان نمی شناسند، چنان دم به دم در حال گسترش است، و سیل بی امان انتشار کتابها و مقاله ها و نشریه های گوناگون چنان بی وقفه است که کار تهیه، ضبط و بازیابی مدارک علمی و منابع پژوهش، دیگر کار آسانی نیست. دایره کار پژوهشگر امروز، مانند زمان ابن سینا به صندوق ها و رف های یک کتابخانه محدود نمی ماند. و ابعادی به وسعت تمام کشورهای روی زمین دارد. دانش هایی که در عصر ابن سینا در چند کتاب می گنجید، چنان گسترش یافته و پیش رفته که یک پژوهشگر گاه باید برای یافتن پاسخ یک سؤال، ساعتها و روزها در پای شبکه های اطلاع رسانی و در کنار رایانه ها بنشیند. او، به جای رف یا صندوق انباشته از کتاب با شبکه های وسیع الکترونیکی و پایگاههای اطلاعاتی ملی، منطقهیی و جهانی سر و کار دارد، و ناگزیر است که همة این ابزارها را بشناسد.
3
فصل اول: منابع مرجع دست اول
هر پژوهنده ای، در هر سطحی از معلومات، برای یافتن پاسخ پرسشهای خود، اولین راهی که به ذهنش می رسد، پرسیدن از یک متخصص در همان زمینه است. می دانیم که همیشه دسترسی به یک متخصص آسان نیست. و در هنگام دسترسی نیز انتظار نمی توان داشت که یک تن همه جزئیات یک مطلب را دقیق به خاطر سپرده باشد و با یک نظم منطقی به یاد آورد و به ما بگوید.
پس چه باید کرد؟ دومین راهی که به ذهن می آید، جستجوی پاسخ در یک کتاب مرجع است، و این خود پرسش های دیگری را هم به ذهن می آورد که:
-آیا هر کتاب مرجعی، پاسخ هر پرسشی را در بر دارد؟
-برای پاسخ به پرسش مورد نظر، از میان مرجع ها، مناسب ترین مرجع را چگونه می توان یافت؟
-آیا جز افراد متحصص و کتاب های مرجع، منابع دیگری هم وجود دارد که با کمک آنها پاسخ پرسش های خود را بیابیم؟
-آیا...؟
پاسخ این «پرسش های دیگر» را کسی می داند که معنی «کتاب مرجع» را دقیق و درست بداند، انواع مرجع ها را بشناسد، و بداند که هر نوع مرجع، پاسخگوی چه نوع پرسش هایی است؟ و نیز بداند که یک مرجع را چگونه به کار باید برد؟
در پاسخ به این که آیا افراد متخصص و کتاب های مرجع، تنها منابع پاسخ به پرسش های ما هستند؟ باید گفت که در درجه اول: بله، اما هر منبع دیگری که ما را به پاسخ درست و روشن برساند، نیز در شمار منابع مرجع است مانند کتاب های دیگری که در ظاهر کتاب مرجع نیست، اما می تواند پاسخ دقیق و درستی به پرسش های ما بدهد، مجله ها، روزنامه ها، نقشه های جغرافیایی، مواد و ابزارهای دیداری – شنیداری مانند فیلم و اسلاید و ... که این منابع نیز در صورتی پاسخگوی پرسش های ما خواهد بود که از آنها در موقع مناسب و برای پوشش مربوط و مناسب بهره بگیریم. تلفظ درست یک واژه را در یک واژه نامه باید جست، و موقع جغرافیایی یک شهر یا روستا را در یک فرهنگ جغرافیایی.
3
در این گفتار، منابع مرجع تعریف و گروه بندی می شود، و در باره مرجع اصلی و دست اول، و انواع و موارد استفاده و ارزیابی آنها، آنچه برای یک پژوهشگر ضروری و سودمند است، می آید، و معرفی منابع مرجع رابط یا دست دوم، در گفتار بعد خواهد آمد.
تعریف کتاب مرجع:
نخستین تعریفی که به ذهن می رسد، این است که یک کتاب مرجع باید پاسخ پرسش های بسیاری را در بر داشته باشد، و در هر مورد، پاسخ مناسب را در جای خود و در درون یک ساختار منظم پیش چشم ما بیاورد، و به آسانی بتوان گفت که پاسخ مورد نظر در ردیف الفبائی یا در فصل بندی آن کتاب، کجا قرار گرفته است؟ نیز در تعریف مرجع گفتهاند: کتابی است که مطالب آن با حدس و گمان و خیال و احتمال به ذهن نیامده، و آنچه در اختیار ما می گذارد، حاصل جستجو و مطالعه و دقت، و رسیدن به امور یقینی و مقبول اهل فن است.
باید بدانیم که هدف یک کتاب مرجع، بیان نقطه نظرهای گوناگون و بحث گسترده و سؤال آفرینی نیست. یک مرجع فقط اطلاعات اصلی و بنیادی و تأیید شده را به صورتی فشرده و جامع باید در اختیار خواننده بگذارد. کتاب مرجع برای مطالعه پیوسته تدوین نمی شود، و حاوی پاسخ های بسیار برای پرسش های گوناگون است، و هنگامی به آن مراجعه می شود که یک پرسش مشخص در برابر پژوهنده قرار دارد. به همین دلیل، مطالب یک مرجع باید به صورتی تنظیم شود که هر مطلب را با ترتیب و تنظیم خاص، در آن بتوان یافت. آن ترتیب و تنظیم خاص به نوع و موضوع مرجع نیز بستگی دارد، مثلاً واژه نامه ها و دایره المعارف ها عموماً تنظیم الفبائی دارد، و مرجع های تاریخی را به ترتیب سالهای وقایع تنظیم می کنند.
5
در کتابخانه ها، عموماً کتاب های مرجع را در یک بخش جدا از کتابهای دیگر و در نقطه ای دیدرس و دسترس می گذارند، و چون مرجع ها مورد مراجعه مکرر و همگانی است، به امانت داده نمی شود، و فقط در درئون کتابخانه می توان از آنها استفاده کرد.
ارزیابی منابع مرجع
ارزیابی منابع مرجع یعنی تعیین ارزش محتوای آنها، کارآیی و سودمندی آنها در پاسخ گویی، و اعتمادی که به پاسخ های آنها می توان داشت، و بخصوص آنچه هدف مشترک تمام کتابهای مرجع است: دادن پاسخ درست در زمانی کوتاه. در ارزیابی منابع مرجع، آنچه به عنوان معیارهای کلی و در مورد تمام مراجع باید درنظر گرفت، موارد زیر است:
1-اعتبار پدیده آورنده اثر، یعنی صلاحیت علمی و تخصص و تجربه نویسنده یا نویسندگان، و همه کسانی که در تألیف و تدوین آن مرجع شرکت داشته اند. توجه به آثار دیگری که از نویسندگان نشر شده، ارتباط سوابق تحصیلی و تجربی آنها با مفاد و مندرجات مرجع، توجه آنها به آخرین پژوهش های مربوط و بهره گیری از آن پژوهش ها در کار خود، و به طور کلی استناد آنها به منابع معتبر و قابل اعتماد، نشانه های اعتبار نویسنده یا نویسندگان یک مرجع است.
2-اعتبار ناشر – مؤسسه هایی هستند که به نشر آثار معتبر و با ارزش شهرت دارند و غالباً این شهرت نتیجه یک تبلیغ بازرگانی نیست. بعضی از ناشران ب رای حفظ اعتبار خود، روی کتاب هایی سرمایه گذاری می کنند که نویسنده آنها خود شهرت و اعتباری داشته باشد، و طبعاً بیشتر انتشارات آنها دارای اعتبار است.
3-تازه بودن اطلاعات – تازگی معلومات مندرج در یک مرجع، بخصوص در مراجع مربوط به علوم و فنون، بسیار اهمیت دارد. در مرجعی که محتوی شرح زندگانی گذشتگان و وقایع تاریخی است، ممکن است یک مطلب سالیان دراز و برای همیشه به یک صورت نوشته شود و قابل قبول باشد، اما در علوم و فنون و حرفه ها و صنایع هر روز نکته هایی تازه کشف می شود، و گاه یک قانون علمی که چند قرن مورد قبول بوده، بی اعتبار می شود. این امر، اهمیت تازه بودن مرجع و تازه بودن مآخذ و منابع آن درا بیشتر می کند.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 9 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
چکیده: استدلال من این است که مفهوم مدرن خود انسانی (human self) یا سوژه فاعل شناسا (subject) نمیتواند به سادگی و به شکل پست مدرنیستی رد شود، چرا که از جمله شرایط طرح پرسشهای از حیث انسانی مهم پیرامون معناداری (یا بی معنایی) زندگی، حاجت به نگریستن به زندگی فردی به مثابه روایتی منسجم و دارای آغاز و پایان (مرگ) است. چنین پرسشهایی مسائل محوری انسانیشناسی فلسفی هستند. به هر حال نه تنها شیوههای مدرن معنابخشی به زندگی مثل حکایت خطی در متون ادبی، بلکه شیوههای ماقبل مدرن مثل تراژدی نیز، باید به طور جدی در طرح این مسائل اخذ شوند. سنت پراگماتیستی جایز دانسته که با این تکثر چارچوبها، جهان و زندگی مان را بر حسب هر کدام از آنها که توانستیم. تفسیر کرده و به مثابه بخشی از آن چارچوب بسازیم. نتیجه این که پراگماتیسم بالقوه توانایی دارد که هم تعدد چنین چارچوبهای تفسیری (یعنی چارچوبهای ماقبل مدرن، مدرن و پست مدرن) و هم الزام به ارزیابی و سنجش هنجارین این چارچوبها را لحاظ کند. ما به هیچ وجه جایز نمیدانیم که هیچ یک از منابع ماقبل مدرن معنای انسان (مانند طالع بینی) جدی گرفته شود. اجتناب از نسبیگرایی، ادعایی مهم برای پراگماتیست است.
1. معمولا این ایده که «فراروایتهای بزرگ» دیگر مردهاند، به مثابه کلید پدیده فرهنگیای که با نام پست مدرنیسم شناخته شده است، محسوب میگردد.
به نظر میرسد معنایی که عصر روشنگری از عقل، عقلانیت، دانش، حقیقت [یا صدق عینیت (truth)] و خود [نفس (self)] ارائه میدهد، آنقدر کهنه و قدیمی شده که دیگر به طور جدی به کار نمیرود. دیگر هیچ دیدگاه انحصاری و از منظر خدایی [مطلق] جهت روایتهای برجسته و مهم پیرامون این مفاهیم وجود ندارد. سلطه فرهنگی علم و (مخصوصا) فلسفه سیستماتیک به پایان رسیده است.
مع هذا، هم چنان که برخی متفکران پست مدرن خود تاکید می کنند. ما هنوز ناچار به تسلیم در برابر روایتهای کلان در زندگی فردیمان هستیم. ما واقعا نمیتوانیم از مفهوم مدرنیستی نفس (خود) صرف نظر کنیم و فردی که میگوید می توانیم، کیستی خود را فراموش کرده است.
چکیده: استدلال من این است که مفهوم مدرن خود انسانی (human self) یا سوژه فاعل شناسا (subject) نمیتواند به سادگی و به شکل پست مدرنیستی رد شود، چرا که از جمله شرایط طرح پرسشهای از حیث انسانی مهم پیرامون معناداری (یا بی معنایی) زندگی، حاجت به نگریستن به زندگی فردی به مثابه روایتی منسجم و دارای آغاز و پایان (مرگ) است. چنین پرسشهایی مسائل محوری انسانیشناسی فلسفی هستند. به هر حال نه تنها شیوههای مدرن معنابخشی به زندگی مثل حکایت خطی در متون ادبی، بلکه شیوههای ماقبل مدرن مثل تراژدی نیز، باید به طور جدی در طرح این مسائل اخذ شوند. سنت پراگماتیستی جایز دانسته که با این تکثر چارچوبها، جهان و زندگی مان را بر حسب هر کدام از آنها که توانستیم. تفسیر کرده و به مثابه بخشی از آن چارچوب بسازیم. نتیجه این که پراگماتیسم بالقوه توانایی دارد که هم تعدد چنین چارچوبهای تفسیری (یعنی چارچوبهای ماقبل مدرن، مدرن و پست مدرن) و هم الزام به ارزیابی و سنجش هنجارین این چارچوبها را لحاظ کند. ما به هیچ وجه جایز نمیدانیم که هیچ یک از منابع ماقبل مدرن معنای انسان (مانند طالع بینی) جدی گرفته شود. اجتناب از نسبیگرایی، ادعایی مهم برای پراگماتیست است.
1. معمولا این ایده که «فراروایتهای بزرگ» دیگر مردهاند، به مثابه کلید پدیده فرهنگیای که با نام پست مدرنیسم شناخته شده است، محسوب میگردد.
به نظر میرسد معنایی که عصر روشنگری از عقل، عقلانیت، دانش، حقیقت [یا صدق عینیت (truth)] و خود [نفس (self)] ارائه میدهد، آنقدر کهنه و قدیمی شده که دیگر به طور جدی به کار نمیرود. دیگر هیچ دیدگاه انحصاری و از منظر خدایی [مطلق] جهت روایتهای برجسته و مهم پیرامون این مفاهیم وجود ندارد. سلطه فرهنگی علم و (مخصوصا) فلسفه سیستماتیک به پایان رسیده است.
مع هذا، هم چنان که برخی متفکران پست مدرن خود تاکید می کنند. ما هنوز ناچار به تسلیم در برابر روایتهای کلان در زندگی فردیمان هستیم. ما واقعا نمیتوانیم از مفهوم مدرنیستی نفس (خود) صرف نظر کنیم و فردی که میگوید می توانیم، کیستی خود را فراموش کرده است.
از منظر درون زندگی خود فرد، هیچ مرگ پست مدرنی برای سوژه (فاعل آگاهی) ممکن نیست رخ دهد. به عکس، مرگ من، از زندگیام، فراتر میرود. مرگ من حادثهای قابل تجربه در زندگیام نیست (همان طور که وینگشتاین در تراکتاتوس در بند 4311/6 بدان اشاره میکند) حتی اکثر (یا شاید همه) ما این احساس را داریم که مرگ انسان به سختی در درون زندگیاش قابل تصور است.
به عبارت دیگر، مرگ میباید به شکل نسبتا متناقض گونهای، نقطه فرضی پایانی یا آخرین حادثه زندگیام تلقی شود. اگر مرگ (یعنی فنا و نابودی نفسم) در انتظارم نباشد، نمیتوانم دریابم که حیاتی خاص و از حیث زمانی و مکانی محدود را پیش رو دارم. حتی اگر نتوانم معنای مرگ را کاملا درک کنم، این حقیقت که مرگ در انتظار من است، مرا قادر میسازد در مورد زندگیام به عنوان یک کلیت منسجم همراه با آغاز و پایان بیندیشم. تنها با توجه به چنین نحوه زندگی، مساله معنا و اهمیت [زندگی] مطرح میشود.
بنابراین به نظر میرسد هیچ گفتمان پست مدرنیستی پیرامون نابودی سوژه (فاعل شناسا) که به بیاعتمادی نسبت به روایت های کلان مربوط است، نمیتواند ما را وادار کند این حقیقت عالیمرتبه را در مورد زندگیمان رها سازیم. شاید حتی بتوان مانند کانت گفت: غیر قابل اجتنابی مرگ، شرط استعلایی ضروری زندگی با معنا (یا بیمعنا) است. زندگی انسان، آن گونه که میدانیم، تنها به شرطی قابل فهم است که در آن مرگ به شکل اجتناب ناپذیری پایانی برای آن (زندگی انسان) مفروض دارد، بدون مرگ، زندگی ما چیزی کاملا متفاوت است، چیزی که ما اصلا نمیتوانیم مفهوم روشنی از آن داشته باشیم. (دست کم از نظرگاه شرایط انسانی موجود.)
بنابراین مرگ، نقش تعیین کنندهای در فهمی که انسانهای مدرن از زندگیشان به مثابه یک روایت واحد، دارند، ایفا میکند. در اینجا بهتر است مفهوم ذاتا مدرن روایتگری را با جزییاتش شرح دهیم. به کارگیری این مفهوم (مفهوم روایتگری) در معنابخشی به زندگیمان عنصر محوری نگرش مدرن؛ یا به عبارت دیگر عنصر محوری دریافت نوعا مدرن از هویت فردی است. شخص مدرن، معمولا بدون توجه به این امر، حیاتش را مانند داستانی میبیند و این رهیافت روایت گونه به زندگی به شیوههای گوناگونی در تاریخ تفکر مدرن، مفهوم بندی شده است (تیلور 1989.)
نگریستن به زندگی انسان به مثابه پیشروی خطی، از نقطه شروع تا چند مرحله (مطابق با ماجراهای یک رمان) و تا واپسین صفحه و مرحله آن؛ یعنی مرگ، متعلق به شخص مدرن است. شخص پست مدرن میتواند بفهمد که زندگی ذهنی (یا انتزاعی)ای که او در پیش گرفته، در واقع زندگی یک سوژه منفرد واحد نیست و بنابراین آشکارا چنین سوژهای به هیچ متعارفی یک شخص نمیباشد.
من نمیگویم ما نباید به این معنا به پست مدرنیسم راه یابیم. اندیشمندان ضد انسانگرای فرانسوی (همانند همتایان امریکاییشان) چیزهای بصیرتی زیاد برای گفتن در مورد شیوههایی دارند که سوژه مدرن با آن شیوهها بر حسب ساختارهای اجتماعی و سیاسی (مثلا روابط قدرت) شکل گرفته است، ساختارهایی که روایتهای زندگی را در گام اول محتمل میسازد (به جای محوریت کاملا مستقلی که ما به شیوه مدرنیستی مایل به اندیشیدن به آن هستیم.) به علاوه تحولات جالب پساساختارگرایی این کاوشها را در پی میگیرد. برخی از آنها هنوز هم وجود دارند، هنوز از دیدگاه یک فرد، زندگی در محیط فرهنگی و طبیعیاش، نمیتواند کاملا از سوژه ناپیدا باشد، بیش از ناپیدایی کلیای که اعمال شخصیتها در روایت ادبی دارند. روایتها در مورد اعمال شخصیتها در روایت ادبی دارند. روایتها در مورد اعمال هستند، (معمولا در مورد اعمال انسانی، در برخی شرایط مشکلزا) برای ما انسانها به سهولت، روشی وجود ندارد تا از این واقعیت انسانی صرفنظر کنیم.
انجام این کار میطلبد که ما موجوداتی کاملا متفاوت از آنچه اکنون هستیم بشویم به میزانی که زندگی برای ما فهم پذیر باشد، ما قطعا به همان میزان قادر خواهیم بود و خود را مانند شخصیتهای یک داستان بینگاریم که در میان مسائلی که در محیط پیشروی آنها قرار دارد، اعمال نقش میکنند.
حتی خود نویسندگان پست مدرن (که من اکنون نمیتوانم به تشریح جزییات آثارشان بپردازم)، هم برای نوشتن نثر پست مدرن میباید خود را همچون سوژهای که ملتزم به فعل ارادی است در نظر گیرند. در واقع کمی مسخره است که فلاسفه و جامعهشناسان علم پست مدرن (مثلا جوزف روز (1996) در آخرین اثرش) قویا به نیاز به جدی گرفتن جنبه روایتی علم، تاکید میکنند و در نتیجه با پوزش از پست مدرنیسم، مفهومی به طور منسجم مدرنیستی را به کار میگیرند. فیلسوفهای مدرنیست علوم، لزوما نمیخواهند که با این ایده مخالفت کنند که علم مثل هر یک از دیگر فعالیتهای انسانی تا اندازهای به واسطه روایتهای گذشته شده در آن و در مورد آن، شکل میگیرد. بر عکس، آنها با اعطای جایگاه مهمی به روایت، در شکلدهی به جهانبینی علمی، به متفکران پست مدرن میپیوندند.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 9 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
تعلیم و تربیت از دیدگاه امام خمینی (ره)
چکیده :
چنانچه تربیت اسلامی در بین ملت ما محقق بشود و همه قشرها اسلامی بشوند ، آسیب دیگری در این ملت محقق پیدا نخواهد کرد . امام خمینی ( ره )
در تعلیم و تربیت اسلامی نقطه آغاز تعلیم و تربیت ، انسان است . و هدف نهایی تربیت، شکوفایی استعدادها و کیفیات نظری به منظور تقرب به کمال مطلوب خداست که بایستی محور همه برنامه ها و اقدامات تربیتی قرار گیرد . بنابراین ما پرورش یافتگان وارث انبیاء هستیم و سابقه درخشان فرهنگی داریم ، جاده زندگی مان از کمربندی اسلام گذشته و ترمینال آن غنی از فرهنگ و تمدن و تربیت است ، خط سیر ما مرز جغرافیایی ندارد ، فرهنگ ما قله های قلمرو اندیشه ی نظم و انضباط را فتح نموده است ، زیرا شکوفایی استعدادها باید با برنامه مدبرانه و ... دین مدارانه ... زیر سایه درخت اسلام و با راهنمایی وارثان انبیاء صورت گیرد و در این مقاله سعی شده به تعلیم و تربیت از نگاه معمار کبیر انقلاب اسلامی ایران پرداخته و اصول و روش هایی که در تعلیم و تربیت باید به آن اشاره نمود و طبق آنها پیش رفت تا در تربیت آیندگان انحرافی ایجاد نشود ، اشاره شده است . چرا که تعلیم و تربیت در یک کشور یک امر حساس به شمار می رود که اگردر کنار یکدیگر باشد و به صورت صحیح عملی گردد شاهد ترقی های همه بعدی و همه جانبه آن کشور خواهیم بود و در سایه تعلیم و تربیت درست هیچ گونه بزهکاری و تبه کاری را در جامعه مشاهده نخواهیم کرد و در این صورت عدالت ، عطوفت ، برادری ، حلم ، تواضع و صداقت فعالیت و خلاقیت ، آزادی قرآنی ، حفظ شخصیت افراد ، روحیه تعادل ، جایگزین اخلاق و علوم رذیله خواهد شد .
- کودک آدمی به سر حد کمال می رسد . که حکومت و تسلط کامل بر خویش داشته باشد ، یگانه مقصود و منظور تربیت اخلاقی و دینی آن است که انسان مالک و مختار نفس خویش گردد . و به جای آنکه اسیر و تابع هواهای نفسانی خود باشد ، هر میل و هوس او را به طرفی بکشاند همیشه زمام امیال خود را در کف خویش داشته باشد . بنابراین باید به کودکان خود یاد بدهیم که چگونه آزادگی خود را در اسیر کردن هواهای نفسانی بجویند و برای همین است که عده ایی تربیت را فتح مداوم قیدو بندهای نفسانی تعریف کرده اند و معتقدند آدمی هنگامی که تربیت می شود که از محدودیتهای حیوانی آزاد شود .
- کودکی به اندازه کافی محبت نبیند نمی تواند به دیگری و دیگران محبت کند و اگر اساس تعلق به دیگری نداشته باشد نمی تواند خود را دوست داشته باشد و اگر خود را دوست نداشته باشد نمی تواند کس دیگری را دوست بدارد .
تعلیم و تربیت در کلام امام خمینی ( ره )
هر اصلاحی نقطه اولش خود انسان است . اگر چناتنچه خود انسان تربیت نشود نمی تواند دیگران را تربیت کند .
- انسان اگر تربیت بشود همه چیز عالم درست می شود .
- همان طور یکه هر شخص و فردی موظف است که خودش را اصلاح کند موظف است که دیگران را هم اصلاح نماید .
- تمام کتب آسمانی که بر انبیاء نازل شده است برای این بوده است که این موجودی الهی واقع بشود ، بهترین موجودات و افضل تمام خلایق بشود .
- عالم مدرسه است و معلمین این مدرسه انبیاء و اولیا هستند .
- در اسلام همه امور مقدمه انسان سازی است .
- با تربیت انسان عالم اصلاح می شود .
- اساس عالم بر تربیت انسان است .
- شریفترین شغل در عالم بزرگ کردن یک بچه است ، و تحویل دادن یک انسان اصلاح شده است به جامعه از این کودکهای امروز ، انسانها و دانشمندان فردا درست می شود .
اصلاح دانشگاه زمانی آسان است که فرزندانمان را از دوره دانش آموزی زیر نظر بگیریم .
مبانی تربیتی چیست ؟
مبانی یا فلسفه تربیتی اندیشمندان و صاحب نظران تعلیم و تربیت عبارت است
ازنظر آنها در مورد جهنا و انسان ، کسانی که جهان را محدود و منحصر در آنچه خود می بینند و حس می کنند می دانند و انسان را هم موجودی می شناسند که راست قامت است و از جهت فطری تکامل یافته تر از دیگر حیوانات می باشند . نوعی تعلیم و تربیت برای آنها مشخص است و افرادی که برای جهان آفریدگاری قائلند دیده شدنی نیست و آدم را موجودی می شناسند که تفاوت اساسی با حیوانات دارند و زندگی اش محدود به این چند سال که در نیا هست نمی باشد . نوعی از تعلیم و تربیت را برای آنها عرضه دارند . از نظر امام رحمه الله تربیت عبارت است از (( اعتقادات من و همه مسلمین همان مسائلی است که در قرآن کریم آمده است و یا پیامبر اسلام ( ص) و یپشوایان بحق از آن حضرت بیان فرموده اند که ریشه و اصل همه آن عقاید که مهم ترین و با ارزش ترین اعتقادات ماست ، اصل توحید است . مطابق این اصل معتقدیم که خالق و آفریننده جهان و همه عوالم وجود انسان ، تنها ذات مقدس خدای تعالی است که از همه حقایق مطلع است و قادر بر همه چیز است و مالک همه چیز .
- انسان شناسی حضرت امام خمینی (ره)
در نظر امام رحمه الله انسان این هیکل موجود و این حواس وجود که احساسش می کنیم نیست . به این معنا که انسان و حیوانات مثل هم هستند ، همه مادی هستند هم این نحوه ادراکات را دارند یک قدری هم کم یا زیاد . بعد انسان عبارت است از این موجود فعلی است که دارای این حواس است ، بعدهای دیگرش اصلا به آن توجه نشده است یا کم توجه شده . و در جای دیگر می فرماید در عالم هیچ موجودی با پایه انسان نمی رسد . انسان وادراکاتش و قابلیتش برای تربیت ، باید گفت غیر متناهی هست . در انی دو جمله آن مربی بزرگ همان طوری که هستی و جهان را به مراتب وسیعتر از آنچه بسیاری از دانشمندان و فیلسوفان اظهار نموده اند ، می دید و می فهمید انسان را هم برتر و هم والاتر از آنچه عده ی زیادی از انسان شناسان و روان شناسان ملاحظه نموده اند ف معرفی می کند که نتیجه این دید وسیع و عمیق در هدفهای تربیتی آشکار می شود و ما با توجه به فرمایشات آن حضرت در می یابیم آنچه آدمی در آغاز تولد دارد فقط توانایی و استعداد و حرکت به سوی کمال است که در او به امانت و ودیعت نهاده شده است .
انسان نظرات مستقیم دارد . یعنی حق پذیر ، واقع گرا ، پرسشگر ، آدمی دارای این نور است که اگر حقی درست برای او مطرح شود بپذیرد . تمام تلاشهای والدین مدرسه و جامعه باید کمک کند که این نور همواره باقی بماند و در وجود افراد روشنتر و فروزانتر گردد .
اصول تعلیم و تربیت از دیدگاه امام خمینی ( ره )
1- اصل تقدم اصلاح خود بر اصلاح دیگران :
تو اول بگو با کیان هستی پس آنگه بگویم که تو کیستی
مردم فطرتا از کسی به خیر و کمال دعوت می کند ، انتظار دارند که پیشاپیش خودش به انی نکته سعادت آور عمل کند و در این راستا امام رحمه الله علیه می فرماید : اگر الگو خود صالح نباشد نمی تواند دعوت به صلاح کند . کسی که خودش خدای نخواسته پایش را به راه کج بگذارد اگر به مردم بگوید پایت را راست بگذارگناه می کنند ، می گویند اگر پا راست گذاشتن صحیح بود خودت بگذار . و به همین ترتیب کسانی که می خواهند دیگران را در این عالم تربیت کنند باید قبلا خودشان تزکیه و تربیت شده باشند .
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 21 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
2
چکیده
در این مقاله سعی شده است تا علاوه بر تعریف تعلیم و تربیت دینی و ضرورت و اهمیت تعلیم و تربیت دینی فرزندان، نقش و جایگاه خانواده، معلم و آموزش و پرورش نیز در تربیت دینی کودکان و نوجوانان نیز بیان شود. که باید بین اولیاء دانش آموز و مربیان در شیوة تربیت دینی و آموزه های دینی هماهنگی و همسویی لازم دیده شود. تا زمینه های رشد و کمال در باورهای دینی کودکان و نوجوانان بوجود آید. اولیا و مربیان می توانند بتدریج نگرش دینی مطلوب را در فرزندان بوجود آورند و باید میان آموزش های دینی و راهکارهای عملی ارائه شده توسط خانه و مدرسه هماهنگی لازم وجود داشته باشد تا کودک و نوجوان دچار تضاد نشود و بتواند سره را از ناسره تشخیص دهد که تضاد در آموزش نه تنها باعث رشد و کمال در باورهای دینی نمیشود باعث از دست دادن عقاید آنها نیز می گردد و در آموزش و تربیت دینی نباید از روشهای خشک و مستبدانه استفاده کرد بلکه باید با شیوه تشویق روش های صحیح، روح و روان کودک را با باورهای دینی پیوند داد.
مقدمه
از مهمترین مباحث زندگی که در طول حیات بشر برای او مطرح بوده و هم اینک نیز جای پای آن در بین صاحبنظران و خردمندان حتی به صورت روزمره، محکم تر و ریشه دارتر می شود موضوع دین و معنویت است. این امر حتی در بین افرادی که پایبند به دین ملتزم به مذهبی نیستند در غالب عرفان منشی و روی آوردن به امور متافیزیک به چشم می خورد و موضوع مهم پرداخته شود.
2
تعلیم و تربیت دینی
مقدمه
انسان دنیای امروز به لحاظ پیچیدگی های زندگی و وسعت و سرعت تغییرات، با چالش های فراوان روبروست که با گذشت زمان این چالش ها روبه فزونی است. هر یک از این بحران ها مشکلاتی را بر چگونگی زندگی افراد و رفتارهای اجتماعی و فردی آنها تحمیل می کند در حال حاضر برای رویارویی با این مشکلات روبه افزایش، نیاز به تربیت انسان های متعهد به اصول و ارزش های دینی و آرمان های جامعه بیش از پیش ضرورت یافته، پیش بینی ها و برنامه ریزیهای خاص را می طلبد.
اهمیت تعلیم و تربیت دینی
هُوَ الَّذی بَعثَ فِی الْاُمیینَ رَسوُلاً منْهُم یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکیَّهِمَ وَ یُعَلَّمُهُمُ الْکتابَ وَ الْحِکمَهَ وَ اِن کانُوا مِن قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِین.: او کسی است که در میان جمعیت درس نخوانده رسولی از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها می خواند و آنها را تزکیه می کند و به آنان کتاب (قرآن) و حکمت می آموزد. هر چند پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند. (سورة جمعه،آیة 2)
پیامبران الهی به عنوان الگوهای نیکو طبق آیات قرآن کریم چهار سمت کلی بر عهده دارند که جدای از تقدم و تأخر آنها در آیـات گوناگون به شـرح زیـر بیـان شـده اند: 1ـ تلاوت آیات الهی 2ـ تلاوت آیات الهی 3ـ تعلیم کتاب 4ـ تعلیم حکمت (سورة بقره، آیات 151 و 129 و سورة جمعه آیة 2)
مطابق بیان این آیات می توان گفت که مهم ترین وظیفه ی پیامبران الهی تعلیم و تربیت انسانها یا به تعبیر دیگر، انسان سازی است امام خمینی (ره) نیز با تأکید بر این امر می فرمایند : « تمام انبیا، موضوع بحثشان، موضوع تربیتشان، موضوع علمشان، انسان است. آمده اند، انسان را تربیت کنند ... مکتب انبیا، کتب انسان سازی است. قرآن کریم کتاب انسان است؛ موضوع علم، انبیا، انسان است» (تفسیر امام خمینی). به همین دلیل اولین آیاتی که به رسول اکرم (ص) به حسب روایات و تواریخ نازل شده است، آیاتی است که بر تعلیم و تعلم کتاب و حکمت تأکید می نمایند: بخوان که پروردگات
4
]جهان را[ آفرید، همان کس که انسان را از خون بسته ای خلق کرد! بخوان که پروردگارت]از همه[ بزرگوارتر است همان کسی که به وسیلة قلم تعلیم نمود، و به انسان آن چه را نمی دانست یاد داد. (سورة علق، آیات 5-1 ). ولی از آن جا که تعلیم و تعلم به تنهایی کار ساز نیست، در ادامة آیات به تزکیه سفارش می فرماید: «چنین نیست ]که شما می پندارید[، به یقین انسان طغیان و طاغوت بودن از بزرگ ترین موانع تعلیم و تعلم شمرده می شود و به همین دلیل بلافاصله بازگشت به سوی خداوند را برای تزکیه کردن یادآوری می نماید: «به یقین بازگشت ]همه[ به سوی پروردگار تو است» (سورة علق، آیة 8).
مفهوم و ماهیت تعلیم و تربیت دینی
آموزش و پرورش دینی به معنای فعالیتی تعاملی و دو جانبه است که بین معلم یا مربی و دانش آموز یا متربی در جریان است و تا زمانی که متعلم و متربی به هدف نهایی تعلیم و تربیت، یعنی رشد و کمال دست نیافته باشند، این فعالیت استمرار می یابد.
نظام تعلیم و تربیت دینی، متعلمان را به گونه ای تربیت می کند که در گرایش هایشان نسبت به زندگی، در اعمال و تصمیم هایشان و در برخورد با تمام معارف، همواره حاکمیت ارزش های اخلاقی الهی را احساس کنند. در چنین نظامی علاوه بر ایجاد نظام ذهنی، متعلمان به گونه ای تربیت می شود که دانش را صرفاً برای ارضای کنجکاوی های فکری یا منافع دنیوی کسب نمی کنند بلکه منطقی و متقی بار می آیند و فراهم آوردن موجبات رفاه مادی، معنوی و اخلاقی خانواده، ملت، خود و بنی آدم را وجهة همت خویش قرار می دهند متعلمی که از آموزش و پرورش دینی برخوردار می شود موزون با طبیعت و نه معارض آن زیست می کند؛ زیرا دین الهی تا آن جا که متصور است هدف آموزش و پرورش را در دنیا به غایت سنجیده و جامع عرضه کرده است. بر همین اساس تعلیم و تربیت دینی به عنوان فرایند جامع که می تواند توانمندی های عقلی، عاطفی و احساس آدمی را هم زمان شکوفا سازد معنی شده است و در این نوع از تعلیم و تربیت هدف تنها کسب معرفت نیست، بلکه رشد و شکوفایی موزون همة ابعاد وجود انسان مورد توجه است.
چارچوب نظام تعلیم و تربیت دینی
هیچ کنش و واکنش انسانی نمی تواند در خلاء و بدون ضابطه مشخص آغاز، و بی هدف پایان پذیرد. امر تعلیم و تربیت که یکی از زمینه های مهم در مناسبات انسانی است نیز از این قاعده مستثنا نیست حداقل مفاهیمی که در دستور کار هر مکتب تعلیم و تربیت قرار می گیرد عبارت است از : مبنا، هدف، اصل و روش. شناخت مفاهیم مزبور و درک نحوة ارتباط آن ها نسبت به یکدیگر و کارکرد متمایز هر یک در زمینة تعلیم و
4
تربیت، ما را به ساخت چارچوب یا نظام تعلیم و تربیتی مشخص رهنمود می سازد چارچوبی که فرایند تعلیم و تربیت در آن آغاز و به سرانجامی متناسب با شاخص های آن نایل می شود. پذیرش همین قواعد و اصول کلی سبب امتیاز و تشخیص مکاتب تربیتی و جدایی آنها از یکدیگر می شود. (مزیان 1387، ص 15-14)
اصول تعلیم و تربیت
در قدیمیترین تعریف در زبان فارسی آمده است:« تعلیم و تربیت در حقیقت مجموعة منظمی از رفتار است و جز این نیست پس در آموزش و پرورش باید در جست و جوی اصل عمل و رفتار بود. علم آموزش و پرورش نیز عبارت است از شناسایی مجموعة اصولی که منشأ و مصدر رفتار آموزگار و دانش آموز است و در ضمن عمل یعنی در حین آموختن، فراگرفتن، هدایت کردن و پرورش یافتن، آموزگار و شاگرد، هر دو را به کار می آید از این لحاظ بنابر نظر یکی از دانشمندان این فن، علم آموزش و پرورش، علم به اصول است و بس ... (هوشیار،1325)
اصول و تعلیم و تربیت مربیان را به منزلة ابزاری است که با استفاده از آن می توانند به موقع و در عین حال با روش بینی کافی تصمیم بگیرند و وظایف تربیتی خویش را به نحو رضایت بخشی انجام دهند.(شکوهی، 1372،ص 84) «اصول تعلیم و تربیت ، مفاهیم، نظریه ها و قواعد نسبتاً کلی است که در بیش تر موارد صادق است و یا راهنمای مربیان، معلمان، مدیران اولیای فرهنگ و والدین دانش آموزان در کلیة اعمال تربیتی باشد ...» (شریعتمداری، 1364،ص11)
مقصود از اصل، قاعده عامه ای است که می توان آن را به منزلة دستورالعملی کلی در نظر گرفت و از آن به عنوان راهنمای عمل در تدابیر تربیتی استفاده کرد»(باقری، 1370،ص68)
اصل را زیر بنا و ریشه بنیانی است که به پیچ وجه نمی تواند از آن تخطی کرد(احمدی، 1368،ص102) در تعاریف فوق غالباً جنبة علمی و کاربردی اصول مد نظر قرار گرفته و کم تر از عام بودن آن ها سخن گفته شده است؛ دلیل این امر آن است که در تعلیم و تربیت، صرف معرفی اصول عام کافی نیست و ارائه اصول کاربردی نیز ضروری است.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 30 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
تعلیم و تربیت قرآنی
یا
مهندسی فرهنگی
مقدمه
تعلیم و تربیت قرآنی
تأسیس اسلام و مهندسی فرهنگ آن به وسیله ی رسول مکرم اسلام تنها با قرآن کریم شروع شد.
رفتار رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله نیز طبق آیه کریمه ی «واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لاتفرقوا» تنها با قرآن تطبیق داده می شد. هرگونه رفتار فرهنگ ساز رسول خدا، هر گونه عبادت،هرگونه جهاد، هرگونه قضاوت، هرگونه روابط فردی و اجتماعی، هرگونه اقتصاد و هر یک از شؤون حیات انسانی، بر اساس اندیشه ای بود که قرآن کریم مطرح می فرمود.
رسول مکرم اسلام، جامعه ای اسلامی را آنچنان تربیت کرده بود که تطبیق تمامی اجزاء و ارکان فرهنگ و یکایک شؤون حیات انسانی با قرآن، اساس فرهنگ جامعه ی اسلامی را تشکیل می داد. عمل به آیه ی شریفه ی مذکور، سنت اساسی و اصلی رسول خدا صلی الله علیه و آله بود.
پس از آن حضرت نیز، شیوه ی اهل البیت آن حضرت و تمامی معصومین علیهم السلام آنگونه بود که مبنای هرگونه رفتار فردی و اجتماعی و سیاسی و نظامی و حقوقی و قضایی نه تنها در اسلام و حکومت اسلامی می بایست با قرآن تطبیق داده می شد، بلکه می بایست براساس آیات قرآن و متکی بر آیات قرآن باشد.
تعلیم و تربیت قرآنی
یا
مهندسی فرهنگی
مقدمه
تعلیم و تربیت قرآنی
تأسیس اسلام و مهندسی فرهنگ آن به وسیله ی رسول مکرم اسلام تنها با قرآن کریم شروع شد.
رفتار رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله نیز طبق آیه کریمه ی «واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لاتفرقوا» تنها با قرآن تطبیق داده می شد. هرگونه رفتار فرهنگ ساز رسول خدا، هر گونه عبادت،هرگونه جهاد، هرگونه قضاوت، هرگونه روابط فردی و اجتماعی، هرگونه اقتصاد و هر یک از شؤون حیات انسانی، بر اساس اندیشه ای بود که قرآن کریم مطرح می فرمود.
رسول مکرم اسلام، جامعه ای اسلامی را آنچنان تربیت کرده بود که تطبیق تمامی اجزاء و ارکان فرهنگ و یکایک شؤون حیات انسانی با قرآن، اساس فرهنگ جامعه ی اسلامی را تشکیل می داد. عمل به آیه ی شریفه ی مذکور، سنت اساسی و اصلی رسول خدا صلی الله علیه و آله بود.
پس از آن حضرت نیز، شیوه ی اهل البیت آن حضرت و تمامی معصومین علیهم السلام آنگونه بود که مبنای هرگونه رفتار فردی و اجتماعی و سیاسی و نظامی و حقوقی و قضایی نه تنها در اسلام و حکومت اسلامی می بایست با قرآن تطبیق داده می شد، بلکه می بایست براساس آیات قرآن و متکی بر آیات قرآن باشد.
قرآن همان حبل اللهی است که حقتعالی فرموده است محکم به آن بچسبید و با رها کردن آن موجب تفرقه در بین جهان اسلام نشوید. آنجا که می فرماید.
گویا حقتعالی می فرماید هرگونه برنامه ریزی اعم از اقتصاد، سیاست، حکومت داری، تعلیم و تربیت، هنر، ورزش، بهداشت، علوم، صنعت و تجارت، حقوق و قضا و عرفان و اخلاق و فلسفه و حکمت و جمیع شؤون حیات انسانی اگر از قرآن نشأت نگرفته باشد و با معیارهای قرآنی تطبیق نکند،به معنای جدایی و رها کردن حبل الله است و موجب تشتت و تفرقه جهان اسلام خواهد گشت.
کلمه ی «جمیعاً» در آیه ی شریفه ی فوق به معنای تأکید بر اجرای این فرمان در تمامی اقشار جامعه می باشد آیه… و این به معنای آنست که تطبیق رفتار جامعه با قرآن باید در تمامی برنامه های جامعه و تمامی شؤون جامعه اجرا گردد. با عنایت به مفهوم عمیق آیه ی شریفه ی مذکور، ریشه ی تمامی انحرافات و ضعفها و اختلافات جوامع اسلامی، مشخص خواهد شد و آن عبارت است از عدم تطبیق شؤون مختلف حیات اجتماعی کشورهای اسلامی با آیات شریفه ی قرآن.
امت رسول خدا در اجرای هر برنامه، منتظر نزول فرمان حقتعالی از طریق وحی و تبیین آن به وسیله ی آیات کریمه ی وحی شده بر رسول خدا بودند.
امت اسلام در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آموخته بودند که هر یک از رفتار رسول خدا و تمامی مؤمنین می باید با آیات قرآن کریم مطابقت داشته باشد.
براساس عمل به آیه ی شریفه ی مذکور، هر یک از آحاد جامعه اسلامی در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم اعم از وضیع و شریف و رئیس و مرؤوس، موظف بود رفتار خود را با قرآن تطبیق دهد و مطابقت رفتار خود را با قرآن در آنجا که موجب شبهه و سؤال می شد، اثبات نماید.
مراجعه ی مکرر خلفای راشدین پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام و مشورت و استفاده از راهنماییهای آن حضرت به همین دلیل بود که آن حضرت را در تطبیق دقیق احکام قضایی و حقوقی و اجتماعی و سیاسی و فقهی و حکومتی و اقتصادی و غیره، عالم تر از دیگران می دیدند. جامعه ی اسلامی توسط رسول خدا براساس همین آیه ی شریفه در لزوم تطبیق رفتار مسؤولین و برنامه های ایشان با قرآن کریم آنچنان تربیت شده بود که صحت گفتار و رفتار مدعیان مسلمانی اگرچه خلیفه ی مسلمین باشند را در مطابقت گفتار و رفتار ایشان با قرآن کریم جستجو می کرد. به همین دلیل،خلفای راشدین، استفاده از رهنمودهای حضرت امیرالمؤمنین و مشورت با آن حضرت را از افتخارات خود می دانستند و در اظهار این افتخار،مباهات می نمودند. زیرا می دانستند که مشورت ایشان با حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام که طبق روایات بسیار از رسول مکرم اسلام،عالمترین فرد امت اسلامی بر قرآن و عالمترین ایشان در تطبیق تمامی اجزاءو ارکان حیات انسانی با قرآن کریم بود، موجب افزایش حیثیت سیاسی ایشان می گشت.
امت اسلامی آنچنان تربیت شده بود که حتی دلایل رفتار رسول دا را نیز در تطبیق با قرآن و معیارهای قرآنی جستجو می کردند و حتی از شخص رسول مکرم اسلام در این باره سؤال می کردند.
اما متأسفانه این سنت – یعنی تطبیق تمامی شؤون حیات اجتماعی مسلمانان با قرآن – که اساسی رکن در مهندسی فرهنگ اسلام توسط رسول مکرم اسلام و قرآن کریم می باشد،در جوامع اسلامی اکنون کمرنگ شده یا به فراموشی سپرده شده است و عمل به آیات قرآن در سطح جامعه تنها به بعضی جوانب آن بسنده شده است.
خوشبختانه از افتخارات جمهوری اسلامی آنست که در جستجو راهکارهای اساسی و مبانی اسلامی کردن برنامه های جمهوری اسلامی می باشد و پرچم عمل به آیات قرآن را در جهان اسلام به اهتزاز درآورده است و محققین را در تدارک پاسخ به سؤالات بسیاری که چگونگی تطبیق شؤون مختلف حیات اجتماعی اسلام را با قرآن کریم تبیین
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 23 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
28
مقدمه
تربیت بدنی ، درسی است که اگر به طور صحیح ، برنامه ریزی شود و به وسیله ی معلمانی آگاه،آموخته شود ، می تواند نقشی بسیار کار آمد ، در رشد و تکامل کودک داشته باشد .
هدف هر معلم ، از این برنامه ی تعلیم و تربیت ، باید کمک به دانش آموزان برای دستیابی به استعداد خویش ، مسئولیت پذیری و شرکت در جامعه ، به عنوان شهروندی مسئول باشد . بسیاری از مدیران مدارس ، در کشورهای صاحب نام در ورزش ، به تجربه دریافته اند که تربیت بدنی ، جزء جدانشدنی تعلیم و تربیت است و در مسیر تکامل و حتی روند کلی آموزش ، سهیم است .
به گزارش معلمان کارآزموده ی ورزش ، دانش آموزان به دلیل بهره مندی از تربیت بدنی به مدرسه علاقه ی تازه ای پیدا کرده اند . این دسته از معلمان همواره دریافته اند که بهبود وضعیت جسمانی ، کودکان را باهوش تر کرده است و از این رو ، بهتر می توانند در روند آموزش قرار گیرند . آشکار است که آمادگی جسمانی ، سبب اعتماد به نفس بیشتر ، ثبات روحی و بهداشت روانی بهتر فرد می شود .
بدیهی است که فعالیت و تمرین ورزشی ، با فراگیری درسی ، ارتباط بسیار دقیق و ظریفی دارد ، هرچند که پذیرش رابطه ی مستقیم دشوار ، و اثبات آن ، به سختی ممکن است . با این همه مدیران مدارس دریافته اند که تکامل کلی کودک ، لازمه ی آمادگی برای یادگیری است .
برخی از پژوهش هایی که در این مورد ، انجام شده است ، رابطه ی بین هماهنگی و تعادل بدن ، با پیشرفت موضوعات تحصیلی ، بویژه در میان کودکان عقب افتاده را نشان می دهد .
فعالیت هایی که بر روی رابطه ی حرکت و ادراک ، پایه گذاری شده اند بهبود روند پیشرفت مواد درسی ، در شماری از این کودکان را نشان می دهد .
چگونگی این رویداد ، پیروی از دستورها و فرمان ها را می آموزد و اصلاح می شود و به این ترتیب ، بهبود موضوعات تحصیلی ، رخ می دهد .
28
بنابراین می بینیم که همه این موارد ، در پیشرفت موضوعات تحصیلی ، مهم هستند . هنگامی که کودک ، در یادگیری حرکت های شادی بخش ، شرکت می کند ، در این حال یادگیری مهارت های یاد شده است و طور ضمنی یاد می گیرد که چگونه بیاموزد .
موفقیت و رضامندی ، شرط به دست آوردن تجربه های حرکتی است و شاید این موضوع ، مکانیسم عصبی مشابهی را بوجود می آورد که یادگیری نیز مهم است ، بنابراین ، این فریضه مطرح می شود که مشکل گشایی در تربیت بدنی ، اثری سودمند در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دارد .
همچنین ، تربیت بدنی می تواند مانند آزمایشگاهی برای رشد و تکامل روش اندیشیدن ، و ادراک دانش آموزان باشد .
اگر تأکید بر یک روش آموزشی ، در راستای آمادگی جسمانی است ، در نتیجه ، رابطه یادگیری بهداشتی را باید بر ارزش های آن افزود ، زیرا تربیت بدنی ، به سهم خود ، می تواند از انحراف هایی چون سیگار کشیدن ، اعتیاد به مواد مخدر ، تغذیه یادگیری نا مناسب و دیگر ناراحتی های جسمی ، جلوگیری کند . شادمانی و رضامندی به انبساط ماهیچه یادگیری و آرامش عمومی ، کمک کرده و نیز ، به کسب موفقیت در ایجاد خود ارزیابی به طور قاطع عمل می کند .
تعریف تربیت بدنی :
بنابر آنچه که در پیشگفتار گفتیم ، می توان اظهار کرد که تربیت بدنی ، پرورش جسم و روان ، از راه حرکت است و مرحله ای از آموزش و تربیت عمومی است که در رشد کلی و تکامل نخستین کودک ، از راه فعالیت های جسمانی و تجربیات حرکتی ، مشارکت دارد .
هدف های عمومی تربیت بدنی ، یکسان و بوجود آورنده یادگیری بالاترین حد تکامل برای فرد و نیز آموزش مورد نیاز برای هر شهروند مسئول است . امروزه تأکید در تربیت بدنی ، متمرکز بر ارزش فرهنگی و تربیتی آن ، همیاری کارآمد تر در تکامل آمادگی جسمانی ، مهارت ها و کیفیت های بهینه اجتماعی است ، به این منظور ، امروزه مربیان تربیت بدنی ، فراتر از امری معمولی ، در تکامل کلی کودک می نگرند . افزایش نمونه ها نشان میدهد که تربیت بدنی ، بعنوان یک ابزار تربیتی ، با تمرکز همه ی نیروی خود بر اکتشاف ، خلاقیت ، اندیشه ، پیشرفت در مشکل گشایی ، شیوه ی ادراک کمک به یادگیری ، ایجاد اعتماد به نفس تصویر خود و خود ارزیابی به طور مؤثر می تواند نقش خود را ایفا کند .
28
تندرستی ، قدرت و زنده دلی از عوامل اصلی زندگی عالی هستند . بنابراین ، تربیت بدنی با کمک به داشتن بدنی سالم و قوی که پایه های یک زندگی متعادل هستند ، با ارزش های بالا در ارتباط است . اگر تربیت بدنی نتواند برای دستیابی به این ارزش ها برای دانش آموزان ، فرصت هایی فراهم آورد ، هیچ بخش دیگری از مواد درسی می تواند این کاستی را جبران کند . در صورتی که کودک علاقمند به ارزیابی استعداد خویش باشد ، باید در راستای دستیابی به توانایی حرکتی بکوشد . همچنین ، لازم است که تربیت بدنی ، به چند و چون حرکتی کودک ، توجه کند .
مدرسه ، محلی برای ایجاد الگوهای رفتاری است و بنابراین ، نوجوانان ، نه تنها باید مشارکت را بیاموزند بلکه باید یاد بگیرند که چگونه عادلانه مبارزه کنند . نوجوانان باید روش حل مسائل و دشواری هایی را بیاموزند که با آنها روبه رو می شوند ، و یاد بگیرند که با شیوه ی بهینه ی اجتماعی ، با آنها زندگی مسالمت آمیزی داشته باشند . ایجاد و حذف موقعیت ها در تربیت بدنی ، می تواند فرصت هایی برای هدایت صحیح رشد اجتماعی بوجود آورد و نیز تجاربی به کودک بیاموزد که شیوه های کار انفرادی ، اجتماعی ، به عنوان هم گروه ، هم کلاس و در رابطه با معلم را گسترش دهد .
خصوصیات کودکان نه تا یازده ساله
میانگین افزایش وزن این نوجوانان در سال 2/3 کیلوگرم و معدل رشد قد آنان پنج سانتیمتر است . به موازات افزایش سن ، میزان رشد قد و وزن نوجوانان کم می شود . معمولاً چهار دندان اصلی بالایی و دو دندان اصلی پایینی بین نه تا یازده سالگی بیرون می آید ؛ این دندانها در دخترها یک سال زودتر از پسرها می روید . در یازده سالگی تعداد دندانهای اصلی در نوجوانان بین 10 تا 28 عدد است .
در این سن ، میانگین وزن نوجوانان 34 کیلوگرم ، میانگین قد آنان 40/1 سانتیمتر و میانگین اندازۀ سایر اعضای بدن آنان به شرح زیر است : طول دست 60 سانتیمتر ، دور سینه 65 سانتی متر ، دور بازو 20 سانتیمتر و دور پا در ناحیۀ ماهیچه 5/27 سانتیمتر است .
قدرت و مهارت حرکتی و واقعیت های آن
28
در این سنین مهارتهای حرکتی و جسمانی از عوامل مهم مدیریت و سرگروهی نوجوانان است . در این سن مهارتهای جسمی ورزشی با سرعت چشمگیری پیشرفت می کند ، حرکتها با شکل بهتر ، کاملتر و صحیح تر انجام می گیرد و نظم و متانت بیشتری در راه رفتن و دویدن و سایر حرکات بدنی به چشم می خورد . نوجوانان به ورزش و مهارتهای دو و میدانی علاقه بیشتری نشان می دهند . مهارتهای لازم برای تسلط بر توپ بازی و تعادل و سرعت پا در زدن توپ و نیز مهارت زدن توپ با راکت و چوب بیسبال زیاد می شود .
اختلافات جنسی در این سن بیشتر ظاهر می شود . دخترها در شیرینکاری ، شنا و حرکات موزون و پسرها در توپ بازی و فعالیت هایی که با نیرو و قدرت بدنی بیشتری سر و کار دارد ، مهارت بیشتری نشان می دهند . پسرها برخلاف دخترها به مسابقات و زورآزمایی علاقۀ بیشتری دارند . میزان افزایش پرش جفت و عمودی هر دو جنس یکسان است که معمولاً به 30 سانتیمتر در کلاس اول راهنمای می رسد ، ولی بهترین اندازۀ این پرش در پسرها 5/47 سانتیمتر و در دخترها 40 سانتیمتر است . میانگین پرش طول ( حالت ایستاده ) در کلاس پنجم در پسرها 43/1 متر و در دخترها 23/1 متر و در کلاس اول راهنمایی به 47/1 متر در پسرها و 30/1 متر در دخترها می رسد .
رابطۀ رشد جسمی و مهارتهای حرکتی و روش تقویت و تحکیم آن
هرچند در این سالها میزان رشد کم می شود ، نوجوانان پیشرفتهای زیادی در مهارتها و استقامت جسمی پیدا می کنند . از فعالیت جسمی نوجوانان در این سن کاسته نمی شود ، بلکه بالعکس بازیهای آنان در مقایسه با گذشته ، سخت تر و طولانی تر می شود . مربی نباید اجازه دهد که مقتضیات بازی یا علاقۀ تماشاگران ، به گونه ای به نوجوانان ورزشکار فشار آورد که آنان را خسته و فرسوده سازد ؛ بنابراین در این سنین بازیهای داخل مدرسه – که فشار چندانی ندارد – بهتر از ترتیب دادن مسابقات ورزشی با سایر دبستانهاست ؛ زیرا فشار مسابقات بین دبستانها شدید است و به سبب ایجاد خستگی بسیار برای سلامت دانش آموزان مفید خواهد بود .
مهارت در بازی کردن با توپ یا طناب و پرداختن به ورزشهای سبک با وسایل ورزشی برای نوجوانان دهساله لذتبخش است . لوازم ورزشی اگر از نظر اندازه و تعداد مناسب باشد به پیشرفت آنان کمک می کند ، به خصوص در سالهای دبستانی یعنی دورۀ رشد سریع مهارت و قدرت و استقامت کودکان ، بسیار ضروری است و موجبات تقویت و رشد و نمو جسمی آنان را فراهم می سازد .
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 18 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
تأثیرآموزه های تربیت دینی برفرهنگ وتمدن ایران
چکیده :
حس مذهبی یکی از احساسات فطری بشر است که در طول تاریخ به شکلهای مختلفی بروز یافته است. زمانی بشر با پرستش بتها, این حس را ارضا نموده و زمانی نیز به چندگانه پرستی و یگانه پرستی رو آورده است, و در هر مورد آثار فرهنگی و تمدنی متأثر از آموزه های دینی از خود به یادگارگذاشته است. تأثیری که آموزههای دینی برنخبگان وتودة مردم میگذارد، میتواند تمام انرژیها و فعالیتها را در جهت انقلابها, اصلاح تمدنها و فرهنگها به کارگیرد وآثار عظیمی را از خود به یادگار بگذارد , تا آن جا که برخی معتقدند تمدن بشری بدون وجودکلیسا و عبادتگاهها ممکن نبوده و نیست.
** دانشجوی دکترای فلسفة تعلیم و تربیت
در ایران نیز به دلیل وضعیت سیاسی, اقتصادی و جغرافیایی خاص, آموزههای دینی در همة دورانها علاوه برحفظ اساس کشور, تمدن ساز بوده و هرگاه آموزهها به انحراف کشیده شده, یا خاصیت خود را از دست داده است, تحــول آفرینی وحرکت ازفرهنگ گرفته شده, جامعه با نوعـــــی بی هـــویتی و بی فرهنگی رو به رو شده و رو به اضمحلال گذاشته است. نویسندگان در این مقاله با هدف بیان تاثیرآموزه های مذهبی در همة دوره های تاریخی بر فرهنگ وتمدن ایرانی با روش تحلیلی به بحث پرداختهاند و در پایان به این نتیجه رسیدهاند که دین و فرهنگ به عنوان دو مقولة در هم تنیده منسجم, آموزههایی میآفرینندکه میتواند در نقش روح فرهنگی, تحول آفرینی, بالندگی و رشد فرهنگ و تمدن را به دنبال داشته باشد.
واژگان کلیدی:
دین، فرهنگ، تمدن، تربیت، تاریخ ، آزادی، آموزه ، اندیشه .
The Effect of Religious Educational Doctrines on the Iranian Culture and Civilization
Hassan Ali Bakhtiar Nasrabadi. Isfahan University
Reza Ali Nowrozi Tarbiat Modares University
Abstract
Religious feeling is one of man’s natural feelings that has emerged in different ways throughout the history. At one time man satisfied this feeling by worshiping idols and at another he turned to the Holy one, and due to his doctrines, man has left cultural and civilized works in each case. The effect that religious doctrines have on the talented and the public can direct the whole energies and activities towards revolutions, improving the civilization and cultures, and it can leave behind great works so that some believe that without churches and places of worship, human civilization would have never existed and it would be improbable now.
Because of special political, economic and geographical conditions in Iran, religious doctrines have always maintained Iran and Iranian civilization, and whenever they deviate from their usual routes or they lose their effects, the culture stops moving ahead and the society begins to reach identity and cultural crises, and they are eventually overthrown. In this paper, with the aim of explaining the effect of religious doctrines on Iranian culture and civilization throughout the history, the authors have applied the analytical approach and have come to the conclusion that religion and culture provide doctrines that can result in the change and development of culture and civilization.
Key words: religion, Culture, civilization, education.
مقدمه :
در ایران به دلیل وضعیت مذهبی و سیاسی خاص ، آموزههای دینی در هر زمان بر فرهنگ و تمدن مؤثر بوده, نقش اساسی را ایفا نموده است؛ به طوری که هر گاه جدایی و شکاف بین آموزهها و فرهنگ به وجود آمده، فرهنگ هویت خود را از دست داده, دچار یک نوع سقوط و سر در گمی شده است. برای روشن شدن نقش آموزههای دینی بر فرهنگ و تمدن, بهتر است ابتدا مفهوم هر یک را مشخص نماییم:
دین: به معنای کیش وآیین است و در اصطلاح به راه و رسم و برنامهای گفته میشود که توسط شخصی به نام پیامبر برای هدایت بشرآورده شده است. دین یک نهضت همه جانبه و به سوی تکامل است که کارکردهای زیادی دارد. برخی از آنها عبارتند از :
الف) اصلاح فکروعقیده : هیچ فردی یافت نمیشود که تهی از افکار و اندیشهها باشد، اما ممکن است برخی از افکار او نادرست باشد. دین افکار و عقاید بشر را اصلاح می نماید و به سؤالات اساسی او نظیر (( ازکجا آمده ام؟ برای چه آمده ام؟ به کجاخواهم رفت؟)) پاسخ می دهد .
ب) پرورش اصول اخلاقی: اصولاً مذهب پشتوانة اخلاق است و بدون ضمانت مذهب, اخلاق یک حسابگری تنها بیش نیست و چون بدون دین احساس تکلیف از میان میرود (دورانت[1] , 1379, ص444 ), کارآمدی اخلاق نیز از بین می رود.
[1] - Durant
ج) اصلاح روابط افراد اجتماع : دین پشتوانة اصول اجتماعی نیز هست. اصول اجتماعی در افراد مذهبی به صورت یک تکلیف مقدس در می آید . وبه قول هوفدینگ[2] دین حافظ ارزشها و روابط اجتماعی است ( دورانت , 1379, ص 444 ).
[2] - Hoffding
د) حذف هرگونه تبعیض های ناروا: افراد مذهبی همة انسانها را مخلوق خدا می دانند و به عدالت اعتقاد دارند و برآن پافشاری می کنند ( سبحانی , 1372, ص 14) و با هر گونه تبعیض به مبارزه برمیخیزند.
تمدن: ترکیبی از امنیت, فرهنگ، نظم وآزادی است که امنیت و نظم را از راه اخلاق, قانون و اقتصاد تأمین میکند و فرهنگ را از راه تسهیلاتی که برای رشد علم, آداب و رسوم و هنر لازم است فراهم می نماید. ناگفته نماند که تمدن امر پیچیده و ناپایداری است که به عوامل گوناگونی وابسته است و هر یک از این عوامل می تواند مایة عظمت یا انحطاط کشور شود ( دورانت , 1379, ص298). برخی از این عوامل عبارتند از : 1-پیش بینی و احتیاط در امور اقتصادی؛ 2- سازمان سیاسی؛ 3- سنن اخلاقی؛ 4- کوشش درراه معرفت وبسط هنر( ویل دورانت, به نقل ازولایتی , 1378, ص75) .
به عبارت دیگر, تمدن پدیدهای درهم تنیده است که جمیع رویدادهای اقتصادی, اجتماعی, سیاسی, هنری, ادبیات و علم را درخود گردآورده است (هنری لوکاس، به نقل ازولایتی ,1378, ص75) و این که تمدن چگونه به وجود می آید, بعضی آن را محصول نبوغ اقلیت مبتکر و نوآور می دانند و میگویند تمدنها را اقلیتها و اشخاص هوشمند و برجسته پدید آوردهاند و بقیه ازآن اقلیت تبعیت کردهاند (توین بی, به نقل ازولایتی , 1378, ص75).
فرهنگ: فرهنگ ریشه در توسعه و انتقال اعتقادات بشردارد ( بودن 1 ودیگران, 1989) و به معنای روش سازمان یافته زندگی است که شامل ارزشها, هنجارها و مؤسسات و نهادها میشود و بنا به تعریقی دیگر: فرهنگ مجموعهای از آداب و سنتهای فردی و اجتماعی است که با توجه به شرایط اجتماعی و مقتضیات محیطی شکل گرفته و معنا پیدا میکند ( ولایتی , 1378, ص74). بعضی فرهنگ را همان تمدن میدانند و معتقدند که این دو, رابطة مفهومی تنگاتنگی دارند که در عین حال میتوان معانی متفاوتی را از این دو واژه استخراج نمود:
1- مترادف بودن فرهنگ باتمدن : در سنت انگلیسی – فرانسوی مفهوم فرهنگ اغلب مترادف با تمدن به کار میرود (کرامبی , 1367, ص 10) و از نظرآنان فرهنگ یا تمدن کلیت در هم بافتهای است که شامل : دانش , دین , هنر, قانون , اخلاقیات , آداب , رسوم وهرگونه توانایی وعادتی که آدمی به عنوان عضوی ازجامعــــــــه به دست میآورد، میشود (آشوری, 1357, ص 39).
2- گسترش معنای تمدن به گونهای که شامل فرهنگ نیز بشود (گاستون ,1371, ص). در مورد تمدن میتوانیم بین صورت خارجی و روح درونی آن تمایز قایل شویم (فوکوتساوا, 1364, ص 23) یعنی روح درونی در حدی است که فرهنگ را نیز در بر می گیرد.
3-گسترش فرهنگ به گونه ای که شامل تمدن بشود (آشوری , 1357): در این حالت فرهنگ شامل تمامی کارهای اجتماعی به گسترده ترین معنای آن مانند زبان, زناشویی, نظام مالکیت, ادب وآداب صناعات و هنراست (باتامور,1370, ص 79 ) که تمدن را نیز شامل میشود.
4-تفکیک بین فرهنگ وتمدن : دوتفاوت عمده بین این دو وجود دارد: فرهنگ جنبة ذهنی، معنوی و فردی دارد و تمدن جنبة عملی، عینی واجتماعی. فرهنگ وسیعتر، قدیمـیتر و تمدن جوانتــر و محدودتر است (اسلامی , 1345, ص79 ؛ باتامور,1370, ص 79 ).
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 6 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
1
تاملی در مفهوم تعلیم و تربیت
تعلیم و تربیت یکی از اساسیترین فعالیتهایی است که در طی یک فرایند نسل اول میکوشد تا قدرت آگاهی نسل بعد از خود را در همهٔ زمینهها پرورش داده و آنها را برای برخورد با مسائل گوناگون آماده سازد.
تعلیم و تربیت یکی از اساسی ترین فعالیتهایی است که در طی یک فرایند نسل اول میکوشد تا قدرت آگاهی نسل بعد از خود را در همهٔ زمینهها پرورش داده و آنها را برای برخورد با مسائل گوناگون آماده سازد. تعلیم و تربیت به مثابهٔ جریانی است که باید در کنار آموزش دانش، قدرت تفکر را در فرد رشد دهد و تسلط او را بر محیط زندگی افزون کند. در آموزش و پرورش هم از علم صحبت میشود و هم از تفکر. هم پرورش عقلانیت مورد توجه است و هم از جنبه اجتماعی بودن انسان سخن به میان آمده است .
اهمیت تعلیم و تربیت تا بدانجا است که در جای جای قرآن مجید سخن از آن آمده است و متعالیترین تربیت که همان تربیت الهی است بارها مورد تأکید قرار گرفته است.
در طول تاریخ تغییر و تحولات بسیای در نحوهٔ تعلیم و تربیت در جوامع متمدن صورت گرفته و تحت شرایط مختلف روشهای متفاوتی اتخّاذ شده است. با سیر تکاملی تمدنها و تغییرات آرام فرهنگها بسته به شرایط خاص جامعه روشهای تعلیم و تربیت نیز تغییر یافته است.
در قدیم مفهوم تعلیم و تربیت انتقال مهارتها و معلومات بود و روش عمده در تدریس آنها سخنرانی یا مطالعهٔ کتابهای درسی به شمار میرفت و بعلت پیشرفت علوم مراکز دانشگاهی تمرکز خود را بر انتقال معلومات و اطلاعات معطوف کرده بودند. روش آموزش انتقال یکطرفهٔ استاد به شاگرد بود و کاوشگری در این سیستم جایی نداشت اما امروزه تحولات چشمگیری در روشهای تعلیم و تربیت در جهان مشاهده میشود. جهت این تحولات بسوی پژوهشگری و تحقیق خود کودک به پیش میرود. در روشهای نوین از انتقال صرف خودداری شده و پیشنهاد میشود ساعتهای بیشتری را در دروس مختلف به کاوشگری اختصاص بدهند. این کار علاقهٔ دانشآموز را به فراگیری مطالب افزون میکند و به پرورش مهارتهای فکری او نیز کمک خواهد کرد. باید گفت پرورش تفکر خلاق و نقاد در کودکان اساس تعلیم وتربیت جدید است.
2
در طی فرایند پژوهش دانش از تحقیقات خود کودک بدست میآید و خلاقیتهای او ظاهر میگردد. به تعبیر دکتر علی شریعتمداری «تعلیم و تربیت خود، تحقیق است». در این فرایند نقش معلم هدایت جریان تحقیق است و مستقیماً در پژوهش دخالت نخواهد کرد.
محور کار در آموزش و پرورش جدید تفکر است و تفکر محور یادگیری قلمداد میشود. در آموزش و پرورش نوین به مسائل ظاهراً کم اهمیتی توجه میشود که میتواند در نهایت اثرات بزرگ و مهمی در یادگیری و ازدیاد علاقه کودکان داشته باشد. بطور مثال در مدرسهٔ اریبیا در انگلستان بچهها کفشهای خود را در بدو ورود به مدرسه در میآورند تا مانند خانه احساس راحتی کنند و یا در بعضی مدارس دانشآموزان بدون کیف بمدرسه میروند و رنج هر روزهٔ حمل کیفهای سنگین را متحمل نمیشوند. در برخی از مدارس هم کلیهٔ دروس بصورت داستانی به کودکان عرضه میشود تا با برانگیختن علاقه دانشآموز به جریان ارائه درس کمک شود و مطالب بهتر در ذهن کودک جای بگیرد. علاوه بر اینها تشویش و اضطراب دانشآموز به حداقل میرسد و میزان همدلی میان معلم و شاگرد به درجهٔ بالایی افزایش مییابد. این موارد و موارد دیگر با پرورش قوهٔ تفکر و ایجاد انگیزه و علاقه، یادگیری فعالانه را در دانشآموزان افزایش میدهد و حس جمعی گروه را نیز بالا میبرد.
باید توجه داشت که تعلیم و تربیت فعلی کودک اساس کار آیندهٔ او را تشکیل خواهد داد. کودکان در جریان رشد روحی و جسمی خود دچار تغییرات تدریجی در رفتار، افکار، عادات، تمایلات و احساسات خود میشوند و این تغییرات میتواند مسائل و مشکلات خاصی را برای آنها فراهم سازد که گاه از حل آنها ناتوان است و عدم توجه به این نیازها و تغییرات می تواند سعادت آتی او را به مخاطره بیندازد. مربی باید با توجه به سن کودک، نیازهای او را تشخیص دهد با توجه به محیط اجتماعی و خصوصیات فرهنگی جامعه و جنبههای تربیتی به پرورش او بپردازد.
در این زمینه ذکر چند نکته به نظر مهم میرسد:
۱) برای رشد فکری و اخلاقی در کودکان میتوان از بازیها و کارهای جمعی استفاده کرد.
۲) نقش معلم باید نقش راهنما و سرپرست باشد تا بچهها فرصتهای بیشتری برای ارتقای اعتماد به نفس و قبول مسئولیت در همه زمینهها را داشته باشند.
3
۳) اساس کار در دبستان بهتر است براساس تجربیات حسی باشد و تصورات و مفاهیمی که به ذهن کودک داخل میشود با واقعیت تطبیق کند.
۴) مربی باید توجه داشته باشد که رشد جریانی دائمی است و تجربیات قبلی دانشآموزان اساس تفکرات و درک آنها را تشکیل میدهد و در رفتار آینده آنها مؤثر است.
۵) کودکان باید نسبت به موضوع مورد یادگیری علاقهمند باشند و نسبت به یادگیری مطلب خاصی احساس نیاز کنند تا به فعالیت و تحقیق دست بزنند.
۶) به علت پیشرفت و توسعه وسایل ارتباطی ضروری است که افراد جامعه از جمله معلمین خود را برای برخورد با افکار مخالف آماده کنند و قدرت تحمل افکار دیگران را داشته باشند و بدور از تعصب به بررسی آراء و عقاید بپردازند و این نکته را به دانشآموزان نیز یاد بدهند.
۷) برخلاف نظر برخی از کارشناسان تعلیم و تربیت که معتقدند هر تربیت صحیحی از راه تجربه بدست میآید این نکته حائز اهمیت است که تنها تجربیاتی منجر به تربیت صحیح میشود که آموزنده باشند و اثر سوء تربیتی نداشته باشد. تجربه باید مطبوع باشد و از طرفی باعث رشد تجربیات بعدی شود.
۸) برخی نیز معتقدند که تعلیم و تربیت همان رشد است در حالی که جهت رشد بسیار مؤثر است. اگر رشد در جهت منفی را در نظر بگیریم برخلاف اصول تعلیم و تربیت است.رشد باید در جهت مثبت و تکامل پذیر باشد و موجبات رشد بیشتری را فراهم کند.
4
۹) تربیت دینی
از مسائل بسیار مهمی است که کارشناسان غربی در بسیاری از موارد از نظر دور داشتهاند. جنبهٔ هدایتی این تربیت میتواند به پرورش ارزشهای اساسی و قوای معنوی شخصیت انسان منجر شود. هدفهای معنوی و عقلانی مثل تقوی و پرهیزگاری میتواند به پرورش قوهٔ تفکر در کودکان ودر نهایت به رشد آنها جهت بدهد.
۱۰) از نظر تعلیم و تربیت، آزاد
قرار دادن کودکان در سلامت و ارتقای روحیه و اعتماد به نفس آنها مؤثر است. کودکان بواسطهٔ آزاد بودن طبیعت خود را آشکار میسازند و در جریان یادگیری نیز بهتر عمل میکنند اما نکته مهم این است که این آزادی باید در چهارچوب عقل و خرد باشد به عبارت دیگر با راهنمایی عقل، عواطف و امیال کودکان کنترل شود. در این زمینه دین نقش مهمی در هدایت عقل و تحکیم مبانی عقلی دارد.
۱۱) نکته دیگری که در تعلیم و تربیت مهم است این است که اهداف تربیتی کاملاً واضح و مشخص شود و با تمایلات اشتباه نشود. در مدارس جدید در بعضی از مواقع پیروی از تمایل را با پیروی از اهداف اشتباه میگیرند و بچهها در هر کاری آزادند همانطور که در قدیم تمایلات درونی دانشآموزان نادیده گرفته میشد و به علایق دانشآموزان اهمیتی داده نمیشد. در تعلیم و تربیت صحیح آنچه مهم است این است که باید در چهارچوب اندیشه به علایق کودکان توجه کرد و این تمایلات را هدایت نمود تا تحت کنترل عقل به نتیجه و هدف واقعی برسند.
۱) پرستش خدا
پرستش خدا بمعنی قدم نهادن در مسیر توحید است. مسیری که در تمام مراحل رشد فرد و جمع را تضمین میکند. مسیری که در آن بدیها طرد و ارزشهای والای انسانی تأیید میشود و عدالت خواهی و ایثار به تحقق میپیوندد. انسانی که خدا را میپرستد، اعمالش خلاف سعادت خود و جامعه میشود.
۲) تعلیم حکمت
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 33 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
24
بسمه تعالی
لقد کان فی رسول الله اسوه حسنه
عنوان تحقیق:
بررسی سیره نبوی و نظام تعلیم و تربیت
فهرست مطالب
1
مقدمه 5-4
تعلیم و تربیت 9-5
وضعیت علمی و فرهنگی عربستان جاهلی 12-9
اهمیت دانش و علم از نظر پیامبر و احادیث مربوطه 22-12
مساوات در علم 25-22
اولین مراکز تعلیم و تربیت 27-25
علوم واجب 28-27
آداب دانشجو و معلم
1- توکل 29
2- خلوص نیت 30-29
3- فروتنی و نرمش معلمان نسبت به شاگردان 30
4- موضوع و محتوای درس 31-30
5- تنبه و مجازات 31
6- صدای معلم هنگام تدریس 32
7- آموزش علم در جوانی 32
8- نگارش دانش ها 32
9- مراعات حقوق همدرسان 33-32
10- عاقبت بینی 33
11- معاشرت با صالحان 34-33
12- آگاهی به زمان و تحولات دنیا 34
13- برازندگی از لحاظ اوصاف بدنی و جسمانی 35-34
نتیجه گیری 38-36
فهرست منابع و مآخذ 39-38
3
مقدمه
هدف پیامبران از بعثت مهمترین پرسش در طول تاریخ بشر است عده ای معتقدند هدف پیامبران جهت گیری معنوی و ضد دنیایی بوده است. محور تعلیمات پیامبران توجه به آخرت، پرداختن به درون و رها ساختن برون، گرایش به ذهنیت و گریز از عینیت بوده است. گروهی نقش پیامبر را در گذشته مثبت، مفید و در جهت تکامل تاریخ می دانند و معتقدند که پیامبران اساسی ترین نقش ما را در اصلاح بهبود و پیشرفت جوامع داشتند آنها معتقدند که نقش مثبت تعلیمات منحصر به گذشته است و امروزه با پیشرفت علوم تعلیمات دینی نقش خود را از دست داده و در آینده بیشتر از دست خواهد داد ولی بعضی ها معتقدند که هرگز پیشرفت های علمی جایگزین آن نخواهد شد همچنانکه مکاتب فلسفی نیز نتوانستند جایگزین آن گردند. - مرتضی مطهری، آثار استاد مطهری، جلد دوم، چاپ پنجم، انتشارات صدرا، 1374، صفحة 169 و 171
اما با توجه به قرآن و احادیث متوجه می شویم که هدف پیامبران تزکیه و تعلیم همة انسانهای بشری است چنانکه در احادیث است که فرمود: «من مبعوث شدم تا مرکز حلم، معدن علم و مسکن صبر باشم». - رضا کریمی، خصائص الرسول، چاپ اول، انتشارات نسیم حیات، 1385، صفحة 35
اما آیا خود پیامبر سواد خواندن و نوشتن داشت موقعیت شبه جزیرة عربستان از نظر علم چگونه بود و چه نظراتی در مورد دانش و علم و آداب دانشجو و معلم داشت با مطالعة سیرة نبوی و مراجعه به کتب متعدد رسمی شد که جواب این سؤال ها داده شود چرا که پیامبر بهترین الگو برای تمامی مردم است. (با مقایسة نظام تعلیم و تربیت و سیرة نبوی)
تعلیم، تربیت، یادگیری
تربیت یعنی برانگیختن استعدادها و قوای گونه گون انسان و پرورش آن باید با کوشش خود متربی توأم باشد تا به منتهای کمال نسبی خود نائل شود انسان با عوامل و انگیزه هایی در زندگی احاطه شده است که نشاط و جنبش او را تحریک نموده و استعدادها و قوای او را بیدار می سازد. تربیت در صورتی ثمربخش خواهد بود که با عمل و کوشش متربی همراه باشد بدین معنی که کوششی که متربی در غلبة بر مشکلات و هنگام برخورد با دشواریهای زندگی روزمره به کار می رود عملاً به او درس اخلاق می آموزد و به وی می فهماند که چه نوع رفتاری درست و یا نادرست می باشد.
3
تعلیم با مفهوم محدود آن عبارت از تلقین و انتقال معلومات به اذهان شاگردان می باشد پس معلم در حوزة وظیفه خود عمل می کند و شاگرد در برابر او ساکت به سر می برد و اتفاقات و گفته های او را دریافت می کند و متربی را وادار می کند که شخصاً عمل کند و به منظور حل مشکلات بیندیشد تعلیم این نقش را به عهده دارد که اذهان و شاگردان را با معلومات فکری مجهز سازد. وظیفة تعلیم در مجهز ساختن ذهن شاگردان با معلومات و معارف مختلف محدود می شود که غالباً این معلومات برای خود شاگردان روشن و معلوم نیست. اما تربیت اهتمام خود را به پیشبرد تمایلات فطری و استعدادی متنوع متربی متوجه ساخته و به انسان آنچنان آمادگی می بخشد که در شئون مختلف زندگی با مهارت وارد عمل شده و در برابر موقعیت های گوناگون درست عمل می کند.
معلم در مسیر انجام وظیفة تعلیم سعی می کند اذهان شاگردان را با معلومات و معارف پر کند اما مربی می کوشد که از راه تربیت راه را برای استعداد قوای انسان از درون او برای بحث و کاوش باز کند. البته تعلیم صحیح عبارت از کوششی است که معلم باید در سایه آن شوق و تمایل به علم و عمل و اهتمام آن دو را در نفوس شاگردان زنده و بیدار کنند. تعلیم به صورت کنونی شاگرد برای اشتغال به حرفه و فن و قبولی و پیروزی در امتحان آماده می سازد در حالیکه تربیت انسان را به اصل و هدف زندگانی انسان رهنمون گردد. بنابراین تربیت متوجه این هدف است که از خود انسان، انسانی بسازد که از انسانیت خود پیش از آنکه آلت و ابزاری برای کسب معشیت باشد برخوردار شود.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 23 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
1
بسم الله الرحمن الرحیم
اینجانب به اسلام واولیای عظیم الشان و به ملت اسلام و خصوص ملت مبارز ایران ، ضایعة اسف انگیز شهید بزرگوار و متفکر و فیلسوف و فقیه عالی مقام مرحوم آقای شیخ مرتضی مطهری قدس سره را تسلیت و تبریک عرض می کنم . تسلیت در شهادت شخصیتی که عمر شریف و ارزندة خود را در راه اهداف مقدس اسلام صرف کرده و با کجرویها و انحرافات مبارزة سرسخناته کرده ، تسلیت در شهادت مردی که در اسلام شناسی و فنون مختلفة اسلام و قرآن کریم کم نظیر بوده . من فرزند بسیار عزیزی را از دست داده ام و در سوگ او نشستم که از شخصیتهایی بوده که حاصل عمرم محسوب می شد . در اسلام عزیز به شهادت این فرزند برومند و عالم جاودان ثُلمه أی وارد شد که هیچ چیز جایگزین آن نیست .
تبریک از داشتن این شخصیتهای فداکار که در زندگی و پس از آن با جلوة خود نور افشانی کرده و می کنند . من در تربیت چنین فرزندانی ، که با شعاع فروزان خود مردگان را حیات می بخشند و به ظلمتها نور می افشانند به اسلام بزرگ ، مربی انسانها و به امت اسلامی تبریک می گویم . من اگرچه فرزند عزیزی که پارة تنم بود از دست دادم ، لکن مفتخرم که چنین فرزندان فداکاری در اسلام وجود داشت و دارد.
«مطهری» که در طهارت روح و قوت ایمان و قدرت بیان کم نظیر بوده ، رفت و به ملأ اعلی پیوست ، لکن بدخواهان بدانند که با رفتن او شخصیت اسلامی و علمی و فلسفیش نمی رود . ترورها نمی توانند شخصیت اسلامی مردان اسلام را ترور کنند .آنان بدانند ه به خواست خدای توانا ملت ما با رفت اشخاص بزرگ ، در مبارزه علیه فساد و استبداد و استعمار مصممتر می شوند. ملت ما راه خود را یافته و در قطع ریشه های گندیدة رژیم سابق و طرفداران منحوس آن از پای نمی نشیند . اسلام عزیز با فداکاری و فدایی دادن عزیزان ، رشد نمود . برنامه اسلام از عصر وحی تاکنون بر شهادتِ توأم با شهامت بوده است . قتال در راه خدا و راه مستضعفین در رأس برنامه های اسلام است . اینان که شکست و مرگ خود را لمس نموده و با این رفتار غیر انسانی می خواهند انتقام بگیرند یا به خیال خام خود مجاهدین در راه اسلام را بترسانند بدگمان کرده اند ، از هر موی شهیدی از ما و از هر قطرة خونی که به زمنی می ریزد انسانهای مصمم و مبارزی به وجود می آید . شما مگر تمام افراد ملت شجاع را ترور کنید والا ترور فرد هرچه بزرگ باشد برای اعادة چپاولگری سودی ندارد. ملتی که با اعتماد به خدای بزرگ و برای احیای اسلام به پا خاسته با این تلاشهای مذبوحانه عقبگرد نمی کند. ما برای فداکاری حاض و برای شهادت در اره خدا مهیا هستیم . اینجانب روز 13 اردیبهشت 58 را برای بزرگداشت شخصیتی فداکار و مجاهد در راه اسلام و ملت «عزای عمومی» اعلام می کنم و خودم در مدرسة فیضیه ، روز پنجشنبه و جمعه به سوگ می نشینم . از خداوند متعال برای آن فرزند عزیز اسلام رحمت و غفران ، و برای اسلام عزیز عظمت و عزت مسئلت می نمایم . سلام بر شهدای راه حق و آزادی .
1
بسم الله الرحمن الرحیم
اینجانب به اسلام واولیای عظیم الشان و به ملت اسلام و خصوص ملت مبارز ایران ، ضایعة اسف انگیز شهید بزرگوار و متفکر و فیلسوف و فقیه عالی مقام مرحوم آقای شیخ مرتضی مطهری قدس سره را تسلیت و تبریک عرض می کنم . تسلیت در شهادت شخصیتی که عمر شریف و ارزندة خود را در راه اهداف مقدس اسلام صرف کرده و با کجرویها و انحرافات مبارزة سرسخناته کرده ، تسلیت در شهادت مردی که در اسلام شناسی و فنون مختلفة اسلام و قرآن کریم کم نظیر بوده . من فرزند بسیار عزیزی را از دست داده ام و در سوگ او نشستم که از شخصیتهایی بوده که حاصل عمرم محسوب می شد . در اسلام عزیز به شهادت این فرزند برومند و عالم جاودان ثُلمه أی وارد شد که هیچ چیز جایگزین آن نیست .
تبریک از داشتن این شخصیتهای فداکار که در زندگی و پس از آن با جلوة خود نور افشانی کرده و می کنند . من در تربیت چنین فرزندانی ، که با شعاع فروزان خود مردگان را حیات می بخشند و به ظلمتها نور می افشانند به اسلام بزرگ ، مربی انسانها و به امت اسلامی تبریک می گویم . من اگرچه فرزند عزیزی که پارة تنم بود از دست دادم ، لکن مفتخرم که چنین فرزندان فداکاری در اسلام وجود داشت و دارد.
«مطهری» که در طهارت روح و قوت ایمان و قدرت بیان کم نظیر بوده ، رفت و به ملأ اعلی پیوست ، لکن بدخواهان بدانند که با رفتن او شخصیت اسلامی و علمی و فلسفیش نمی رود . ترورها نمی توانند شخصیت اسلامی مردان اسلام را ترور کنند .آنان بدانند ه به خواست خدای توانا ملت ما با رفت اشخاص بزرگ ، در مبارزه علیه فساد و استبداد و استعمار مصممتر می شوند. ملت ما راه خود را یافته و در قطع ریشه های گندیدة رژیم سابق و طرفداران منحوس آن از پای نمی نشیند . اسلام عزیز با فداکاری و فدایی دادن عزیزان ، رشد نمود . برنامه اسلام از عصر وحی تاکنون بر شهادتِ توأم با شهامت بوده است . قتال در راه خدا و راه مستضعفین در رأس برنامه های اسلام است . اینان که شکست و مرگ خود را لمس نموده و با این رفتار غیر انسانی می خواهند انتقام بگیرند یا به خیال خام خود مجاهدین در راه اسلام را بترسانند بدگمان کرده اند ، از هر موی شهیدی از ما و از هر قطرة خونی که به زمنی می ریزد انسانهای مصمم و مبارزی به وجود می آید . شما مگر تمام افراد ملت شجاع را ترور کنید والا ترور فرد هرچه بزرگ باشد برای اعادة چپاولگری سودی ندارد. ملتی که با اعتماد به خدای بزرگ و برای احیای اسلام به پا خاسته با این تلاشهای مذبوحانه عقبگرد نمی کند. ما برای فداکاری حاض و برای شهادت در اره خدا مهیا هستیم . اینجانب روز 13 اردیبهشت 58 را برای بزرگداشت شخصیتی فداکار و مجاهد در راه اسلام و ملت «عزای عمومی» اعلام می کنم و خودم در مدرسة فیضیه ، روز پنجشنبه و جمعه به سوگ می نشینم . از خداوند متعال برای آن فرزند عزیز اسلام رحمت و غفران ، و برای اسلام عزیز عظمت و عزت مسئلت می نمایم . سلام بر شهدای راه حق و آزادی .
1
بسم الله الرحمن الرحیم
اینجانب به اسلام واولیای عظیم الشان و به ملت اسلام و خصوص ملت مبارز ایران ، ضایعة اسف انگیز شهید بزرگوار و متفکر و فیلسوف و فقیه عالی مقام مرحوم آقای شیخ مرتضی مطهری قدس سره را تسلیت و تبریک عرض می کنم . تسلیت در شهادت شخصیتی که عمر شریف و ارزندة خود را در راه اهداف مقدس اسلام صرف کرده و با کجرویها و انحرافات مبارزة سرسخناته کرده ، تسلیت در شهادت مردی که در اسلام شناسی و فنون مختلفة اسلام و قرآن کریم کم نظیر بوده . من فرزند بسیار عزیزی را از دست داده ام و در سوگ او نشستم که از شخصیتهایی بوده که حاصل عمرم محسوب می شد . در اسلام عزیز به شهادت این فرزند برومند و عالم جاودان ثُلمه أی وارد شد که هیچ چیز جایگزین آن نیست .
تبریک از داشتن این شخصیتهای فداکار که در زندگی و پس از آن با جلوة خود نور افشانی کرده و می کنند . من در تربیت چنین فرزندانی ، که با شعاع فروزان خود مردگان را حیات می بخشند و به ظلمتها نور می افشانند به اسلام بزرگ ، مربی انسانها و به امت اسلامی تبریک می گویم . من اگرچه فرزند عزیزی که پارة تنم بود از دست دادم ، لکن مفتخرم که چنین فرزندان فداکاری در اسلام وجود داشت و دارد.
«مطهری» که در طهارت روح و قوت ایمان و قدرت بیان کم نظیر بوده ، رفت و به ملأ اعلی پیوست ، لکن بدخواهان بدانند که با رفتن او شخصیت اسلامی و علمی و فلسفیش نمی رود . ترورها نمی توانند شخصیت اسلامی مردان اسلام را ترور کنند .آنان بدانند ه به خواست خدای توانا ملت ما با رفت اشخاص بزرگ ، در مبارزه علیه فساد و استبداد و استعمار مصممتر می شوند. ملت ما راه خود را یافته و در قطع ریشه های گندیدة رژیم سابق و طرفداران منحوس آن از پای نمی نشیند . اسلام عزیز با فداکاری و فدایی دادن عزیزان ، رشد نمود . برنامه اسلام از عصر وحی تاکنون بر شهادتِ توأم با شهامت بوده است . قتال در راه خدا و راه مستضعفین در رأس برنامه های اسلام است . اینان که شکست و مرگ خود را لمس نموده و با این رفتار غیر انسانی می خواهند انتقام بگیرند یا به خیال خام خود مجاهدین در راه اسلام را بترسانند بدگمان کرده اند ، از هر موی شهیدی از ما و از هر قطرة خونی که به زمنی می ریزد انسانهای مصمم و مبارزی به وجود می آید . شما مگر تمام افراد ملت شجاع را ترور کنید والا ترور فرد هرچه بزرگ باشد برای اعادة چپاولگری سودی ندارد. ملتی که با اعتماد به خدای بزرگ و برای احیای اسلام به پا خاسته با این تلاشهای مذبوحانه عقبگرد نمی کند. ما برای فداکاری حاض و برای شهادت در اره خدا مهیا هستیم . اینجانب روز 13 اردیبهشت 58 را برای بزرگداشت شخصیتی فداکار و مجاهد در راه اسلام و ملت «عزای عمومی» اعلام می کنم و خودم در مدرسة فیضیه ، روز پنجشنبه و جمعه به سوگ می نشینم . از خداوند متعال برای آن فرزند عزیز اسلام رحمت و غفران ، و برای اسلام عزیز عظمت و عزت مسئلت می نمایم . سلام بر شهدای راه حق و آزادی .
1
بسم الله الرحمن الرحیم
اینجانب به اسلام واولیای عظیم الشان و به ملت اسلام و خصوص ملت مبارز ایران ، ضایعة اسف انگیز شهید بزرگوار و متفکر و فیلسوف و فقیه عالی مقام مرحوم آقای شیخ مرتضی مطهری قدس سره را تسلیت و تبریک عرض می کنم . تسلیت در شهادت شخصیتی که عمر شریف و ارزندة خود را در راه اهداف مقدس اسلام صرف کرده و با کجرویها و انحرافات مبارزة سرسخناته کرده ، تسلیت در شهادت مردی که در اسلام شناسی و فنون مختلفة اسلام و قرآن کریم کم نظیر بوده . من فرزند بسیار عزیزی را از دست داده ام و در سوگ او نشستم که از شخصیتهایی بوده که حاصل عمرم محسوب می شد . در اسلام عزیز به شهادت این فرزند برومند و عالم جاودان ثُلمه أی وارد شد که هیچ چیز جایگزین آن نیست .
تبریک از داشتن این شخصیتهای فداکار که در زندگی و پس از آن با جلوة خود نور افشانی کرده و می کنند . من در تربیت چنین فرزندانی ، که با شعاع فروزان خود مردگان را حیات می بخشند و به ظلمتها نور می افشانند به اسلام بزرگ ، مربی انسانها و به امت اسلامی تبریک می گویم . من اگرچه فرزند عزیزی که پارة تنم بود از دست دادم ، لکن مفتخرم که چنین فرزندان فداکاری در اسلام وجود داشت و دارد.
«مطهری» که در طهارت روح و قوت ایمان و قدرت بیان کم نظیر بوده ، رفت و به ملأ اعلی پیوست ، لکن بدخواهان بدانند که با رفتن او شخصیت اسلامی و علمی و فلسفیش نمی رود . ترورها نمی توانند شخصیت اسلامی مردان اسلام را ترور کنند .آنان بدانند ه به خواست خدای توانا ملت ما با رفت اشخاص بزرگ ، در مبارزه علیه فساد و استبداد و استعمار مصممتر می شوند. ملت ما راه خود را یافته و در قطع ریشه های گندیدة رژیم سابق و طرفداران منحوس آن از پای نمی نشیند . اسلام عزیز با فداکاری و فدایی دادن عزیزان ، رشد نمود . برنامه اسلام از عصر وحی تاکنون بر شهادتِ توأم با شهامت بوده است . قتال در راه خدا و راه مستضعفین در رأس برنامه های اسلام است . اینان که شکست و مرگ خود را لمس نموده و با این رفتار غیر انسانی می خواهند انتقام بگیرند یا به خیال خام خود مجاهدین در راه اسلام را بترسانند بدگمان کرده اند ، از هر موی شهیدی از ما و از هر قطرة خونی که به زمنی می ریزد انسانهای مصمم و مبارزی به وجود می آید . شما مگر تمام افراد ملت شجاع را ترور کنید والا ترور فرد هرچه بزرگ باشد برای اعادة چپاولگری سودی ندارد. ملتی که با اعتماد به خدای بزرگ و برای احیای اسلام به پا خاسته با این تلاشهای مذبوحانه عقبگرد نمی کند. ما برای فداکاری حاض و برای شهادت در اره خدا مهیا هستیم . اینجانب روز 13 اردیبهشت 58 را برای بزرگداشت شخصیتی فداکار و مجاهد در راه اسلام و ملت «عزای عمومی» اعلام می کنم و خودم در مدرسة فیضیه ، روز پنجشنبه و جمعه به سوگ می نشینم . از خداوند متعال برای آن فرزند عزیز اسلام رحمت و غفران ، و برای اسلام عزیز عظمت و عزت مسئلت می نمایم . سلام بر شهدای راه حق و آزادی .
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 31 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
22
عنوان مقاله:
تعلیم و تربیت
منطقه ده آموزش و پرورش
فهرست مطالب
مقدمه
تعریف تعلیم و تربیت
تربیت اخلاقی
تربیت و رشد ذهنی کودک
تربیت عقلانی
رشد و تربیت روانی و اجتماعی کودک
تنگناها و بحرانهای تربیتی
نقش مطبوعات و سایر نهادهای اجتماعی در تعلیم و تربیت
انتخاب شغل
دوستی و رفاقت در نوجوانی و جوانی
عشق ها یا بیداری عواطف
بزهکاریهای دوران نوجوانی
نگرانیهای دائمی شخصی و مسائل مدرسه
سالهای پایانی دبیرستان و دغدغه های کنکور شغل و ازدواج
تجربه های موفق آموزشی و تربیتی
فهرست منابع و مآخذ 38
22
عنوان مقاله:
تعلیم و تربیت
منطقه ده آموزش و پرورش
فهرست مطالب
مقدمه
تعریف تعلیم و تربیت
تربیت اخلاقی
تربیت و رشد ذهنی کودک
تربیت عقلانی
رشد و تربیت روانی و اجتماعی کودک
تنگناها و بحرانهای تربیتی
نقش مطبوعات و سایر نهادهای اجتماعی در تعلیم و تربیت
انتخاب شغل
دوستی و رفاقت در نوجوانی و جوانی
عشق ها یا بیداری عواطف
بزهکاریهای دوران نوجوانی
نگرانیهای دائمی شخصی و مسائل مدرسه
سالهای پایانی دبیرستان و دغدغه های کنکور شغل و ازدواج
تجربه های موفق آموزشی و تربیتی
فهرست منابع و مآخذ 38
1
مقدمه:
معلم بزرگترین نعمت و سرمایهی جوامع بشری، انسان یعنی عالیترین تجلیگاه خلقت الهی است. انسان مستعد و متصف به همهی صفات و کمالات الهی است و آفریده شده تا به مقام خلیفهی الهی برسد و این سیر بدون تعلیم و تربیت او میسر نمی شود.
انبیاء بعنوان اسوهی معلمین بشر آمده اند تا در سایهی کتاب مقدس الهی او را به این مقام برسانند. بنابراین معلمی که ادامه دهندهی راه تعلیم و تربیت انبیاء است چنین مسئولیت مهمی را به عهده دارد و این ممکن نیست مگر به نیت قرب الهی و اخلاص طریقت او.
پس از آن راه و روش تعلیم و تربیت است و هر آن کس که بی شناخت و از روش و راه در هر کار عمل نماید جزء در طریق بیهودگی نکوشیده است. چه آن که در تعلیم و تربیت این مسئله مهم تر و اساسی تر است. زیرا سروکار او با انسان است و انسان دارای قوای فطری و تفاوت استعدادی است و در اهمیت روش امام صادق (ع) فرمودند: «عمل کننده بی بصیرت به رهنوردی ماند که بیراهه رود. سرعت حرکت او را به هدف نمی رساند جزء آن که دورش میکند.»
امروزه روشها همراه با تحولات و رشد بشری رو به تکامل و پیشرفتگی است و معلم نیازمند است که به ابزار و روشهای نوین پا به عرصه تعلیم و تربیت گذارد.
وقتی سخن از تعلیم و تربیت به زبان می آید، لازم است ابتدا مفهوم روشنی از هر یک از این دو واژه بیان شود. تربیت، عبارتست از فراهم کردن زمینه ها و عوامل برای به فعلیت رساندن و شکوفا نمودن استعدادهای انسان در جهت مطلوب در حالی که تعلیم عبارتست از فراهم کردن زمینه ها و عوامل برای این که متعلم دانشی را واجد شود نکته حائز اهمیت در این تعریف آن است که معلم فقط زمینه را جهت فراگیری متعلم آماده می کند و این متعلم است که خود، فعالانه به یادگیری می پردازد.
بنابراین با توجه به واژه و تعریف تربیت نکات مهم زیر قابل توجه است:
2
1. از آن جایی که انسان دارای استعدادهای نهفته است تا تربیت صحیح نباشد این استعدادها هم مورد بهره برداری قرار نمی گیرد. 2. عبارت فراهم کردن زمینه ها و عوامل حاکی از این است که مربی فقط زمینهی شکوفایی استعدادهای متربی را فراهم می کند و این متربی است که باید فعالانه در جهت مطلوب حرکت نماید. 3. کلمه انسان نشان می دهد که موضوع تربیت، انسان است نه حیوان 4. متربی یا اثرپذیر در تعریف فوق فقط انسان است اما مربی و اثرگذار می تواند خداوند متعال، انسان باشد.
5. عبارت در جهت مطلوب نشان می دهد که اولاً تربیت دارای قصد و هدف است و یک عمل غیرعمدی و تصادفی نیست. 6. در ابتدا تعریف تربیت عبارت شناخت استعدادها ذکر نشده است. زیرا با این که شناخت استعدادها و قابلیت های متربی برای ت. ت لازم است اما این شناخت متن تربیت نیست بلکه مقدمهی آن است که از آن در علوم دیگری همچون روان شناسی بحث می شود.
افلاطون می گوید: در اثر تبیت، جسم و روح انسان به بلندترین پایه جمال و کمال می رسد بنابراین عالی و مقدس تر از تربیت، فنی نیست.»
تعلیم و تربیت به ویژه تربیت دینی می تواند ارتباط آفریده با آفریدگار را مستحکم تر نماید و او را به پذیرش تعهد و قبول مسئولیت وادارد. اساساً بعثت انبیاء امامت معصومین (ع)، و ولایت فقها نیز بر همین هدف استوار است. تعلیم و تربیت می تواند به رشد و ارتقاء جسمانی و روحانی انسان مدد نماید و نیازهای فردی، اجتماعی، اقتصادی انسان را تأمین کند. اساساً باید دانست که تمام امور زندگی بشر چه در حال فردی و چه اجتماعی، بطور مستقیم یا غیرمستقیم با امر تعلیم و تربیت ارتباط دارد، زیرا انسان موجودی صاحب اختیار و دارای ارادهی آزاد است و این اراده و اختیار تحت تأثیر حالات درونی و گرایشهای روحی اوست. در حدیثی از رسول خدا (ص) در اهمیت تربیت انسانها می فرماید: اگر خداوند به وسیلهی تو یک فرد را هدایت کند برای تو بهتر است از دنیا و آنچه که در دنیاست.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 34 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
1
فهرست مطالب:
مقدمه........................................................................................................................................2
تعلیم و تعلم ............................................................................................................................7
فضیلت علم .............................................................................................................................7
ارزش علم ...............................................................................................................................14
تربیت در نهج البلاغه ..............................................................................................................18
نهج البلاغه یک کتاب تربیتى ...............................................................................................18
ابعاد اساسى شخصیت على علیه السلام .............................................................................. 19
بعد شناخت.......................................................................................................................... 20
بعد جامعیت ..........................................................................................................................20
بعد وحدت............................................................................................................................21
نکتههاى تربیتى در نهج البلاغه جنبه عقلانى در شخصیّت آدمى ........................................23
عقل و تفکر در نهج البلاغه .................................................................................................24
2
علم و تفکر ..........................................................................................................................27
تربیت و عادت .....................................................................................................................29
تنبیه و پاداش ......................................................................................................................30
تقوا و تربیت .......................................................................................................................31
نتیجه ...................................................................................................................................34
مقدمه:
الحمدلله رب العالمین وصلیالله علی سیدنا وحبیب قلوبنا وطبیب نفوسنامحمدصلی الله علیه وآله وآله الطاهرین ولاسیما بقیة الله فیالارضین واللعنة علی اعدائهم اجمعین الییوم الدین.
قال الله عزوجل: لقد من الله علی المؤمنین اذ بعث فیهم رسولا من انفسهم یتلوا علیهم آیاتهویزکیهم ویعلمهم الکتاب والحکمة وان کانوا من قبل لفی ضلال مبین -) آل عمران (3) آیه 164.
;
خدا بر اهل ایمان منت گذاشت که رسولی از خود آنها در میان آنان برانگیخت که بر آنهاآیات خدا را تلاوت کند و نفوس آنان را از هر نقص و آلایش پاک گرداند و به آنان احکام شریعت وحقایق حکمتبیاموزد، هر چند که قبل از آن در گمراهی آشکاری بودند.
4
موضوع تعلیم و تربیت «انسان» است و طراحی نظام صحیح و جامعی برای تعلیم وتربیت انسان، تنها از ناحیه وحی ممکن خواهد بود. قرآن کتاب انسان سازی و علیعلیه السلامترجمان و مبین قرآن است. - نهجالبلاغه، خطبه 125: «هذاالقرآن انما هو خط مستور بینالدفتین لاینطق بلسان ولابد له من ترجمان.»
چه کسی غیر از آن حضرت میتواند مفسر کتاب خدا باشد؟ همو که اعلم به وحی وسنت و سیره نبوی و اسبق به ایمان و اقرب به پیامبر اکرمصلی الله علیه وآله است. -یکی از فضایل امیرالمؤمنینعلیه السلام حدیث اشباه است که مورد اتفاق فریقین میباشد. علامه امینی در جلد سوم الغدیر، صفحه 355 تحت عنوان «حدیث الاشباه» مینویسد: «هذا الحدیث الذی رواه الحموی فی معجمه نقلا عن تاریخ ابن بشران قد اصفق علی روایته الفریقان غیر ان له الفاظا مختلفة و الیک نصوصها: اخرج امام الحنابلة احمد عن عبدالرزاق باسناده المذکور بلفظ: من اراد ان ینظر الی آدم فی علمه و الی نوح فی فهمه و الی ابراهیم فی خلقه و الی موسی فی مناجاته و الی عیسی فی سنته و الی محمد فی تمامه وکماله فلینظر الی هذا الرجل المقبل فتطاول
در قسمتی از خطبه قاصعه در معرفی خود میفرماید:
من در دوران نوجوانی، بزرگان و شجاعان عرب را به خاک افکندم و شاخههای بلند درختقبیله ربیعه و مضر را درهم شکستم; شما به خوبی موقعیت مرا از نظر خویشاوندی و قرابت ومنزلت و مقام ویژه نسبتبه رسول خدا میدانید: او مرا در دامن خویش پرورش داد; من کودک بودم،او همچون فرزندش مرا در آغوش خویش میفشرد و در استراحتگاه مخصوصش جای میداد،بدنش به بدنم میچسبید و بوی پاکیزه او را استشمام میکردم; غذا را میجوید و در دهانممیگذاشت. هرگز دروغی در گفتارم نیافت و اشتباهی در کردارم پیدا ننمود ... .
من همچون سایهای به دنبال آن حضرت حرکت میکردم و او هر روز نکته تازهایاز اخلاق نیک برای من آشکار میساخت و مرا فرمان میداد که به او اقتدا کنم. مدتی از سال،مجاور کوه حرا میشد، تنها من او را مشاهده میکردم و کسی جز من او را نمیدید. در آن روزغیر از خانه رسول خدا، خانهای که اسلام در آن راه یافته باشد وجود نداشت. تنها خانهآن حضرت بود که او و خدیجه و من نفر سوم آنها اسلام را پذیرفته بودیم. من نور وحی و رسالت رامیدیدم و نسیم نبوت را استشمام میکردم. به هنگام نزول وحی بر رسول خدا، صدای نالهایرا شنیدم; از آن حضرت پرسیدم: این ناله چیست؟ فرمود: این شیطان است که از پرستش خویشمایوس گردیده; تو آنچه را که من میشنوم میشنوی و آنچه را میبینم میبینی، تنها فرق میانمن و تو این است که تو پیغمبر نیستی، بلکه وزیر منی و بر طریق و جاده خیر قرار داری; من هموارهبا او بودم ...
4
- برای مطالعه ادله برتری علیعلیه السلام بر سایر صحابه، رجوع کنید به یوسفبن مطهر حلی، کشفالمراد فی تجرید الاعتقاد، المسالة السابعة فی ان علیاعلیه السلام افضلالصحابة.
در جای دیگر میفرماید:
یا کمیل ان رسول اللهصلی الله علیه وآله ادبه الله وهو ادبنی وانا اؤدب المؤمنین و اورث ادب المکرمین; -نهجالبلاغه، خطبه 192.
ای کمیل! پیغمبر اکرمصلی الله علیه وآله را خدا تربیت کرد و آن حضرت مرا تربیت نمود و من نیز اهل ایمانرا تربیت نموده و آداب پسندیده را به آنها یاد میدهم.
پس در وادی حیرت و سرگردانی انسانها بین مذاهب و مکاتب گوناگون، گوش جان بهفرمان مطاع مبارکش میسپاریم که فرمود:
فاستمعوا من ربانیکم واحضروه قلوبکم واستیقظوا ان هتف بکم; -بحارالانوار، ج77، ص268.
به سخن مرد خدا و مربی الهی خویش گوش فرا دهید و دلهای خود را در پیشگاه او حاضرسازید و هنگامی که به خاطر احساس خطر فریاد میکشد، بیدار شوید.
برای بررسی صحیح و مفید مبحث «تعلیم و تربیت»، از دریای بیکران معارف الهینهجالبلاغه بهرهمند خواهیم گشت و گرچه غور در این بحر عظیم و استخراج مرواریدهایدرخشان آن غواص ماهری را باید، لکن:
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 11 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
1
تعلیم و تربیت کودکان
آموزش های اجتماعی در مرحله پیش دبستانی (2)-کلیاتی در مورد آموزش و پرورش دوره ابتدایی-اهداف آموزش و پرورش ابتدایی
در محیط پیش دبستانی ، باید جنبه های مهارت اجتماعی ، آموزشهای اجتماعی ،فاوت های احترام به خود ، سازش و مشارکت با دیگران ، عدم رقابت با دیگران و حس قدردانی نسبت به آنها را در کودک پرورش داد .
در محیطهای آموزشی ، سعی بر آن است که از طریق رقابت ، انگیزه تحصیلی را در کودکان ایجاد کنند تا آنها بتوانند ، با دیگران در زمینه درسی و غیره رقابت نمایند . در نتیجه ، رقابت به عنوان یکی از عوامل پیشرفت تحصیلی قلمداد می شود .
گاهی اوقات در آموزش پیش دبستانی ، رقابت با دیگران در زمینه فعالیت های ورزشی و هنری مثمرثمر می باشد .
نظریه جدیدی که اخیراً در مورد رقابت ، در تعلیم و تربیت عنوان شده ، چنین است:
امکان دارد رقابت مضر باشد ، زیرا در رقابت ، دسته ای از افراد برنده و دسته دیگر مغلوب و بازنده می شوند .
برخی از جنبه های منفی رقابت با دیگران عبارتند از :
1-ایجاد خودپنداره منفی در افراد بازنده .
2-ایجاد غرور و اضطراب در افراد برنده .
به منظور پرهیز از جنبه های منفی رقابت با دیگران ، می توان رقابت با خود را جایگزین آن نمود .
2
رقابت با خود ، به معنی مقایسه کودک با خود می باشد . به عبارت دیگر، عملکرد فعلی کودک ملاک عمل است و ما باید فعالیت کودک را با عملکرد گذشته اش مقایسه کنیم .
برای مثال ، ما باید نقاشی های گذشته و حال کودک را مقایسه کرده و او را به خاطر نقاشی جدیدش تحسین کنیم .
شخص در رقابت با خود ، همیشه احساس موفقیت می کند . زیرا یکی از نیازهای اساسی انسان ، نیاز به توفیق و پیشرفت است ، همچنین به خودپنداره و عزت نفس شخص خدشه ای وارد نمی شود ، در روابط اجتماعی با گروه همسالان ، رقابت های شدید ، اضطراب ، استرس و حس حسادت ایجاد نمی شود و در واقع ، محیط اجتماعی سالم تری در دوره پیش دبستانی شکل می گیرد .
به طور کلی ، تأثیرات منفی رقابت با خود ، بسیار کمتر از رقابت با دیگران است .
سازش
در آموزشهای پیش دبستانی ، باید ضمن حفظ شخصیت یگانه و منحصر به فرد هر کودک ، چگونگی سازش با دیگران و پذیرش عقاید و افکار آنها نیز به او آموزش داده شود .
تأثیر گروه همسالان بر افزایش مهارتهای اجتماعی
کودکان تحت تأثیر شدید گروه همسالان هستند و می توان از گروه همسالان ، جهت تغییر رفتار کودکان بسیار استفاده نمود .
کلیاتی در مورد آموزش و پرورش دوره ابتدایی
در این بحث ، کلیاتی را در مورد آموزش و پرورش دوره ابتدایی توضیح می دهیم . در این بخش ، تعریف آموزش و پرورش دوره ابتدایی ، تاریخه ظهور و تکمیل دوره ابتدایی، اهمیت آموزش و پرورش دوره ابتدایی و در نهایت، لزوم سنجش آمادگی کودک برای دوره ابتدایی شرح داده می شود.
4
تعریف آموزش و پرورش دوره ابتدایی
در جوامع بدوی ، مجموعه میراث فرهنگی بسیار اندک بوده و سطح دانش و مهارت ها آن چنان وسیع نبود ، در نتیجه نیازی به نظام آموزشی منسجم با سبک برنامه خاص احساس نمی شد . آموزش ، بیشتر از طریق خانواده ها انجام می شد و جنبه غیر رسمی داشت .
با گذشت زمان در کشورهای مختلف ، نظام های آموزشی رسمی با ساختار بسیار منظم و برنامه ریزی شده ، شکل گرفت .
در ایران با وجود تاریخ و تمدن کهن ، سیستم آموزشی در طول تاریخ دچار تحول گردیده و تحولات بسیار وسیعی در مقاطع مختلف رخ داده است؛ البته دوره ابتدایی با این اسم ، در نظام آموزشی ایران وجود نداشت . قبل از تشکیل نظام آموزشی نوین ، در ایران بیشتر مکتب خانه و مدارس دینی وجود داشت ، افراد روحانی ، مکتب خانه را اداره می کردند و دروس قرآن و ادبیات فارسی به کودکان آموخته می شد .
بعد از انقلاب مشروطه در سال ١٢٩٠ هجری شمسی ، قانون معارف برای اولین بار تصویب شد ، در نتیجه آموزش ابتدایی را به عنوان اولین مرحله ساختار نظام آموزشی نوین ایران معرفی نمود و لزوم بسط و گسترش آموزش ابتدایی نوین در تاریخ ایران ، برای اولین بار مطرح شد .
در سال ١٣٢٢ طبق قانون تعلیمات اجباری ، آموزش ابتدایی به عنوان یک دوره آموزش عمومی و تعلیمات اجباری ، مطرح و همگانی شد .
طبق ماده دوم قانون تعلیمات اجباری ، طول دوره آموزش ابتدایی ، شش سال تعیین شد ، ولی در سال ١٣٤٥ هجری شمسی ، مدت این دوره به پنج سال تقلیل پیدا کرد .
اهمیت آموزش ابتدایی
آموزش ابتدایی ، به عنوان اولین مرحله آموزش همگانی مطرح است ؛ البته آموزش پیش دبستانی به علت کمبود امکانات ، همگانی نمی باشد . از آنجا که برخی از خانواده ها ، از امکانات کافی مادی و فرهنگی برای آموزش محروم می باشند ، آموزش ابتدا مرحله در ساختار نظامیی موجب کاهش نابرابری های فرهنگی می گردد .
4
آموزش ابتدایی ، کودکان را برای مقاطع بالاتر آماده می کند و چنانچه از نظر کمی و کیفی در سطح بالاتری ارائه شود ، افت تحصیلی و ترک تحصیل در مقاطع بعدی ، کمتر می شود .
اگر آموزش ابتدایی در سطح گسترده ای صورت بگیرد و اکثریت یا تمام کودکان واجب التعلم ایرانی را تحت پوشش قرار بدهد ، می تواند ، بی سوادی را در کشور ریشه کن کند
در سال ١٣١٣ نظام نوین آموزشی ایران گسترش پیدا کرد ، دانشسرا و تربیت معلم در ایران ، به نام " دارالمعلمین " و " دارالمعلمات " و سپس دانش سرای مقدماتی تأسیس شد.
تا سال ١٣٤٥ نظام آموزشی ایران دارای سیستم شش سال ابتدایی، سه سال دوره اول دبیرستان و سه سال دوره دوم دبیرستان بوده است. از سال ١٣٤٥ طول دوره ابتدایی از شش سال به پنج سال کاهش یافت. بدین ترتیب ، دانش آموزان برای ورود به سه سال دوره راهنمایی آماده می شوند تا استعداد آنها دقیقاً شناسایی شده و بر مبنای استعدادهایشان ، در دوره متوسطه ، در رشته خاصی ادامه تحصیل بدهند. در حقیقت، نظام آموزشی ایران در سال ١٣٤٥ به صورت کلی تغییر کرد و از مهر ماه سال ١٣٥٠ دوره اول راهنمایی تحصیلی شروع شد .
بسیاری از متخصصان تعلیم و تربیت معتقدند که سن تقویمی نباید تنها شرط ورود کودک به دوره ابتدایی باشد ، بلکه کودک باید از طریق آمادگی، مورد ارزیابی قرار گیرد .
هدایت تحصیلی فقط به دوره راهنمایی تحصیلی محدود نمی شود، بلکه می توان زمینه مشاهده منظم و علمی کودک را از دوره ابتدایی به وجود آورد و از این طریق ، زمینه های استعداد و علائق کودک را شناسایی نمود. به نظر مربیان تعلیم و تربیت ، مشاوره و راهنمایی تحصیلی در دوره ابتدایی، باید به طور سیستماتیک صورت گیرد و مشاهده سیستماتیکی از کودکان، به منظور تشخیص استعدادهایشان می باشد .
هدف عمده آموزش دوران ابتدایی ، پرورش استعدادها و قابلیت های بالقوه کودکان می باشد ؛ لذا این آموزشها در تمام دنیا ، تحت عنوان آموزشهای عمومی در نظر گرفته می شوند .
تفاوت آموزشهای رسمی با آموزشهای غیر رسمی :
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 77 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
1
موضوع :
تعلیم و تربیت از دیدگاه توماس آکویناس
1
موضوع :
تعلیم و تربیت از دیدگاه توماس آکویناس
1
موضوع :
تعلیم و تربیت از دیدگاه توماس آکویناس
2
فهرست مطالب
عنوان صفحه
زندگینامه توماس آکویناس
آرمانهای آکویناس
ارزشیابی
آفرینش و تحول
بخش ا . مابعدالطبیعه زیبایی در آراء آگوستین قدیس
بخش2. مابعدالطبیعه زیبایی در آراء آکوئیناس قدیس
تاریخچه برهان وجوب و امکان
سابقه دو گونه عقل
توماس آکویناس و قیمت عادلانه
سابقه پیدایش مکاتب از دوران باستان تا قبل از مکتب کلاسیک
عقل و نفس در فلسفة ابن سینا و توماس آکویناس
چکیده
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 86 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
1
مقدمه
تعلیم و تربیت سازنده، آن است که خودآموزی را به انسان بیاموزد و او را در شکل دادن به روش و ساختار یادگیری خود توانا سازد، به انسان بیاموزد که چگونه مسئولیت ادامة آموزش و پروش خود را بر عهده بگیرد، و او را چنان بپرورد که جویندگی و بیش آموختن، خوی او شود و در دل و جان او جای گیرد.
اما، انسان جویا و پژوهشگر، باید ابزار جویندگی و پژوهش را بشناسد تا بتواند به گنجینه های گذشته و حال دانش بشری که در کتابخانه ها و مراکز اسناد و مدارک علمی گردآوری شده، دسترسی پیدا کند، و آن گنجینه ها را پشتوانة کار تحقیقی خود سازد، و آن گاه به یافته های تازه ای دست یابد و آنها را بر آن گنجینه های عظیم بیفزاید.
در دنیای شتاب زدة علم و صنعت امروز، دانستنی ها مرز زمان و مکان نمی شناسند، چنان دم به دم در حال گسترش است، و سیل بی امان انتشار کتابها و مقاله ها و نشریه های گوناگون چنان بی وقفه است که کار تهیه، ضبط و بازیابی مدارک علمی و منابع پژوهش، دیگر کار آسانی نیست. دایره کار پژوهشگر امروز، مانند زمان ابن سینا به صندوق ها و رف های یک کتابخانه محدود نمی ماند. و ابعادی به وسعت تمام کشورهای روی زمین دارد. دانش هایی که در عصر ابن سینا در چند کتاب می گنجید، چنان گسترش یافته و پیش رفته که یک پژوهشگر گاه باید برای یافتن پاسخ یک سؤال، ساعتها و روزها در پای شبکه های اطلاع رسانی و در کنار رایانه ها بنشیند. او، به جای رف یا صندوق انباشته از کتاب با شبکه های وسیع الکترونیکی و پایگاههای اطلاعاتی ملی، منطقهیی و جهانی سر و کار دارد، و ناگزیر است که همة این ابزارها را بشناسد.
3
فصل اول: منابع مرجع دست اول
هر پژوهنده ای، در هر سطحی از معلومات، برای یافتن پاسخ پرسشهای خود، اولین راهی که به ذهنش می رسد، پرسیدن از یک متخصص در همان زمینه است. می دانیم که همیشه دسترسی به یک متخصص آسان نیست. و در هنگام دسترسی نیز انتظار نمی توان داشت که یک تن همه جزئیات یک مطلب را دقیق به خاطر سپرده باشد و با یک نظم منطقی به یاد آورد و به ما بگوید.
پس چه باید کرد؟ دومین راهی که به ذهن می آید، جستجوی پاسخ در یک کتاب مرجع است، و این خود پرسش های دیگری را هم به ذهن می آورد که:
-آیا هر کتاب مرجعی، پاسخ هر پرسشی را در بر دارد؟
-برای پاسخ به پرسش مورد نظر، از میان مرجع ها، مناسب ترین مرجع را چگونه می توان یافت؟
-آیا جز افراد متحصص و کتاب های مرجع، منابع دیگری هم وجود دارد که با کمک آنها پاسخ پرسش های خود را بیابیم؟
-آیا...؟
پاسخ این «پرسش های دیگر» را کسی می داند که معنی «کتاب مرجع» را دقیق و درست بداند، انواع مرجع ها را بشناسد، و بداند که هر نوع مرجع، پاسخگوی چه نوع پرسش هایی است؟ و نیز بداند که یک مرجع را چگونه به کار باید برد؟
در پاسخ به این که آیا افراد متخصص و کتاب های مرجع، تنها منابع پاسخ به پرسش های ما هستند؟ باید گفت که در درجه اول: بله، اما هر منبع دیگری که ما را به پاسخ درست و روشن برساند، نیز در شمار منابع مرجع است مانند کتاب های دیگری که در ظاهر کتاب مرجع نیست، اما می تواند پاسخ دقیق و درستی به پرسش های ما بدهد، مجله ها، روزنامه ها، نقشه های جغرافیایی، مواد و ابزارهای دیداری – شنیداری مانند فیلم و اسلاید و ... که این منابع نیز در صورتی پاسخگوی پرسش های ما خواهد بود که از آنها در موقع مناسب و برای پوشش مربوط و مناسب بهره بگیریم. تلفظ درست یک واژه را در یک واژه نامه باید جست، و موقع جغرافیایی یک شهر یا روستا را در یک فرهنگ جغرافیایی.
3
در این گفتار، منابع مرجع تعریف و گروه بندی می شود، و در باره مرجع اصلی و دست اول، و انواع و موارد استفاده و ارزیابی آنها، آنچه برای یک پژوهشگر ضروری و سودمند است، می آید، و معرفی منابع مرجع رابط یا دست دوم، در گفتار بعد خواهد آمد.
تعریف کتاب مرجع:
نخستین تعریفی که به ذهن می رسد، این است که یک کتاب مرجع باید پاسخ پرسش های بسیاری را در بر داشته باشد، و در هر مورد، پاسخ مناسب را در جای خود و در درون یک ساختار منظم پیش چشم ما بیاورد، و به آسانی بتوان گفت که پاسخ مورد نظر در ردیف الفبائی یا در فصل بندی آن کتاب، کجا قرار گرفته است؟ نیز در تعریف مرجع گفتهاند: کتابی است که مطالب آن با حدس و گمان و خیال و احتمال به ذهن نیامده، و آنچه در اختیار ما می گذارد، حاصل جستجو و مطالعه و دقت، و رسیدن به امور یقینی و مقبول اهل فن است.
باید بدانیم که هدف یک کتاب مرجع، بیان نقطه نظرهای گوناگون و بحث گسترده و سؤال آفرینی نیست. یک مرجع فقط اطلاعات اصلی و بنیادی و تأیید شده را به صورتی فشرده و جامع باید در اختیار خواننده بگذارد. کتاب مرجع برای مطالعه پیوسته تدوین نمی شود، و حاوی پاسخ های بسیار برای پرسش های گوناگون است، و هنگامی به آن مراجعه می شود که یک پرسش مشخص در برابر پژوهنده قرار دارد. به همین دلیل، مطالب یک مرجع باید به صورتی تنظیم شود که هر مطلب را با ترتیب و تنظیم خاص، در آن بتوان یافت. آن ترتیب و تنظیم خاص به نوع و موضوع مرجع نیز بستگی دارد، مثلاً واژه نامه ها و دایره المعارف ها عموماً تنظیم الفبائی دارد، و مرجع های تاریخی را به ترتیب سالهای وقایع تنظیم می کنند.
5
در کتابخانه ها، عموماً کتاب های مرجع را در یک بخش جدا از کتابهای دیگر و در نقطه ای دیدرس و دسترس می گذارند، و چون مرجع ها مورد مراجعه مکرر و همگانی است، به امانت داده نمی شود، و فقط در درئون کتابخانه می توان از آنها استفاده کرد.
ارزیابی منابع مرجع
ارزیابی منابع مرجع یعنی تعیین ارزش محتوای آنها، کارآیی و سودمندی آنها در پاسخ گویی، و اعتمادی که به پاسخ های آنها می توان داشت، و بخصوص آنچه هدف مشترک تمام کتابهای مرجع است: دادن پاسخ درست در زمانی کوتاه. در ارزیابی منابع مرجع، آنچه به عنوان معیارهای کلی و در مورد تمام مراجع باید درنظر گرفت، موارد زیر است:
1-اعتبار پدیده آورنده اثر، یعنی صلاحیت علمی و تخصص و تجربه نویسنده یا نویسندگان، و همه کسانی که در تألیف و تدوین آن مرجع شرکت داشته اند. توجه به آثار دیگری که از نویسندگان نشر شده، ارتباط سوابق تحصیلی و تجربی آنها با مفاد و مندرجات مرجع، توجه آنها به آخرین پژوهش های مربوط و بهره گیری از آن پژوهش ها در کار خود، و به طور کلی استناد آنها به منابع معتبر و قابل اعتماد، نشانه های اعتبار نویسنده یا نویسندگان یک مرجع است.
2-اعتبار ناشر – مؤسسه هایی هستند که به نشر آثار معتبر و با ارزش شهرت دارند و غالباً این شهرت نتیجه یک تبلیغ بازرگانی نیست. بعضی از ناشران ب رای حفظ اعتبار خود، روی کتاب هایی سرمایه گذاری می کنند که نویسنده آنها خود شهرت و اعتباری داشته باشد، و طبعاً بیشتر انتشارات آنها دارای اعتبار است.
3-تازه بودن اطلاعات – تازگی معلومات مندرج در یک مرجع، بخصوص در مراجع مربوط به علوم و فنون، بسیار اهمیت دارد. در مرجعی که محتوی شرح زندگانی گذشتگان و وقایع تاریخی است، ممکن است یک مطلب سالیان دراز و برای همیشه به یک صورت نوشته شود و قابل قبول باشد، اما در علوم و فنون و حرفه ها و صنایع هر روز نکته هایی تازه کشف می شود، و گاه یک قانون علمی که چند قرن مورد قبول بوده، بی اعتبار می شود. این امر، اهمیت تازه بودن مرجع و تازه بودن مآخذ و منابع آن درا بیشتر می کند.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 9 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
چکیده: استدلال من این است که مفهوم مدرن خود انسانی (human self) یا سوژه فاعل شناسا (subject) نمیتواند به سادگی و به شکل پست مدرنیستی رد شود، چرا که از جمله شرایط طرح پرسشهای از حیث انسانی مهم پیرامون معناداری (یا بی معنایی) زندگی، حاجت به نگریستن به زندگی فردی به مثابه روایتی منسجم و دارای آغاز و پایان (مرگ) است. چنین پرسشهایی مسائل محوری انسانیشناسی فلسفی هستند. به هر حال نه تنها شیوههای مدرن معنابخشی به زندگی مثل حکایت خطی در متون ادبی، بلکه شیوههای ماقبل مدرن مثل تراژدی نیز، باید به طور جدی در طرح این مسائل اخذ شوند. سنت پراگماتیستی جایز دانسته که با این تکثر چارچوبها، جهان و زندگی مان را بر حسب هر کدام از آنها که توانستیم. تفسیر کرده و به مثابه بخشی از آن چارچوب بسازیم. نتیجه این که پراگماتیسم بالقوه توانایی دارد که هم تعدد چنین چارچوبهای تفسیری (یعنی چارچوبهای ماقبل مدرن، مدرن و پست مدرن) و هم الزام به ارزیابی و سنجش هنجارین این چارچوبها را لحاظ کند. ما به هیچ وجه جایز نمیدانیم که هیچ یک از منابع ماقبل مدرن معنای انسان (مانند طالع بینی) جدی گرفته شود. اجتناب از نسبیگرایی، ادعایی مهم برای پراگماتیست است.
1. معمولا این ایده که «فراروایتهای بزرگ» دیگر مردهاند، به مثابه کلید پدیده فرهنگیای که با نام پست مدرنیسم شناخته شده است، محسوب میگردد.
به نظر میرسد معنایی که عصر روشنگری از عقل، عقلانیت، دانش، حقیقت [یا صدق عینیت (truth)] و خود [نفس (self)] ارائه میدهد، آنقدر کهنه و قدیمی شده که دیگر به طور جدی به کار نمیرود. دیگر هیچ دیدگاه انحصاری و از منظر خدایی [مطلق] جهت روایتهای برجسته و مهم پیرامون این مفاهیم وجود ندارد. سلطه فرهنگی علم و (مخصوصا) فلسفه سیستماتیک به پایان رسیده است.
مع هذا، هم چنان که برخی متفکران پست مدرن خود تاکید می کنند. ما هنوز ناچار به تسلیم در برابر روایتهای کلان در زندگی فردیمان هستیم. ما واقعا نمیتوانیم از مفهوم مدرنیستی نفس (خود) صرف نظر کنیم و فردی که میگوید می توانیم، کیستی خود را فراموش کرده است.
چکیده: استدلال من این است که مفهوم مدرن خود انسانی (human self) یا سوژه فاعل شناسا (subject) نمیتواند به سادگی و به شکل پست مدرنیستی رد شود، چرا که از جمله شرایط طرح پرسشهای از حیث انسانی مهم پیرامون معناداری (یا بی معنایی) زندگی، حاجت به نگریستن به زندگی فردی به مثابه روایتی منسجم و دارای آغاز و پایان (مرگ) است. چنین پرسشهایی مسائل محوری انسانیشناسی فلسفی هستند. به هر حال نه تنها شیوههای مدرن معنابخشی به زندگی مثل حکایت خطی در متون ادبی، بلکه شیوههای ماقبل مدرن مثل تراژدی نیز، باید به طور جدی در طرح این مسائل اخذ شوند. سنت پراگماتیستی جایز دانسته که با این تکثر چارچوبها، جهان و زندگی مان را بر حسب هر کدام از آنها که توانستیم. تفسیر کرده و به مثابه بخشی از آن چارچوب بسازیم. نتیجه این که پراگماتیسم بالقوه توانایی دارد که هم تعدد چنین چارچوبهای تفسیری (یعنی چارچوبهای ماقبل مدرن، مدرن و پست مدرن) و هم الزام به ارزیابی و سنجش هنجارین این چارچوبها را لحاظ کند. ما به هیچ وجه جایز نمیدانیم که هیچ یک از منابع ماقبل مدرن معنای انسان (مانند طالع بینی) جدی گرفته شود. اجتناب از نسبیگرایی، ادعایی مهم برای پراگماتیست است.
1. معمولا این ایده که «فراروایتهای بزرگ» دیگر مردهاند، به مثابه کلید پدیده فرهنگیای که با نام پست مدرنیسم شناخته شده است، محسوب میگردد.
به نظر میرسد معنایی که عصر روشنگری از عقل، عقلانیت، دانش، حقیقت [یا صدق عینیت (truth)] و خود [نفس (self)] ارائه میدهد، آنقدر کهنه و قدیمی شده که دیگر به طور جدی به کار نمیرود. دیگر هیچ دیدگاه انحصاری و از منظر خدایی [مطلق] جهت روایتهای برجسته و مهم پیرامون این مفاهیم وجود ندارد. سلطه فرهنگی علم و (مخصوصا) فلسفه سیستماتیک به پایان رسیده است.
مع هذا، هم چنان که برخی متفکران پست مدرن خود تاکید می کنند. ما هنوز ناچار به تسلیم در برابر روایتهای کلان در زندگی فردیمان هستیم. ما واقعا نمیتوانیم از مفهوم مدرنیستی نفس (خود) صرف نظر کنیم و فردی که میگوید می توانیم، کیستی خود را فراموش کرده است.
از منظر درون زندگی خود فرد، هیچ مرگ پست مدرنی برای سوژه (فاعل آگاهی) ممکن نیست رخ دهد. به عکس، مرگ من، از زندگیام، فراتر میرود. مرگ من حادثهای قابل تجربه در زندگیام نیست (همان طور که وینگشتاین در تراکتاتوس در بند 4311/6 بدان اشاره میکند) حتی اکثر (یا شاید همه) ما این احساس را داریم که مرگ انسان به سختی در درون زندگیاش قابل تصور است.
به عبارت دیگر، مرگ میباید به شکل نسبتا متناقض گونهای، نقطه فرضی پایانی یا آخرین حادثه زندگیام تلقی شود. اگر مرگ (یعنی فنا و نابودی نفسم) در انتظارم نباشد، نمیتوانم دریابم که حیاتی خاص و از حیث زمانی و مکانی محدود را پیش رو دارم. حتی اگر نتوانم معنای مرگ را کاملا درک کنم، این حقیقت که مرگ در انتظار من است، مرا قادر میسازد در مورد زندگیام به عنوان یک کلیت منسجم همراه با آغاز و پایان بیندیشم. تنها با توجه به چنین نحوه زندگی، مساله معنا و اهمیت [زندگی] مطرح میشود.
بنابراین به نظر میرسد هیچ گفتمان پست مدرنیستی پیرامون نابودی سوژه (فاعل شناسا) که به بیاعتمادی نسبت به روایت های کلان مربوط است، نمیتواند ما را وادار کند این حقیقت عالیمرتبه را در مورد زندگیمان رها سازیم. شاید حتی بتوان مانند کانت گفت: غیر قابل اجتنابی مرگ، شرط استعلایی ضروری زندگی با معنا (یا بیمعنا) است. زندگی انسان، آن گونه که میدانیم، تنها به شرطی قابل فهم است که در آن مرگ به شکل اجتناب ناپذیری پایانی برای آن (زندگی انسان) مفروض دارد، بدون مرگ، زندگی ما چیزی کاملا متفاوت است، چیزی که ما اصلا نمیتوانیم مفهوم روشنی از آن داشته باشیم. (دست کم از نظرگاه شرایط انسانی موجود.)
بنابراین مرگ، نقش تعیین کنندهای در فهمی که انسانهای مدرن از زندگیشان به مثابه یک روایت واحد، دارند، ایفا میکند. در اینجا بهتر است مفهوم ذاتا مدرن روایتگری را با جزییاتش شرح دهیم. به کارگیری این مفهوم (مفهوم روایتگری) در معنابخشی به زندگیمان عنصر محوری نگرش مدرن؛ یا به عبارت دیگر عنصر محوری دریافت نوعا مدرن از هویت فردی است. شخص مدرن، معمولا بدون توجه به این امر، حیاتش را مانند داستانی میبیند و این رهیافت روایت گونه به زندگی به شیوههای گوناگونی در تاریخ تفکر مدرن، مفهوم بندی شده است (تیلور 1989.)
نگریستن به زندگی انسان به مثابه پیشروی خطی، از نقطه شروع تا چند مرحله (مطابق با ماجراهای یک رمان) و تا واپسین صفحه و مرحله آن؛ یعنی مرگ، متعلق به شخص مدرن است. شخص پست مدرن میتواند بفهمد که زندگی ذهنی (یا انتزاعی)ای که او در پیش گرفته، در واقع زندگی یک سوژه منفرد واحد نیست و بنابراین آشکارا چنین سوژهای به هیچ متعارفی یک شخص نمیباشد.
من نمیگویم ما نباید به این معنا به پست مدرنیسم راه یابیم. اندیشمندان ضد انسانگرای فرانسوی (همانند همتایان امریکاییشان) چیزهای بصیرتی زیاد برای گفتن در مورد شیوههایی دارند که سوژه مدرن با آن شیوهها بر حسب ساختارهای اجتماعی و سیاسی (مثلا روابط قدرت) شکل گرفته است، ساختارهایی که روایتهای زندگی را در گام اول محتمل میسازد (به جای محوریت کاملا مستقلی که ما به شیوه مدرنیستی مایل به اندیشیدن به آن هستیم.) به علاوه تحولات جالب پساساختارگرایی این کاوشها را در پی میگیرد. برخی از آنها هنوز هم وجود دارند، هنوز از دیدگاه یک فرد، زندگی در محیط فرهنگی و طبیعیاش، نمیتواند کاملا از سوژه ناپیدا باشد، بیش از ناپیدایی کلیای که اعمال شخصیتها در روایت ادبی دارند. روایتها در مورد اعمال شخصیتها در روایت ادبی دارند. روایتها در مورد اعمال هستند، (معمولا در مورد اعمال انسانی، در برخی شرایط مشکلزا) برای ما انسانها به سهولت، روشی وجود ندارد تا از این واقعیت انسانی صرفنظر کنیم.
انجام این کار میطلبد که ما موجوداتی کاملا متفاوت از آنچه اکنون هستیم بشویم به میزانی که زندگی برای ما فهم پذیر باشد، ما قطعا به همان میزان قادر خواهیم بود و خود را مانند شخصیتهای یک داستان بینگاریم که در میان مسائلی که در محیط پیشروی آنها قرار دارد، اعمال نقش میکنند.
حتی خود نویسندگان پست مدرن (که من اکنون نمیتوانم به تشریح جزییات آثارشان بپردازم)، هم برای نوشتن نثر پست مدرن میباید خود را همچون سوژهای که ملتزم به فعل ارادی است در نظر گیرند. در واقع کمی مسخره است که فلاسفه و جامعهشناسان علم پست مدرن (مثلا جوزف روز (1996) در آخرین اثرش) قویا به نیاز به جدی گرفتن جنبه روایتی علم، تاکید میکنند و در نتیجه با پوزش از پست مدرنیسم، مفهومی به طور منسجم مدرنیستی را به کار میگیرند. فیلسوفهای مدرنیست علوم، لزوما نمیخواهند که با این ایده مخالفت کنند که علم مثل هر یک از دیگر فعالیتهای انسانی تا اندازهای به واسطه روایتهای گذشته شده در آن و در مورد آن، شکل میگیرد. بر عکس، آنها با اعطای جایگاه مهمی به روایت، در شکلدهی به جهانبینی علمی، به متفکران پست مدرن میپیوندند.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 9 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
تعلیم و تربیت از دیدگاه امام خمینی (ره)
چکیده :
چنانچه تربیت اسلامی در بین ملت ما محقق بشود و همه قشرها اسلامی بشوند ، آسیب دیگری در این ملت محقق پیدا نخواهد کرد . امام خمینی ( ره )
در تعلیم و تربیت اسلامی نقطه آغاز تعلیم و تربیت ، انسان است . و هدف نهایی تربیت، شکوفایی استعدادها و کیفیات نظری به منظور تقرب به کمال مطلوب خداست که بایستی محور همه برنامه ها و اقدامات تربیتی قرار گیرد . بنابراین ما پرورش یافتگان وارث انبیاء هستیم و سابقه درخشان فرهنگی داریم ، جاده زندگی مان از کمربندی اسلام گذشته و ترمینال آن غنی از فرهنگ و تمدن و تربیت است ، خط سیر ما مرز جغرافیایی ندارد ، فرهنگ ما قله های قلمرو اندیشه ی نظم و انضباط را فتح نموده است ، زیرا شکوفایی استعدادها باید با برنامه مدبرانه و ... دین مدارانه ... زیر سایه درخت اسلام و با راهنمایی وارثان انبیاء صورت گیرد و در این مقاله سعی شده به تعلیم و تربیت از نگاه معمار کبیر انقلاب اسلامی ایران پرداخته و اصول و روش هایی که در تعلیم و تربیت باید به آن اشاره نمود و طبق آنها پیش رفت تا در تربیت آیندگان انحرافی ایجاد نشود ، اشاره شده است . چرا که تعلیم و تربیت در یک کشور یک امر حساس به شمار می رود که اگردر کنار یکدیگر باشد و به صورت صحیح عملی گردد شاهد ترقی های همه بعدی و همه جانبه آن کشور خواهیم بود و در سایه تعلیم و تربیت درست هیچ گونه بزهکاری و تبه کاری را در جامعه مشاهده نخواهیم کرد و در این صورت عدالت ، عطوفت ، برادری ، حلم ، تواضع و صداقت فعالیت و خلاقیت ، آزادی قرآنی ، حفظ شخصیت افراد ، روحیه تعادل ، جایگزین اخلاق و علوم رذیله خواهد شد .
- کودک آدمی به سر حد کمال می رسد . که حکومت و تسلط کامل بر خویش داشته باشد ، یگانه مقصود و منظور تربیت اخلاقی و دینی آن است که انسان مالک و مختار نفس خویش گردد . و به جای آنکه اسیر و تابع هواهای نفسانی خود باشد ، هر میل و هوس او را به طرفی بکشاند همیشه زمام امیال خود را در کف خویش داشته باشد . بنابراین باید به کودکان خود یاد بدهیم که چگونه آزادگی خود را در اسیر کردن هواهای نفسانی بجویند و برای همین است که عده ایی تربیت را فتح مداوم قیدو بندهای نفسانی تعریف کرده اند و معتقدند آدمی هنگامی که تربیت می شود که از محدودیتهای حیوانی آزاد شود .
- کودکی به اندازه کافی محبت نبیند نمی تواند به دیگری و دیگران محبت کند و اگر اساس تعلق به دیگری نداشته باشد نمی تواند خود را دوست داشته باشد و اگر خود را دوست نداشته باشد نمی تواند کس دیگری را دوست بدارد .
تعلیم و تربیت در کلام امام خمینی ( ره )
هر اصلاحی نقطه اولش خود انسان است . اگر چناتنچه خود انسان تربیت نشود نمی تواند دیگران را تربیت کند .
- انسان اگر تربیت بشود همه چیز عالم درست می شود .
- همان طور یکه هر شخص و فردی موظف است که خودش را اصلاح کند موظف است که دیگران را هم اصلاح نماید .
- تمام کتب آسمانی که بر انبیاء نازل شده است برای این بوده است که این موجودی الهی واقع بشود ، بهترین موجودات و افضل تمام خلایق بشود .
- عالم مدرسه است و معلمین این مدرسه انبیاء و اولیا هستند .
- در اسلام همه امور مقدمه انسان سازی است .
- با تربیت انسان عالم اصلاح می شود .
- اساس عالم بر تربیت انسان است .
- شریفترین شغل در عالم بزرگ کردن یک بچه است ، و تحویل دادن یک انسان اصلاح شده است به جامعه از این کودکهای امروز ، انسانها و دانشمندان فردا درست می شود .
اصلاح دانشگاه زمانی آسان است که فرزندانمان را از دوره دانش آموزی زیر نظر بگیریم .
مبانی تربیتی چیست ؟
مبانی یا فلسفه تربیتی اندیشمندان و صاحب نظران تعلیم و تربیت عبارت است
ازنظر آنها در مورد جهنا و انسان ، کسانی که جهان را محدود و منحصر در آنچه خود می بینند و حس می کنند می دانند و انسان را هم موجودی می شناسند که راست قامت است و از جهت فطری تکامل یافته تر از دیگر حیوانات می باشند . نوعی تعلیم و تربیت برای آنها مشخص است و افرادی که برای جهان آفریدگاری قائلند دیده شدنی نیست و آدم را موجودی می شناسند که تفاوت اساسی با حیوانات دارند و زندگی اش محدود به این چند سال که در نیا هست نمی باشد . نوعی از تعلیم و تربیت را برای آنها عرضه دارند . از نظر امام رحمه الله تربیت عبارت است از (( اعتقادات من و همه مسلمین همان مسائلی است که در قرآن کریم آمده است و یا پیامبر اسلام ( ص) و یپشوایان بحق از آن حضرت بیان فرموده اند که ریشه و اصل همه آن عقاید که مهم ترین و با ارزش ترین اعتقادات ماست ، اصل توحید است . مطابق این اصل معتقدیم که خالق و آفریننده جهان و همه عوالم وجود انسان ، تنها ذات مقدس خدای تعالی است که از همه حقایق مطلع است و قادر بر همه چیز است و مالک همه چیز .
- انسان شناسی حضرت امام خمینی (ره)
در نظر امام رحمه الله انسان این هیکل موجود و این حواس وجود که احساسش می کنیم نیست . به این معنا که انسان و حیوانات مثل هم هستند ، همه مادی هستند هم این نحوه ادراکات را دارند یک قدری هم کم یا زیاد . بعد انسان عبارت است از این موجود فعلی است که دارای این حواس است ، بعدهای دیگرش اصلا به آن توجه نشده است یا کم توجه شده . و در جای دیگر می فرماید در عالم هیچ موجودی با پایه انسان نمی رسد . انسان وادراکاتش و قابلیتش برای تربیت ، باید گفت غیر متناهی هست . در انی دو جمله آن مربی بزرگ همان طوری که هستی و جهان را به مراتب وسیعتر از آنچه بسیاری از دانشمندان و فیلسوفان اظهار نموده اند ، می دید و می فهمید انسان را هم برتر و هم والاتر از آنچه عده ی زیادی از انسان شناسان و روان شناسان ملاحظه نموده اند ف معرفی می کند که نتیجه این دید وسیع و عمیق در هدفهای تربیتی آشکار می شود و ما با توجه به فرمایشات آن حضرت در می یابیم آنچه آدمی در آغاز تولد دارد فقط توانایی و استعداد و حرکت به سوی کمال است که در او به امانت و ودیعت نهاده شده است .
انسان نظرات مستقیم دارد . یعنی حق پذیر ، واقع گرا ، پرسشگر ، آدمی دارای این نور است که اگر حقی درست برای او مطرح شود بپذیرد . تمام تلاشهای والدین مدرسه و جامعه باید کمک کند که این نور همواره باقی بماند و در وجود افراد روشنتر و فروزانتر گردد .
اصول تعلیم و تربیت از دیدگاه امام خمینی ( ره )
1- اصل تقدم اصلاح خود بر اصلاح دیگران :
تو اول بگو با کیان هستی پس آنگه بگویم که تو کیستی
مردم فطرتا از کسی به خیر و کمال دعوت می کند ، انتظار دارند که پیشاپیش خودش به انی نکته سعادت آور عمل کند و در این راستا امام رحمه الله علیه می فرماید : اگر الگو خود صالح نباشد نمی تواند دعوت به صلاح کند . کسی که خودش خدای نخواسته پایش را به راه کج بگذارد اگر به مردم بگوید پایت را راست بگذارگناه می کنند ، می گویند اگر پا راست گذاشتن صحیح بود خودت بگذار . و به همین ترتیب کسانی که می خواهند دیگران را در این عالم تربیت کنند باید قبلا خودشان تزکیه و تربیت شده باشند .
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 21 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
2
چکیده
در این مقاله سعی شده است تا علاوه بر تعریف تعلیم و تربیت دینی و ضرورت و اهمیت تعلیم و تربیت دینی فرزندان، نقش و جایگاه خانواده، معلم و آموزش و پرورش نیز در تربیت دینی کودکان و نوجوانان نیز بیان شود. که باید بین اولیاء دانش آموز و مربیان در شیوة تربیت دینی و آموزه های دینی هماهنگی و همسویی لازم دیده شود. تا زمینه های رشد و کمال در باورهای دینی کودکان و نوجوانان بوجود آید. اولیا و مربیان می توانند بتدریج نگرش دینی مطلوب را در فرزندان بوجود آورند و باید میان آموزش های دینی و راهکارهای عملی ارائه شده توسط خانه و مدرسه هماهنگی لازم وجود داشته باشد تا کودک و نوجوان دچار تضاد نشود و بتواند سره را از ناسره تشخیص دهد که تضاد در آموزش نه تنها باعث رشد و کمال در باورهای دینی نمیشود باعث از دست دادن عقاید آنها نیز می گردد و در آموزش و تربیت دینی نباید از روشهای خشک و مستبدانه استفاده کرد بلکه باید با شیوه تشویق روش های صحیح، روح و روان کودک را با باورهای دینی پیوند داد.
مقدمه
از مهمترین مباحث زندگی که در طول حیات بشر برای او مطرح بوده و هم اینک نیز جای پای آن در بین صاحبنظران و خردمندان حتی به صورت روزمره، محکم تر و ریشه دارتر می شود موضوع دین و معنویت است. این امر حتی در بین افرادی که پایبند به دین ملتزم به مذهبی نیستند در غالب عرفان منشی و روی آوردن به امور متافیزیک به چشم می خورد و موضوع مهم پرداخته شود.
2
تعلیم و تربیت دینی
مقدمه
انسان دنیای امروز به لحاظ پیچیدگی های زندگی و وسعت و سرعت تغییرات، با چالش های فراوان روبروست که با گذشت زمان این چالش ها روبه فزونی است. هر یک از این بحران ها مشکلاتی را بر چگونگی زندگی افراد و رفتارهای اجتماعی و فردی آنها تحمیل می کند در حال حاضر برای رویارویی با این مشکلات روبه افزایش، نیاز به تربیت انسان های متعهد به اصول و ارزش های دینی و آرمان های جامعه بیش از پیش ضرورت یافته، پیش بینی ها و برنامه ریزیهای خاص را می طلبد.
اهمیت تعلیم و تربیت دینی
هُوَ الَّذی بَعثَ فِی الْاُمیینَ رَسوُلاً منْهُم یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکیَّهِمَ وَ یُعَلَّمُهُمُ الْکتابَ وَ الْحِکمَهَ وَ اِن کانُوا مِن قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِین.: او کسی است که در میان جمعیت درس نخوانده رسولی از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها می خواند و آنها را تزکیه می کند و به آنان کتاب (قرآن) و حکمت می آموزد. هر چند پیش از آن در گمراهی آشکاری بودند. (سورة جمعه،آیة 2)
پیامبران الهی به عنوان الگوهای نیکو طبق آیات قرآن کریم چهار سمت کلی بر عهده دارند که جدای از تقدم و تأخر آنها در آیـات گوناگون به شـرح زیـر بیـان شـده اند: 1ـ تلاوت آیات الهی 2ـ تلاوت آیات الهی 3ـ تعلیم کتاب 4ـ تعلیم حکمت (سورة بقره، آیات 151 و 129 و سورة جمعه آیة 2)
مطابق بیان این آیات می توان گفت که مهم ترین وظیفه ی پیامبران الهی تعلیم و تربیت انسانها یا به تعبیر دیگر، انسان سازی است امام خمینی (ره) نیز با تأکید بر این امر می فرمایند : « تمام انبیا، موضوع بحثشان، موضوع تربیتشان، موضوع علمشان، انسان است. آمده اند، انسان را تربیت کنند ... مکتب انبیا، کتب انسان سازی است. قرآن کریم کتاب انسان است؛ موضوع علم، انبیا، انسان است» (تفسیر امام خمینی). به همین دلیل اولین آیاتی که به رسول اکرم (ص) به حسب روایات و تواریخ نازل شده است، آیاتی است که بر تعلیم و تعلم کتاب و حکمت تأکید می نمایند: بخوان که پروردگات
4
]جهان را[ آفرید، همان کس که انسان را از خون بسته ای خلق کرد! بخوان که پروردگارت]از همه[ بزرگوارتر است همان کسی که به وسیلة قلم تعلیم نمود، و به انسان آن چه را نمی دانست یاد داد. (سورة علق، آیات 5-1 ). ولی از آن جا که تعلیم و تعلم به تنهایی کار ساز نیست، در ادامة آیات به تزکیه سفارش می فرماید: «چنین نیست ]که شما می پندارید[، به یقین انسان طغیان و طاغوت بودن از بزرگ ترین موانع تعلیم و تعلم شمرده می شود و به همین دلیل بلافاصله بازگشت به سوی خداوند را برای تزکیه کردن یادآوری می نماید: «به یقین بازگشت ]همه[ به سوی پروردگار تو است» (سورة علق، آیة 8).
مفهوم و ماهیت تعلیم و تربیت دینی
آموزش و پرورش دینی به معنای فعالیتی تعاملی و دو جانبه است که بین معلم یا مربی و دانش آموز یا متربی در جریان است و تا زمانی که متعلم و متربی به هدف نهایی تعلیم و تربیت، یعنی رشد و کمال دست نیافته باشند، این فعالیت استمرار می یابد.
نظام تعلیم و تربیت دینی، متعلمان را به گونه ای تربیت می کند که در گرایش هایشان نسبت به زندگی، در اعمال و تصمیم هایشان و در برخورد با تمام معارف، همواره حاکمیت ارزش های اخلاقی الهی را احساس کنند. در چنین نظامی علاوه بر ایجاد نظام ذهنی، متعلمان به گونه ای تربیت می شود که دانش را صرفاً برای ارضای کنجکاوی های فکری یا منافع دنیوی کسب نمی کنند بلکه منطقی و متقی بار می آیند و فراهم آوردن موجبات رفاه مادی، معنوی و اخلاقی خانواده، ملت، خود و بنی آدم را وجهة همت خویش قرار می دهند متعلمی که از آموزش و پرورش دینی برخوردار می شود موزون با طبیعت و نه معارض آن زیست می کند؛ زیرا دین الهی تا آن جا که متصور است هدف آموزش و پرورش را در دنیا به غایت سنجیده و جامع عرضه کرده است. بر همین اساس تعلیم و تربیت دینی به عنوان فرایند جامع که می تواند توانمندی های عقلی، عاطفی و احساس آدمی را هم زمان شکوفا سازد معنی شده است و در این نوع از تعلیم و تربیت هدف تنها کسب معرفت نیست، بلکه رشد و شکوفایی موزون همة ابعاد وجود انسان مورد توجه است.
چارچوب نظام تعلیم و تربیت دینی
هیچ کنش و واکنش انسانی نمی تواند در خلاء و بدون ضابطه مشخص آغاز، و بی هدف پایان پذیرد. امر تعلیم و تربیت که یکی از زمینه های مهم در مناسبات انسانی است نیز از این قاعده مستثنا نیست حداقل مفاهیمی که در دستور کار هر مکتب تعلیم و تربیت قرار می گیرد عبارت است از : مبنا، هدف، اصل و روش. شناخت مفاهیم مزبور و درک نحوة ارتباط آن ها نسبت به یکدیگر و کارکرد متمایز هر یک در زمینة تعلیم و
4
تربیت، ما را به ساخت چارچوب یا نظام تعلیم و تربیتی مشخص رهنمود می سازد چارچوبی که فرایند تعلیم و تربیت در آن آغاز و به سرانجامی متناسب با شاخص های آن نایل می شود. پذیرش همین قواعد و اصول کلی سبب امتیاز و تشخیص مکاتب تربیتی و جدایی آنها از یکدیگر می شود. (مزیان 1387، ص 15-14)
اصول تعلیم و تربیت
در قدیمیترین تعریف در زبان فارسی آمده است:« تعلیم و تربیت در حقیقت مجموعة منظمی از رفتار است و جز این نیست پس در آموزش و پرورش باید در جست و جوی اصل عمل و رفتار بود. علم آموزش و پرورش نیز عبارت است از شناسایی مجموعة اصولی که منشأ و مصدر رفتار آموزگار و دانش آموز است و در ضمن عمل یعنی در حین آموختن، فراگرفتن، هدایت کردن و پرورش یافتن، آموزگار و شاگرد، هر دو را به کار می آید از این لحاظ بنابر نظر یکی از دانشمندان این فن، علم آموزش و پرورش، علم به اصول است و بس ... (هوشیار،1325)
اصول و تعلیم و تربیت مربیان را به منزلة ابزاری است که با استفاده از آن می توانند به موقع و در عین حال با روش بینی کافی تصمیم بگیرند و وظایف تربیتی خویش را به نحو رضایت بخشی انجام دهند.(شکوهی، 1372،ص 84) «اصول تعلیم و تربیت ، مفاهیم، نظریه ها و قواعد نسبتاً کلی است که در بیش تر موارد صادق است و یا راهنمای مربیان، معلمان، مدیران اولیای فرهنگ و والدین دانش آموزان در کلیة اعمال تربیتی باشد ...» (شریعتمداری، 1364،ص11)
مقصود از اصل، قاعده عامه ای است که می توان آن را به منزلة دستورالعملی کلی در نظر گرفت و از آن به عنوان راهنمای عمل در تدابیر تربیتی استفاده کرد»(باقری، 1370،ص68)
اصل را زیر بنا و ریشه بنیانی است که به پیچ وجه نمی تواند از آن تخطی کرد(احمدی، 1368،ص102) در تعاریف فوق غالباً جنبة علمی و کاربردی اصول مد نظر قرار گرفته و کم تر از عام بودن آن ها سخن گفته شده است؛ دلیل این امر آن است که در تعلیم و تربیت، صرف معرفی اصول عام کافی نیست و ارائه اصول کاربردی نیز ضروری است.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 30 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
تعلیم و تربیت قرآنی
یا
مهندسی فرهنگی
مقدمه
تعلیم و تربیت قرآنی
تأسیس اسلام و مهندسی فرهنگ آن به وسیله ی رسول مکرم اسلام تنها با قرآن کریم شروع شد.
رفتار رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله نیز طبق آیه کریمه ی «واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لاتفرقوا» تنها با قرآن تطبیق داده می شد. هرگونه رفتار فرهنگ ساز رسول خدا، هر گونه عبادت،هرگونه جهاد، هرگونه قضاوت، هرگونه روابط فردی و اجتماعی، هرگونه اقتصاد و هر یک از شؤون حیات انسانی، بر اساس اندیشه ای بود که قرآن کریم مطرح می فرمود.
رسول مکرم اسلام، جامعه ای اسلامی را آنچنان تربیت کرده بود که تطبیق تمامی اجزاء و ارکان فرهنگ و یکایک شؤون حیات انسانی با قرآن، اساس فرهنگ جامعه ی اسلامی را تشکیل می داد. عمل به آیه ی شریفه ی مذکور، سنت اساسی و اصلی رسول خدا صلی الله علیه و آله بود.
پس از آن حضرت نیز، شیوه ی اهل البیت آن حضرت و تمامی معصومین علیهم السلام آنگونه بود که مبنای هرگونه رفتار فردی و اجتماعی و سیاسی و نظامی و حقوقی و قضایی نه تنها در اسلام و حکومت اسلامی می بایست با قرآن تطبیق داده می شد، بلکه می بایست براساس آیات قرآن و متکی بر آیات قرآن باشد.
تعلیم و تربیت قرآنی
یا
مهندسی فرهنگی
مقدمه
تعلیم و تربیت قرآنی
تأسیس اسلام و مهندسی فرهنگ آن به وسیله ی رسول مکرم اسلام تنها با قرآن کریم شروع شد.
رفتار رسول مکرم اسلام صلی الله علیه و آله نیز طبق آیه کریمه ی «واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لاتفرقوا» تنها با قرآن تطبیق داده می شد. هرگونه رفتار فرهنگ ساز رسول خدا، هر گونه عبادت،هرگونه جهاد، هرگونه قضاوت، هرگونه روابط فردی و اجتماعی، هرگونه اقتصاد و هر یک از شؤون حیات انسانی، بر اساس اندیشه ای بود که قرآن کریم مطرح می فرمود.
رسول مکرم اسلام، جامعه ای اسلامی را آنچنان تربیت کرده بود که تطبیق تمامی اجزاء و ارکان فرهنگ و یکایک شؤون حیات انسانی با قرآن، اساس فرهنگ جامعه ی اسلامی را تشکیل می داد. عمل به آیه ی شریفه ی مذکور، سنت اساسی و اصلی رسول خدا صلی الله علیه و آله بود.
پس از آن حضرت نیز، شیوه ی اهل البیت آن حضرت و تمامی معصومین علیهم السلام آنگونه بود که مبنای هرگونه رفتار فردی و اجتماعی و سیاسی و نظامی و حقوقی و قضایی نه تنها در اسلام و حکومت اسلامی می بایست با قرآن تطبیق داده می شد، بلکه می بایست براساس آیات قرآن و متکی بر آیات قرآن باشد.
قرآن همان حبل اللهی است که حقتعالی فرموده است محکم به آن بچسبید و با رها کردن آن موجب تفرقه در بین جهان اسلام نشوید. آنجا که می فرماید.
گویا حقتعالی می فرماید هرگونه برنامه ریزی اعم از اقتصاد، سیاست، حکومت داری، تعلیم و تربیت، هنر، ورزش، بهداشت، علوم، صنعت و تجارت، حقوق و قضا و عرفان و اخلاق و فلسفه و حکمت و جمیع شؤون حیات انسانی اگر از قرآن نشأت نگرفته باشد و با معیارهای قرآنی تطبیق نکند،به معنای جدایی و رها کردن حبل الله است و موجب تشتت و تفرقه جهان اسلام خواهد گشت.
کلمه ی «جمیعاً» در آیه ی شریفه ی فوق به معنای تأکید بر اجرای این فرمان در تمامی اقشار جامعه می باشد آیه… و این به معنای آنست که تطبیق رفتار جامعه با قرآن باید در تمامی برنامه های جامعه و تمامی شؤون جامعه اجرا گردد. با عنایت به مفهوم عمیق آیه ی شریفه ی مذکور، ریشه ی تمامی انحرافات و ضعفها و اختلافات جوامع اسلامی، مشخص خواهد شد و آن عبارت است از عدم تطبیق شؤون مختلف حیات اجتماعی کشورهای اسلامی با آیات شریفه ی قرآن.
امت رسول خدا در اجرای هر برنامه، منتظر نزول فرمان حقتعالی از طریق وحی و تبیین آن به وسیله ی آیات کریمه ی وحی شده بر رسول خدا بودند.
امت اسلام در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آموخته بودند که هر یک از رفتار رسول خدا و تمامی مؤمنین می باید با آیات قرآن کریم مطابقت داشته باشد.
براساس عمل به آیه ی شریفه ی مذکور، هر یک از آحاد جامعه اسلامی در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم اعم از وضیع و شریف و رئیس و مرؤوس، موظف بود رفتار خود را با قرآن تطبیق دهد و مطابقت رفتار خود را با قرآن در آنجا که موجب شبهه و سؤال می شد، اثبات نماید.
مراجعه ی مکرر خلفای راشدین پس از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام و مشورت و استفاده از راهنماییهای آن حضرت به همین دلیل بود که آن حضرت را در تطبیق دقیق احکام قضایی و حقوقی و اجتماعی و سیاسی و فقهی و حکومتی و اقتصادی و غیره، عالم تر از دیگران می دیدند. جامعه ی اسلامی توسط رسول خدا براساس همین آیه ی شریفه در لزوم تطبیق رفتار مسؤولین و برنامه های ایشان با قرآن کریم آنچنان تربیت شده بود که صحت گفتار و رفتار مدعیان مسلمانی اگرچه خلیفه ی مسلمین باشند را در مطابقت گفتار و رفتار ایشان با قرآن کریم جستجو می کرد. به همین دلیل،خلفای راشدین، استفاده از رهنمودهای حضرت امیرالمؤمنین و مشورت با آن حضرت را از افتخارات خود می دانستند و در اظهار این افتخار،مباهات می نمودند. زیرا می دانستند که مشورت ایشان با حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام که طبق روایات بسیار از رسول مکرم اسلام،عالمترین فرد امت اسلامی بر قرآن و عالمترین ایشان در تطبیق تمامی اجزاءو ارکان حیات انسانی با قرآن کریم بود، موجب افزایش حیثیت سیاسی ایشان می گشت.
امت اسلامی آنچنان تربیت شده بود که حتی دلایل رفتار رسول دا را نیز در تطبیق با قرآن و معیارهای قرآنی جستجو می کردند و حتی از شخص رسول مکرم اسلام در این باره سؤال می کردند.
اما متأسفانه این سنت – یعنی تطبیق تمامی شؤون حیات اجتماعی مسلمانان با قرآن – که اساسی رکن در مهندسی فرهنگ اسلام توسط رسول مکرم اسلام و قرآن کریم می باشد،در جوامع اسلامی اکنون کمرنگ شده یا به فراموشی سپرده شده است و عمل به آیات قرآن در سطح جامعه تنها به بعضی جوانب آن بسنده شده است.
خوشبختانه از افتخارات جمهوری اسلامی آنست که در جستجو راهکارهای اساسی و مبانی اسلامی کردن برنامه های جمهوری اسلامی می باشد و پرچم عمل به آیات قرآن را در جهان اسلام به اهتزاز درآورده است و محققین را در تدارک پاسخ به سؤالات بسیاری که چگونگی تطبیق شؤون مختلف حیات اجتماعی اسلام را با قرآن کریم تبیین
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 23 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
28
مقدمه
تربیت بدنی ، درسی است که اگر به طور صحیح ، برنامه ریزی شود و به وسیله ی معلمانی آگاه،آموخته شود ، می تواند نقشی بسیار کار آمد ، در رشد و تکامل کودک داشته باشد .
هدف هر معلم ، از این برنامه ی تعلیم و تربیت ، باید کمک به دانش آموزان برای دستیابی به استعداد خویش ، مسئولیت پذیری و شرکت در جامعه ، به عنوان شهروندی مسئول باشد . بسیاری از مدیران مدارس ، در کشورهای صاحب نام در ورزش ، به تجربه دریافته اند که تربیت بدنی ، جزء جدانشدنی تعلیم و تربیت است و در مسیر تکامل و حتی روند کلی آموزش ، سهیم است .
به گزارش معلمان کارآزموده ی ورزش ، دانش آموزان به دلیل بهره مندی از تربیت بدنی به مدرسه علاقه ی تازه ای پیدا کرده اند . این دسته از معلمان همواره دریافته اند که بهبود وضعیت جسمانی ، کودکان را باهوش تر کرده است و از این رو ، بهتر می توانند در روند آموزش قرار گیرند . آشکار است که آمادگی جسمانی ، سبب اعتماد به نفس بیشتر ، ثبات روحی و بهداشت روانی بهتر فرد می شود .
بدیهی است که فعالیت و تمرین ورزشی ، با فراگیری درسی ، ارتباط بسیار دقیق و ظریفی دارد ، هرچند که پذیرش رابطه ی مستقیم دشوار ، و اثبات آن ، به سختی ممکن است . با این همه مدیران مدارس دریافته اند که تکامل کلی کودک ، لازمه ی آمادگی برای یادگیری است .
برخی از پژوهش هایی که در این مورد ، انجام شده است ، رابطه ی بین هماهنگی و تعادل بدن ، با پیشرفت موضوعات تحصیلی ، بویژه در میان کودکان عقب افتاده را نشان می دهد .
فعالیت هایی که بر روی رابطه ی حرکت و ادراک ، پایه گذاری شده اند بهبود روند پیشرفت مواد درسی ، در شماری از این کودکان را نشان می دهد .
چگونگی این رویداد ، پیروی از دستورها و فرمان ها را می آموزد و اصلاح می شود و به این ترتیب ، بهبود موضوعات تحصیلی ، رخ می دهد .
28
بنابراین می بینیم که همه این موارد ، در پیشرفت موضوعات تحصیلی ، مهم هستند . هنگامی که کودک ، در یادگیری حرکت های شادی بخش ، شرکت می کند ، در این حال یادگیری مهارت های یاد شده است و طور ضمنی یاد می گیرد که چگونه بیاموزد .
موفقیت و رضامندی ، شرط به دست آوردن تجربه های حرکتی است و شاید این موضوع ، مکانیسم عصبی مشابهی را بوجود می آورد که یادگیری نیز مهم است ، بنابراین ، این فریضه مطرح می شود که مشکل گشایی در تربیت بدنی ، اثری سودمند در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دارد .
همچنین ، تربیت بدنی می تواند مانند آزمایشگاهی برای رشد و تکامل روش اندیشیدن ، و ادراک دانش آموزان باشد .
اگر تأکید بر یک روش آموزشی ، در راستای آمادگی جسمانی است ، در نتیجه ، رابطه یادگیری بهداشتی را باید بر ارزش های آن افزود ، زیرا تربیت بدنی ، به سهم خود ، می تواند از انحراف هایی چون سیگار کشیدن ، اعتیاد به مواد مخدر ، تغذیه یادگیری نا مناسب و دیگر ناراحتی های جسمی ، جلوگیری کند . شادمانی و رضامندی به انبساط ماهیچه یادگیری و آرامش عمومی ، کمک کرده و نیز ، به کسب موفقیت در ایجاد خود ارزیابی به طور قاطع عمل می کند .
تعریف تربیت بدنی :
بنابر آنچه که در پیشگفتار گفتیم ، می توان اظهار کرد که تربیت بدنی ، پرورش جسم و روان ، از راه حرکت است و مرحله ای از آموزش و تربیت عمومی است که در رشد کلی و تکامل نخستین کودک ، از راه فعالیت های جسمانی و تجربیات حرکتی ، مشارکت دارد .
هدف های عمومی تربیت بدنی ، یکسان و بوجود آورنده یادگیری بالاترین حد تکامل برای فرد و نیز آموزش مورد نیاز برای هر شهروند مسئول است . امروزه تأکید در تربیت بدنی ، متمرکز بر ارزش فرهنگی و تربیتی آن ، همیاری کارآمد تر در تکامل آمادگی جسمانی ، مهارت ها و کیفیت های بهینه اجتماعی است ، به این منظور ، امروزه مربیان تربیت بدنی ، فراتر از امری معمولی ، در تکامل کلی کودک می نگرند . افزایش نمونه ها نشان میدهد که تربیت بدنی ، بعنوان یک ابزار تربیتی ، با تمرکز همه ی نیروی خود بر اکتشاف ، خلاقیت ، اندیشه ، پیشرفت در مشکل گشایی ، شیوه ی ادراک کمک به یادگیری ، ایجاد اعتماد به نفس تصویر خود و خود ارزیابی به طور مؤثر می تواند نقش خود را ایفا کند .
28
تندرستی ، قدرت و زنده دلی از عوامل اصلی زندگی عالی هستند . بنابراین ، تربیت بدنی با کمک به داشتن بدنی سالم و قوی که پایه های یک زندگی متعادل هستند ، با ارزش های بالا در ارتباط است . اگر تربیت بدنی نتواند برای دستیابی به این ارزش ها برای دانش آموزان ، فرصت هایی فراهم آورد ، هیچ بخش دیگری از مواد درسی می تواند این کاستی را جبران کند . در صورتی که کودک علاقمند به ارزیابی استعداد خویش باشد ، باید در راستای دستیابی به توانایی حرکتی بکوشد . همچنین ، لازم است که تربیت بدنی ، به چند و چون حرکتی کودک ، توجه کند .
مدرسه ، محلی برای ایجاد الگوهای رفتاری است و بنابراین ، نوجوانان ، نه تنها باید مشارکت را بیاموزند بلکه باید یاد بگیرند که چگونه عادلانه مبارزه کنند . نوجوانان باید روش حل مسائل و دشواری هایی را بیاموزند که با آنها روبه رو می شوند ، و یاد بگیرند که با شیوه ی بهینه ی اجتماعی ، با آنها زندگی مسالمت آمیزی داشته باشند . ایجاد و حذف موقعیت ها در تربیت بدنی ، می تواند فرصت هایی برای هدایت صحیح رشد اجتماعی بوجود آورد و نیز تجاربی به کودک بیاموزد که شیوه های کار انفرادی ، اجتماعی ، به عنوان هم گروه ، هم کلاس و در رابطه با معلم را گسترش دهد .
خصوصیات کودکان نه تا یازده ساله
میانگین افزایش وزن این نوجوانان در سال 2/3 کیلوگرم و معدل رشد قد آنان پنج سانتیمتر است . به موازات افزایش سن ، میزان رشد قد و وزن نوجوانان کم می شود . معمولاً چهار دندان اصلی بالایی و دو دندان اصلی پایینی بین نه تا یازده سالگی بیرون می آید ؛ این دندانها در دخترها یک سال زودتر از پسرها می روید . در یازده سالگی تعداد دندانهای اصلی در نوجوانان بین 10 تا 28 عدد است .
در این سن ، میانگین وزن نوجوانان 34 کیلوگرم ، میانگین قد آنان 40/1 سانتیمتر و میانگین اندازۀ سایر اعضای بدن آنان به شرح زیر است : طول دست 60 سانتیمتر ، دور سینه 65 سانتی متر ، دور بازو 20 سانتیمتر و دور پا در ناحیۀ ماهیچه 5/27 سانتیمتر است .
قدرت و مهارت حرکتی و واقعیت های آن
28
در این سنین مهارتهای حرکتی و جسمانی از عوامل مهم مدیریت و سرگروهی نوجوانان است . در این سن مهارتهای جسمی ورزشی با سرعت چشمگیری پیشرفت می کند ، حرکتها با شکل بهتر ، کاملتر و صحیح تر انجام می گیرد و نظم و متانت بیشتری در راه رفتن و دویدن و سایر حرکات بدنی به چشم می خورد . نوجوانان به ورزش و مهارتهای دو و میدانی علاقه بیشتری نشان می دهند . مهارتهای لازم برای تسلط بر توپ بازی و تعادل و سرعت پا در زدن توپ و نیز مهارت زدن توپ با راکت و چوب بیسبال زیاد می شود .
اختلافات جنسی در این سن بیشتر ظاهر می شود . دخترها در شیرینکاری ، شنا و حرکات موزون و پسرها در توپ بازی و فعالیت هایی که با نیرو و قدرت بدنی بیشتری سر و کار دارد ، مهارت بیشتری نشان می دهند . پسرها برخلاف دخترها به مسابقات و زورآزمایی علاقۀ بیشتری دارند . میزان افزایش پرش جفت و عمودی هر دو جنس یکسان است که معمولاً به 30 سانتیمتر در کلاس اول راهنمای می رسد ، ولی بهترین اندازۀ این پرش در پسرها 5/47 سانتیمتر و در دخترها 40 سانتیمتر است . میانگین پرش طول ( حالت ایستاده ) در کلاس پنجم در پسرها 43/1 متر و در دخترها 23/1 متر و در کلاس اول راهنمایی به 47/1 متر در پسرها و 30/1 متر در دخترها می رسد .
رابطۀ رشد جسمی و مهارتهای حرکتی و روش تقویت و تحکیم آن
هرچند در این سالها میزان رشد کم می شود ، نوجوانان پیشرفتهای زیادی در مهارتها و استقامت جسمی پیدا می کنند . از فعالیت جسمی نوجوانان در این سن کاسته نمی شود ، بلکه بالعکس بازیهای آنان در مقایسه با گذشته ، سخت تر و طولانی تر می شود . مربی نباید اجازه دهد که مقتضیات بازی یا علاقۀ تماشاگران ، به گونه ای به نوجوانان ورزشکار فشار آورد که آنان را خسته و فرسوده سازد ؛ بنابراین در این سنین بازیهای داخل مدرسه – که فشار چندانی ندارد – بهتر از ترتیب دادن مسابقات ورزشی با سایر دبستانهاست ؛ زیرا فشار مسابقات بین دبستانها شدید است و به سبب ایجاد خستگی بسیار برای سلامت دانش آموزان مفید خواهد بود .
مهارت در بازی کردن با توپ یا طناب و پرداختن به ورزشهای سبک با وسایل ورزشی برای نوجوانان دهساله لذتبخش است . لوازم ورزشی اگر از نظر اندازه و تعداد مناسب باشد به پیشرفت آنان کمک می کند ، به خصوص در سالهای دبستانی یعنی دورۀ رشد سریع مهارت و قدرت و استقامت کودکان ، بسیار ضروری است و موجبات تقویت و رشد و نمو جسمی آنان را فراهم می سازد .
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 13 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
1
تاثیر تربیت بدنی بر روی فیزیولوژی زنان
از آنجا که برروی ورزشکاران زن تحقیقات دقیق و گسترده ای صورت نگرفته است،یک اتفاق نظر کلی در مورد سطح عملکرد آنها وجود ندارد.وجود اختلافات فیزیولوژیک و نیز ساختاری بین جنس زن و مرد هم مزید بر علت شده است.اما با توجه به آنچه که تا به امروز میدانیم،به تعدادب از خصوصیات و ویژگی های جنس مونث در ارتباط با ورزش و فعالیت بدنی اشاره میکنیم.
اگر چه بر اساس نظر سنجی ها،اکثر ورزشکاران زن معتقد به افت عملکرد بدنی در جریان دوران قاعدگی هستند،اما از لحاظ فیزیکی زنان بوده اند که در طی زمان قاعدگی قادر به شکستن رکورد های جهانی شده اند.
فعالیت ورزشی شدید باعث کاستن سطح استروژن خون میشود،اما لزوماً روی سطح عملکرد بدنی اثری نمی گذارد.
در تمرینات با شدت برابر،اختلافی در میزان بروز آسیبهای ناشی از ورزش در زن ومرد دیده نمیشود.
قرص های ضد بارداری احتمالاً سبب تغییرات چشمگیر فیزیولوژیک در بدن زن می شوند،اما تاثیر عمده ای روی عملکرد فرد نخواهند گذاشت.
حاملگی در 2 تا 3 ماه اول،اثر منفی روی عملکرد نمی گذارد.لابد میدانید در المپیک سال 1956 ملبورن،3 تن از برندگان مدال طلا حامله بودند.حتی بعد از طی حاملگی اگر وضعیت جسمی و شکل پیش از حاملگی زن بازگردد،مشکلی در رقابتهای ورزشی نخواهد داشت.
2
ورزش سبب بهبود دانسیته(تراکم)استخوانی زنان نمیشود بلکه فقط سبب حفظ آن میگردد.در صورت مصرف مقادیر کافی کلسیم،ورزش احتمالاً در شکل گیری استخوانهای قویتر کمک خواهد کرد.هیچ محدودیت سنی برای شرکت در ورزشهای استقامتی وجود ندارد.حتی زنان80 ساله هم توانایی شرکت منظم در دوهای ماراتن را دارند،گرچه که مدت زمان طی شده بیشتر خواهد بود.دقیقاً معلوم نیست که آیا زنان سریعتر می دوند یا مردان،فقط می دانیم که در ازای هر دهه عمر،زنان توانایی سرعت بخشی در دویدن به میزان 14 متر در دقیقه دارند.در حالیکه این رقم برای مردان 7 متر در دقیقه است البته با توجه به اختلافات فیزیکی به نظر نمیرسد که زنان توانایی غلبه بر مردان در مسافتهای کوتاه را داشته باشند.اما عکس این موضوع در دوهای در مسافت طولانی صدق می کند که به نظر میرسد به علت چربی بالاتر موجود در بدن زنان است که به عنوان منبع انرژی عمل میکند.به علاوه تعریق ران در دماهای بالاتر بدنی،سبب حفظ و نگهداری بیشتر آب بدن خواهد شد.
آیا بین مردان و زنان ورزشکار اختلافات فیزیولوژی وجود دارد؟
بله این اختلافات در زمینه سیستم اسکلتی و عوامل بیومکانیکی نمود
دارند.ورزشکاران زن بطور معمول(ولی نه همیشه)کوچکتر و کوتاهتر بوده،لگنی پهن تر دارند،زانوها به داخل متمایل شده و ساق پاها انحنای کمتری دارند.این خصوصیات از جمله مواردی است که احتمال ایجاد بعضی از آسیبها مانند دردهای کشککی-رانی را بالا میبرد.ورزشکاران زن درصد بالاتری از چربی بدن داشته و حدود30 درصد قدرت عضلانی کمتری نسبت به مردان دارند که خصوصاً مربوط به اندام فوقانی است.اما در هر صورت به رشته ورزشی خاص است تا اینکه جنسی خاص عاملشان باشد.
4
آیا ورزش کردن برای زنان سودمند است؟
تمرینات منظم ورزشی دارای فواید مشابهی در زنان و مردان است.یعنی کاهش فشار خون،پایین آوردن تعداد ضربان قلب و افزایش ظرفیت هوازی همراه با کاهش درصد چربی بدن،تمام تمام موارد فوق به پیشگیری از آترواسکلروز و بیماریهای قلبی کمک میکنند.به علاوه ورزشهای توام با اعمال وزن روی بدن،سبب تقویت استخوانها و جلوگیری از پوکی استخوان می شوند.
در چه مواردی بانوان نباید ورزش کنند ؟
زمانی تصور میشد که ورزش شدید به سیستم تولید مثل زنان آسیب وارد میکند.در ضمن عقیده داشتند که زنان خصوصاً در جریان عادت ماهیانه نباید ورزش کنند.امروزه خلاف هر دوی این موارد ثابت شده است.
اثرات ورزش روی قاعدگی
ورزشکاران زن مستعد اختلالات قاعدگی از جمله تأخیر در شروع آن،فقدان اولیه و ثانویه ،افزایش فاصله بین دو سیکل قاعدگی و فقدان تخمک گذاری می باشند.مثلاً فقدان قاعدگی در 3 تا 5 درصد کل جمعیت رخ میدهد اما در 15تا60 درصد زنان ورزشکار مشاهده میشود.از جمله علل آن وزن پایین بدن،از دست دادن سریع وزن،شروع سریع ورزشهای سنگین،تغذیه ناکافی در مقایسه با احتیاج به انرژی و وجود استرس های فیزیکی و روانی است.
خطر فقدان قاعدگی در چیست؟
در صورت فقدان قاعدگی به مدت طولانی،خطر کاهش دانسیته استخوانی و ایجاد پوکی استخوان زودرس وجود دارد.به نظر میرسد سایر اختلالات قاعدگی ناشی از ورزش هم در کاهش دانسیته استخوان در دراز مدت موثر باشند.فقدان هورمون استروژن،لااقل به صورت تئوریک سبب بالا رفتن چربیهای خون و ایجاد آتروسکلروز زودرس میشود.پس درمان مناسب
4
اختلالات قاعدگی اهمیت بسزایی دارد.
بهترین راه جلوگیری از حاملگی در یک زن ورزشکار در سنین باروری چیست؟
در کل روشهای متعددی برای جلوگیری از بارداری وجود دارد.یکی از قابل پذیرش ترین این روشها،استفاده از قرصهای ضدبارداری است که با توجه به نسل جدید آنها که دارای تعادل مناسبی از هورمونهای استروژن وپروژسترون است،دارای عوارض کمتری میباشند.از جمله فواید دیگر آنان میتوان به رفع علائم دردناک پیش از شروع قاعدگی،کاهش آنمی فقر آهن،ضایعات خوش خیم پستانی،بیماریهای التهابی لگن،کیستهای تخمدانی و رماتیسم مفصلی اشاره کرد.به هر حال در صورت نیاز،از طریق مشاوره با پزشک نوع و نحوه مصرف دارو معلوم خواهد شد.
فواید فعالیت بدنی و ورزش در یک زن باردار
انجام تمرینات منظم بدنی در طی حاملگی سبب بهبود خواب،بالا رفتن حس اعتماد به نفس،کاهش شدت و یا بروز درد کمر و وریدهای واریسی،جلوگیری از افزایش بیش از حد وزن و حفظ سطح آمادگی بدنی مادر میشود.اگرچه از لحاظ تئوریک،ورزش شدید در جریان حاملگی میتواند سبب ایجاد آسیب هایی به نوزاد و یا مادر شود.با توجه به تحقیقات انجام شده لزومی به کاهش شدت ورزش در زن باردار حس نمی شود.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 18 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
تأثیرآموزه های تربیت دینی برفرهنگ وتمدن ایران
چکیده :
حس مذهبی یکی از احساسات فطری بشر است که در طول تاریخ به شکلهای مختلفی بروز یافته است. زمانی بشر با پرستش بتها, این حس را ارضا نموده و زمانی نیز به چندگانه پرستی و یگانه پرستی رو آورده است, و در هر مورد آثار فرهنگی و تمدنی متأثر از آموزه های دینی از خود به یادگارگذاشته است. تأثیری که آموزههای دینی برنخبگان وتودة مردم میگذارد، میتواند تمام انرژیها و فعالیتها را در جهت انقلابها, اصلاح تمدنها و فرهنگها به کارگیرد وآثار عظیمی را از خود به یادگار بگذارد , تا آن جا که برخی معتقدند تمدن بشری بدون وجودکلیسا و عبادتگاهها ممکن نبوده و نیست.
** دانشجوی دکترای فلسفة تعلیم و تربیت
در ایران نیز به دلیل وضعیت سیاسی, اقتصادی و جغرافیایی خاص, آموزههای دینی در همة دورانها علاوه برحفظ اساس کشور, تمدن ساز بوده و هرگاه آموزهها به انحراف کشیده شده, یا خاصیت خود را از دست داده است, تحــول آفرینی وحرکت ازفرهنگ گرفته شده, جامعه با نوعـــــی بی هـــویتی و بی فرهنگی رو به رو شده و رو به اضمحلال گذاشته است. نویسندگان در این مقاله با هدف بیان تاثیرآموزه های مذهبی در همة دوره های تاریخی بر فرهنگ وتمدن ایرانی با روش تحلیلی به بحث پرداختهاند و در پایان به این نتیجه رسیدهاند که دین و فرهنگ به عنوان دو مقولة در هم تنیده منسجم, آموزههایی میآفرینندکه میتواند در نقش روح فرهنگی, تحول آفرینی, بالندگی و رشد فرهنگ و تمدن را به دنبال داشته باشد.
واژگان کلیدی:
دین، فرهنگ، تمدن، تربیت، تاریخ ، آزادی، آموزه ، اندیشه .
The Effect of Religious Educational Doctrines on the Iranian Culture and Civilization
Hassan Ali Bakhtiar Nasrabadi. Isfahan University
Reza Ali Nowrozi Tarbiat Modares University
Abstract
Religious feeling is one of man’s natural feelings that has emerged in different ways throughout the history. At one time man satisfied this feeling by worshiping idols and at another he turned to the Holy one, and due to his doctrines, man has left cultural and civilized works in each case. The effect that religious doctrines have on the talented and the public can direct the whole energies and activities towards revolutions, improving the civilization and cultures, and it can leave behind great works so that some believe that without churches and places of worship, human civilization would have never existed and it would be improbable now.
Because of special political, economic and geographical conditions in Iran, religious doctrines have always maintained Iran and Iranian civilization, and whenever they deviate from their usual routes or they lose their effects, the culture stops moving ahead and the society begins to reach identity and cultural crises, and they are eventually overthrown. In this paper, with the aim of explaining the effect of religious doctrines on Iranian culture and civilization throughout the history, the authors have applied the analytical approach and have come to the conclusion that religion and culture provide doctrines that can result in the change and development of culture and civilization.
Key words: religion, Culture, civilization, education.
مقدمه :
در ایران به دلیل وضعیت مذهبی و سیاسی خاص ، آموزههای دینی در هر زمان بر فرهنگ و تمدن مؤثر بوده, نقش اساسی را ایفا نموده است؛ به طوری که هر گاه جدایی و شکاف بین آموزهها و فرهنگ به وجود آمده، فرهنگ هویت خود را از دست داده, دچار یک نوع سقوط و سر در گمی شده است. برای روشن شدن نقش آموزههای دینی بر فرهنگ و تمدن, بهتر است ابتدا مفهوم هر یک را مشخص نماییم:
دین: به معنای کیش وآیین است و در اصطلاح به راه و رسم و برنامهای گفته میشود که توسط شخصی به نام پیامبر برای هدایت بشرآورده شده است. دین یک نهضت همه جانبه و به سوی تکامل است که کارکردهای زیادی دارد. برخی از آنها عبارتند از :
الف) اصلاح فکروعقیده : هیچ فردی یافت نمیشود که تهی از افکار و اندیشهها باشد، اما ممکن است برخی از افکار او نادرست باشد. دین افکار و عقاید بشر را اصلاح می نماید و به سؤالات اساسی او نظیر (( ازکجا آمده ام؟ برای چه آمده ام؟ به کجاخواهم رفت؟)) پاسخ می دهد .
ب) پرورش اصول اخلاقی: اصولاً مذهب پشتوانة اخلاق است و بدون ضمانت مذهب, اخلاق یک حسابگری تنها بیش نیست و چون بدون دین احساس تکلیف از میان میرود (دورانت[1] , 1379, ص444 ), کارآمدی اخلاق نیز از بین می رود.
[1] - Durant
ج) اصلاح روابط افراد اجتماع : دین پشتوانة اصول اجتماعی نیز هست. اصول اجتماعی در افراد مذهبی به صورت یک تکلیف مقدس در می آید . وبه قول هوفدینگ[2] دین حافظ ارزشها و روابط اجتماعی است ( دورانت , 1379, ص 444 ).
[2] - Hoffding
د) حذف هرگونه تبعیض های ناروا: افراد مذهبی همة انسانها را مخلوق خدا می دانند و به عدالت اعتقاد دارند و برآن پافشاری می کنند ( سبحانی , 1372, ص 14) و با هر گونه تبعیض به مبارزه برمیخیزند.
تمدن: ترکیبی از امنیت, فرهنگ، نظم وآزادی است که امنیت و نظم را از راه اخلاق, قانون و اقتصاد تأمین میکند و فرهنگ را از راه تسهیلاتی که برای رشد علم, آداب و رسوم و هنر لازم است فراهم می نماید. ناگفته نماند که تمدن امر پیچیده و ناپایداری است که به عوامل گوناگونی وابسته است و هر یک از این عوامل می تواند مایة عظمت یا انحطاط کشور شود ( دورانت , 1379, ص298). برخی از این عوامل عبارتند از : 1-پیش بینی و احتیاط در امور اقتصادی؛ 2- سازمان سیاسی؛ 3- سنن اخلاقی؛ 4- کوشش درراه معرفت وبسط هنر( ویل دورانت, به نقل ازولایتی , 1378, ص75) .
به عبارت دیگر, تمدن پدیدهای درهم تنیده است که جمیع رویدادهای اقتصادی, اجتماعی, سیاسی, هنری, ادبیات و علم را درخود گردآورده است (هنری لوکاس، به نقل ازولایتی ,1378, ص75) و این که تمدن چگونه به وجود می آید, بعضی آن را محصول نبوغ اقلیت مبتکر و نوآور می دانند و میگویند تمدنها را اقلیتها و اشخاص هوشمند و برجسته پدید آوردهاند و بقیه ازآن اقلیت تبعیت کردهاند (توین بی, به نقل ازولایتی , 1378, ص75).
فرهنگ: فرهنگ ریشه در توسعه و انتقال اعتقادات بشردارد ( بودن 1 ودیگران, 1989) و به معنای روش سازمان یافته زندگی است که شامل ارزشها, هنجارها و مؤسسات و نهادها میشود و بنا به تعریقی دیگر: فرهنگ مجموعهای از آداب و سنتهای فردی و اجتماعی است که با توجه به شرایط اجتماعی و مقتضیات محیطی شکل گرفته و معنا پیدا میکند ( ولایتی , 1378, ص74). بعضی فرهنگ را همان تمدن میدانند و معتقدند که این دو, رابطة مفهومی تنگاتنگی دارند که در عین حال میتوان معانی متفاوتی را از این دو واژه استخراج نمود:
1- مترادف بودن فرهنگ باتمدن : در سنت انگلیسی – فرانسوی مفهوم فرهنگ اغلب مترادف با تمدن به کار میرود (کرامبی , 1367, ص 10) و از نظرآنان فرهنگ یا تمدن کلیت در هم بافتهای است که شامل : دانش , دین , هنر, قانون , اخلاقیات , آداب , رسوم وهرگونه توانایی وعادتی که آدمی به عنوان عضوی ازجامعــــــــه به دست میآورد، میشود (آشوری, 1357, ص 39).
2- گسترش معنای تمدن به گونهای که شامل فرهنگ نیز بشود (گاستون ,1371, ص). در مورد تمدن میتوانیم بین صورت خارجی و روح درونی آن تمایز قایل شویم (فوکوتساوا, 1364, ص 23) یعنی روح درونی در حدی است که فرهنگ را نیز در بر می گیرد.
3-گسترش فرهنگ به گونه ای که شامل تمدن بشود (آشوری , 1357): در این حالت فرهنگ شامل تمامی کارهای اجتماعی به گسترده ترین معنای آن مانند زبان, زناشویی, نظام مالکیت, ادب وآداب صناعات و هنراست (باتامور,1370, ص 79 ) که تمدن را نیز شامل میشود.
4-تفکیک بین فرهنگ وتمدن : دوتفاوت عمده بین این دو وجود دارد: فرهنگ جنبة ذهنی، معنوی و فردی دارد و تمدن جنبة عملی، عینی واجتماعی. فرهنگ وسیعتر، قدیمـیتر و تمدن جوانتــر و محدودتر است (اسلامی , 1345, ص79 ؛ باتامور,1370, ص 79 ).
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 6 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
1
تاملی در مفهوم تعلیم و تربیت
تعلیم و تربیت یکی از اساسیترین فعالیتهایی است که در طی یک فرایند نسل اول میکوشد تا قدرت آگاهی نسل بعد از خود را در همهٔ زمینهها پرورش داده و آنها را برای برخورد با مسائل گوناگون آماده سازد.
تعلیم و تربیت یکی از اساسی ترین فعالیتهایی است که در طی یک فرایند نسل اول میکوشد تا قدرت آگاهی نسل بعد از خود را در همهٔ زمینهها پرورش داده و آنها را برای برخورد با مسائل گوناگون آماده سازد. تعلیم و تربیت به مثابهٔ جریانی است که باید در کنار آموزش دانش، قدرت تفکر را در فرد رشد دهد و تسلط او را بر محیط زندگی افزون کند. در آموزش و پرورش هم از علم صحبت میشود و هم از تفکر. هم پرورش عقلانیت مورد توجه است و هم از جنبه اجتماعی بودن انسان سخن به میان آمده است .
اهمیت تعلیم و تربیت تا بدانجا است که در جای جای قرآن مجید سخن از آن آمده است و متعالیترین تربیت که همان تربیت الهی است بارها مورد تأکید قرار گرفته است.
در طول تاریخ تغییر و تحولات بسیای در نحوهٔ تعلیم و تربیت در جوامع متمدن صورت گرفته و تحت شرایط مختلف روشهای متفاوتی اتخّاذ شده است. با سیر تکاملی تمدنها و تغییرات آرام فرهنگها بسته به شرایط خاص جامعه روشهای تعلیم و تربیت نیز تغییر یافته است.
در قدیم مفهوم تعلیم و تربیت انتقال مهارتها و معلومات بود و روش عمده در تدریس آنها سخنرانی یا مطالعهٔ کتابهای درسی به شمار میرفت و بعلت پیشرفت علوم مراکز دانشگاهی تمرکز خود را بر انتقال معلومات و اطلاعات معطوف کرده بودند. روش آموزش انتقال یکطرفهٔ استاد به شاگرد بود و کاوشگری در این سیستم جایی نداشت اما امروزه تحولات چشمگیری در روشهای تعلیم و تربیت در جهان مشاهده میشود. جهت این تحولات بسوی پژوهشگری و تحقیق خود کودک به پیش میرود. در روشهای نوین از انتقال صرف خودداری شده و پیشنهاد میشود ساعتهای بیشتری را در دروس مختلف به کاوشگری اختصاص بدهند. این کار علاقهٔ دانشآموز را به فراگیری مطالب افزون میکند و به پرورش مهارتهای فکری او نیز کمک خواهد کرد. باید گفت پرورش تفکر خلاق و نقاد در کودکان اساس تعلیم وتربیت جدید است.
2
در طی فرایند پژوهش دانش از تحقیقات خود کودک بدست میآید و خلاقیتهای او ظاهر میگردد. به تعبیر دکتر علی شریعتمداری «تعلیم و تربیت خود، تحقیق است». در این فرایند نقش معلم هدایت جریان تحقیق است و مستقیماً در پژوهش دخالت نخواهد کرد.
محور کار در آموزش و پرورش جدید تفکر است و تفکر محور یادگیری قلمداد میشود. در آموزش و پرورش نوین به مسائل ظاهراً کم اهمیتی توجه میشود که میتواند در نهایت اثرات بزرگ و مهمی در یادگیری و ازدیاد علاقه کودکان داشته باشد. بطور مثال در مدرسهٔ اریبیا در انگلستان بچهها کفشهای خود را در بدو ورود به مدرسه در میآورند تا مانند خانه احساس راحتی کنند و یا در بعضی مدارس دانشآموزان بدون کیف بمدرسه میروند و رنج هر روزهٔ حمل کیفهای سنگین را متحمل نمیشوند. در برخی از مدارس هم کلیهٔ دروس بصورت داستانی به کودکان عرضه میشود تا با برانگیختن علاقه دانشآموز به جریان ارائه درس کمک شود و مطالب بهتر در ذهن کودک جای بگیرد. علاوه بر اینها تشویش و اضطراب دانشآموز به حداقل میرسد و میزان همدلی میان معلم و شاگرد به درجهٔ بالایی افزایش مییابد. این موارد و موارد دیگر با پرورش قوهٔ تفکر و ایجاد انگیزه و علاقه، یادگیری فعالانه را در دانشآموزان افزایش میدهد و حس جمعی گروه را نیز بالا میبرد.
باید توجه داشت که تعلیم و تربیت فعلی کودک اساس کار آیندهٔ او را تشکیل خواهد داد. کودکان در جریان رشد روحی و جسمی خود دچار تغییرات تدریجی در رفتار، افکار، عادات، تمایلات و احساسات خود میشوند و این تغییرات میتواند مسائل و مشکلات خاصی را برای آنها فراهم سازد که گاه از حل آنها ناتوان است و عدم توجه به این نیازها و تغییرات می تواند سعادت آتی او را به مخاطره بیندازد. مربی باید با توجه به سن کودک، نیازهای او را تشخیص دهد با توجه به محیط اجتماعی و خصوصیات فرهنگی جامعه و جنبههای تربیتی به پرورش او بپردازد.
در این زمینه ذکر چند نکته به نظر مهم میرسد:
۱) برای رشد فکری و اخلاقی در کودکان میتوان از بازیها و کارهای جمعی استفاده کرد.
۲) نقش معلم باید نقش راهنما و سرپرست باشد تا بچهها فرصتهای بیشتری برای ارتقای اعتماد به نفس و قبول مسئولیت در همه زمینهها را داشته باشند.
3
۳) اساس کار در دبستان بهتر است براساس تجربیات حسی باشد و تصورات و مفاهیمی که به ذهن کودک داخل میشود با واقعیت تطبیق کند.
۴) مربی باید توجه داشته باشد که رشد جریانی دائمی است و تجربیات قبلی دانشآموزان اساس تفکرات و درک آنها را تشکیل میدهد و در رفتار آینده آنها مؤثر است.
۵) کودکان باید نسبت به موضوع مورد یادگیری علاقهمند باشند و نسبت به یادگیری مطلب خاصی احساس نیاز کنند تا به فعالیت و تحقیق دست بزنند.
۶) به علت پیشرفت و توسعه وسایل ارتباطی ضروری است که افراد جامعه از جمله معلمین خود را برای برخورد با افکار مخالف آماده کنند و قدرت تحمل افکار دیگران را داشته باشند و بدور از تعصب به بررسی آراء و عقاید بپردازند و این نکته را به دانشآموزان نیز یاد بدهند.
۷) برخلاف نظر برخی از کارشناسان تعلیم و تربیت که معتقدند هر تربیت صحیحی از راه تجربه بدست میآید این نکته حائز اهمیت است که تنها تجربیاتی منجر به تربیت صحیح میشود که آموزنده باشند و اثر سوء تربیتی نداشته باشد. تجربه باید مطبوع باشد و از طرفی باعث رشد تجربیات بعدی شود.
۸) برخی نیز معتقدند که تعلیم و تربیت همان رشد است در حالی که جهت رشد بسیار مؤثر است. اگر رشد در جهت منفی را در نظر بگیریم برخلاف اصول تعلیم و تربیت است.رشد باید در جهت مثبت و تکامل پذیر باشد و موجبات رشد بیشتری را فراهم کند.
4
۹) تربیت دینی
از مسائل بسیار مهمی است که کارشناسان غربی در بسیاری از موارد از نظر دور داشتهاند. جنبهٔ هدایتی این تربیت میتواند به پرورش ارزشهای اساسی و قوای معنوی شخصیت انسان منجر شود. هدفهای معنوی و عقلانی مثل تقوی و پرهیزگاری میتواند به پرورش قوهٔ تفکر در کودکان ودر نهایت به رشد آنها جهت بدهد.
۱۰) از نظر تعلیم و تربیت، آزاد
قرار دادن کودکان در سلامت و ارتقای روحیه و اعتماد به نفس آنها مؤثر است. کودکان بواسطهٔ آزاد بودن طبیعت خود را آشکار میسازند و در جریان یادگیری نیز بهتر عمل میکنند اما نکته مهم این است که این آزادی باید در چهارچوب عقل و خرد باشد به عبارت دیگر با راهنمایی عقل، عواطف و امیال کودکان کنترل شود. در این زمینه دین نقش مهمی در هدایت عقل و تحکیم مبانی عقلی دارد.
۱۱) نکته دیگری که در تعلیم و تربیت مهم است این است که اهداف تربیتی کاملاً واضح و مشخص شود و با تمایلات اشتباه نشود. در مدارس جدید در بعضی از مواقع پیروی از تمایل را با پیروی از اهداف اشتباه میگیرند و بچهها در هر کاری آزادند همانطور که در قدیم تمایلات درونی دانشآموزان نادیده گرفته میشد و به علایق دانشآموزان اهمیتی داده نمیشد. در تعلیم و تربیت صحیح آنچه مهم است این است که باید در چهارچوب اندیشه به علایق کودکان توجه کرد و این تمایلات را هدایت نمود تا تحت کنترل عقل به نتیجه و هدف واقعی برسند.
۱) پرستش خدا
پرستش خدا بمعنی قدم نهادن در مسیر توحید است. مسیری که در تمام مراحل رشد فرد و جمع را تضمین میکند. مسیری که در آن بدیها طرد و ارزشهای والای انسانی تأیید میشود و عدالت خواهی و ایثار به تحقق میپیوندد. انسانی که خدا را میپرستد، اعمالش خلاف سعادت خود و جامعه میشود.
۲) تعلیم حکمت
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 33 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
24
بسمه تعالی
لقد کان فی رسول الله اسوه حسنه
عنوان تحقیق:
بررسی سیره نبوی و نظام تعلیم و تربیت
فهرست مطالب
1
مقدمه 5-4
تعلیم و تربیت 9-5
وضعیت علمی و فرهنگی عربستان جاهلی 12-9
اهمیت دانش و علم از نظر پیامبر و احادیث مربوطه 22-12
مساوات در علم 25-22
اولین مراکز تعلیم و تربیت 27-25
علوم واجب 28-27
آداب دانشجو و معلم
1- توکل 29
2- خلوص نیت 30-29
3- فروتنی و نرمش معلمان نسبت به شاگردان 30
4- موضوع و محتوای درس 31-30
5- تنبه و مجازات 31
6- صدای معلم هنگام تدریس 32
7- آموزش علم در جوانی 32
8- نگارش دانش ها 32
9- مراعات حقوق همدرسان 33-32
10- عاقبت بینی 33
11- معاشرت با صالحان 34-33
12- آگاهی به زمان و تحولات دنیا 34
13- برازندگی از لحاظ اوصاف بدنی و جسمانی 35-34
نتیجه گیری 38-36
فهرست منابع و مآخذ 39-38
3
مقدمه
هدف پیامبران از بعثت مهمترین پرسش در طول تاریخ بشر است عده ای معتقدند هدف پیامبران جهت گیری معنوی و ضد دنیایی بوده است. محور تعلیمات پیامبران توجه به آخرت، پرداختن به درون و رها ساختن برون، گرایش به ذهنیت و گریز از عینیت بوده است. گروهی نقش پیامبر را در گذشته مثبت، مفید و در جهت تکامل تاریخ می دانند و معتقدند که پیامبران اساسی ترین نقش ما را در اصلاح بهبود و پیشرفت جوامع داشتند آنها معتقدند که نقش مثبت تعلیمات منحصر به گذشته است و امروزه با پیشرفت علوم تعلیمات دینی نقش خود را از دست داده و در آینده بیشتر از دست خواهد داد ولی بعضی ها معتقدند که هرگز پیشرفت های علمی جایگزین آن نخواهد شد همچنانکه مکاتب فلسفی نیز نتوانستند جایگزین آن گردند. - مرتضی مطهری، آثار استاد مطهری، جلد دوم، چاپ پنجم، انتشارات صدرا، 1374، صفحة 169 و 171
اما با توجه به قرآن و احادیث متوجه می شویم که هدف پیامبران تزکیه و تعلیم همة انسانهای بشری است چنانکه در احادیث است که فرمود: «من مبعوث شدم تا مرکز حلم، معدن علم و مسکن صبر باشم». - رضا کریمی، خصائص الرسول، چاپ اول، انتشارات نسیم حیات، 1385، صفحة 35
اما آیا خود پیامبر سواد خواندن و نوشتن داشت موقعیت شبه جزیرة عربستان از نظر علم چگونه بود و چه نظراتی در مورد دانش و علم و آداب دانشجو و معلم داشت با مطالعة سیرة نبوی و مراجعه به کتب متعدد رسمی شد که جواب این سؤال ها داده شود چرا که پیامبر بهترین الگو برای تمامی مردم است. (با مقایسة نظام تعلیم و تربیت و سیرة نبوی)
تعلیم، تربیت، یادگیری
تربیت یعنی برانگیختن استعدادها و قوای گونه گون انسان و پرورش آن باید با کوشش خود متربی توأم باشد تا به منتهای کمال نسبی خود نائل شود انسان با عوامل و انگیزه هایی در زندگی احاطه شده است که نشاط و جنبش او را تحریک نموده و استعدادها و قوای او را بیدار می سازد. تربیت در صورتی ثمربخش خواهد بود که با عمل و کوشش متربی همراه باشد بدین معنی که کوششی که متربی در غلبة بر مشکلات و هنگام برخورد با دشواریهای زندگی روزمره به کار می رود عملاً به او درس اخلاق می آموزد و به وی می فهماند که چه نوع رفتاری درست و یا نادرست می باشد.
3
تعلیم با مفهوم محدود آن عبارت از تلقین و انتقال معلومات به اذهان شاگردان می باشد پس معلم در حوزة وظیفه خود عمل می کند و شاگرد در برابر او ساکت به سر می برد و اتفاقات و گفته های او را دریافت می کند و متربی را وادار می کند که شخصاً عمل کند و به منظور حل مشکلات بیندیشد تعلیم این نقش را به عهده دارد که اذهان و شاگردان را با معلومات فکری مجهز سازد. وظیفة تعلیم در مجهز ساختن ذهن شاگردان با معلومات و معارف مختلف محدود می شود که غالباً این معلومات برای خود شاگردان روشن و معلوم نیست. اما تربیت اهتمام خود را به پیشبرد تمایلات فطری و استعدادی متنوع متربی متوجه ساخته و به انسان آنچنان آمادگی می بخشد که در شئون مختلف زندگی با مهارت وارد عمل شده و در برابر موقعیت های گوناگون درست عمل می کند.
معلم در مسیر انجام وظیفة تعلیم سعی می کند اذهان شاگردان را با معلومات و معارف پر کند اما مربی می کوشد که از راه تربیت راه را برای استعداد قوای انسان از درون او برای بحث و کاوش باز کند. البته تعلیم صحیح عبارت از کوششی است که معلم باید در سایه آن شوق و تمایل به علم و عمل و اهتمام آن دو را در نفوس شاگردان زنده و بیدار کنند. تعلیم به صورت کنونی شاگرد برای اشتغال به حرفه و فن و قبولی و پیروزی در امتحان آماده می سازد در حالیکه تربیت انسان را به اصل و هدف زندگانی انسان رهنمون گردد. بنابراین تربیت متوجه این هدف است که از خود انسان، انسانی بسازد که از انسانیت خود پیش از آنکه آلت و ابزاری برای کسب معشیت باشد برخوردار شود.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 23 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
1
بسم الله الرحمن الرحیم
اینجانب به اسلام واولیای عظیم الشان و به ملت اسلام و خصوص ملت مبارز ایران ، ضایعة اسف انگیز شهید بزرگوار و متفکر و فیلسوف و فقیه عالی مقام مرحوم آقای شیخ مرتضی مطهری قدس سره را تسلیت و تبریک عرض می کنم . تسلیت در شهادت شخصیتی که عمر شریف و ارزندة خود را در راه اهداف مقدس اسلام صرف کرده و با کجرویها و انحرافات مبارزة سرسخناته کرده ، تسلیت در شهادت مردی که در اسلام شناسی و فنون مختلفة اسلام و قرآن کریم کم نظیر بوده . من فرزند بسیار عزیزی را از دست داده ام و در سوگ او نشستم که از شخصیتهایی بوده که حاصل عمرم محسوب می شد . در اسلام عزیز به شهادت این فرزند برومند و عالم جاودان ثُلمه أی وارد شد که هیچ چیز جایگزین آن نیست .
تبریک از داشتن این شخصیتهای فداکار که در زندگی و پس از آن با جلوة خود نور افشانی کرده و می کنند . من در تربیت چنین فرزندانی ، که با شعاع فروزان خود مردگان را حیات می بخشند و به ظلمتها نور می افشانند به اسلام بزرگ ، مربی انسانها و به امت اسلامی تبریک می گویم . من اگرچه فرزند عزیزی که پارة تنم بود از دست دادم ، لکن مفتخرم که چنین فرزندان فداکاری در اسلام وجود داشت و دارد.
«مطهری» که در طهارت روح و قوت ایمان و قدرت بیان کم نظیر بوده ، رفت و به ملأ اعلی پیوست ، لکن بدخواهان بدانند که با رفتن او شخصیت اسلامی و علمی و فلسفیش نمی رود . ترورها نمی توانند شخصیت اسلامی مردان اسلام را ترور کنند .آنان بدانند ه به خواست خدای توانا ملت ما با رفت اشخاص بزرگ ، در مبارزه علیه فساد و استبداد و استعمار مصممتر می شوند. ملت ما راه خود را یافته و در قطع ریشه های گندیدة رژیم سابق و طرفداران منحوس آن از پای نمی نشیند . اسلام عزیز با فداکاری و فدایی دادن عزیزان ، رشد نمود . برنامه اسلام از عصر وحی تاکنون بر شهادتِ توأم با شهامت بوده است . قتال در راه خدا و راه مستضعفین در رأس برنامه های اسلام است . اینان که شکست و مرگ خود را لمس نموده و با این رفتار غیر انسانی می خواهند انتقام بگیرند یا به خیال خام خود مجاهدین در راه اسلام را بترسانند بدگمان کرده اند ، از هر موی شهیدی از ما و از هر قطرة خونی که به زمنی می ریزد انسانهای مصمم و مبارزی به وجود می آید . شما مگر تمام افراد ملت شجاع را ترور کنید والا ترور فرد هرچه بزرگ باشد برای اعادة چپاولگری سودی ندارد. ملتی که با اعتماد به خدای بزرگ و برای احیای اسلام به پا خاسته با این تلاشهای مذبوحانه عقبگرد نمی کند. ما برای فداکاری حاض و برای شهادت در اره خدا مهیا هستیم . اینجانب روز 13 اردیبهشت 58 را برای بزرگداشت شخصیتی فداکار و مجاهد در راه اسلام و ملت «عزای عمومی» اعلام می کنم و خودم در مدرسة فیضیه ، روز پنجشنبه و جمعه به سوگ می نشینم . از خداوند متعال برای آن فرزند عزیز اسلام رحمت و غفران ، و برای اسلام عزیز عظمت و عزت مسئلت می نمایم . سلام بر شهدای راه حق و آزادی .
1
بسم الله الرحمن الرحیم
اینجانب به اسلام واولیای عظیم الشان و به ملت اسلام و خصوص ملت مبارز ایران ، ضایعة اسف انگیز شهید بزرگوار و متفکر و فیلسوف و فقیه عالی مقام مرحوم آقای شیخ مرتضی مطهری قدس سره را تسلیت و تبریک عرض می کنم . تسلیت در شهادت شخصیتی که عمر شریف و ارزندة خود را در راه اهداف مقدس اسلام صرف کرده و با کجرویها و انحرافات مبارزة سرسخناته کرده ، تسلیت در شهادت مردی که در اسلام شناسی و فنون مختلفة اسلام و قرآن کریم کم نظیر بوده . من فرزند بسیار عزیزی را از دست داده ام و در سوگ او نشستم که از شخصیتهایی بوده که حاصل عمرم محسوب می شد . در اسلام عزیز به شهادت این فرزند برومند و عالم جاودان ثُلمه أی وارد شد که هیچ چیز جایگزین آن نیست .
تبریک از داشتن این شخصیتهای فداکار که در زندگی و پس از آن با جلوة خود نور افشانی کرده و می کنند . من در تربیت چنین فرزندانی ، که با شعاع فروزان خود مردگان را حیات می بخشند و به ظلمتها نور می افشانند به اسلام بزرگ ، مربی انسانها و به امت اسلامی تبریک می گویم . من اگرچه فرزند عزیزی که پارة تنم بود از دست دادم ، لکن مفتخرم که چنین فرزندان فداکاری در اسلام وجود داشت و دارد.
«مطهری» که در طهارت روح و قوت ایمان و قدرت بیان کم نظیر بوده ، رفت و به ملأ اعلی پیوست ، لکن بدخواهان بدانند که با رفتن او شخصیت اسلامی و علمی و فلسفیش نمی رود . ترورها نمی توانند شخصیت اسلامی مردان اسلام را ترور کنند .آنان بدانند ه به خواست خدای توانا ملت ما با رفت اشخاص بزرگ ، در مبارزه علیه فساد و استبداد و استعمار مصممتر می شوند. ملت ما راه خود را یافته و در قطع ریشه های گندیدة رژیم سابق و طرفداران منحوس آن از پای نمی نشیند . اسلام عزیز با فداکاری و فدایی دادن عزیزان ، رشد نمود . برنامه اسلام از عصر وحی تاکنون بر شهادتِ توأم با شهامت بوده است . قتال در راه خدا و راه مستضعفین در رأس برنامه های اسلام است . اینان که شکست و مرگ خود را لمس نموده و با این رفتار غیر انسانی می خواهند انتقام بگیرند یا به خیال خام خود مجاهدین در راه اسلام را بترسانند بدگمان کرده اند ، از هر موی شهیدی از ما و از هر قطرة خونی که به زمنی می ریزد انسانهای مصمم و مبارزی به وجود می آید . شما مگر تمام افراد ملت شجاع را ترور کنید والا ترور فرد هرچه بزرگ باشد برای اعادة چپاولگری سودی ندارد. ملتی که با اعتماد به خدای بزرگ و برای احیای اسلام به پا خاسته با این تلاشهای مذبوحانه عقبگرد نمی کند. ما برای فداکاری حاض و برای شهادت در اره خدا مهیا هستیم . اینجانب روز 13 اردیبهشت 58 را برای بزرگداشت شخصیتی فداکار و مجاهد در راه اسلام و ملت «عزای عمومی» اعلام می کنم و خودم در مدرسة فیضیه ، روز پنجشنبه و جمعه به سوگ می نشینم . از خداوند متعال برای آن فرزند عزیز اسلام رحمت و غفران ، و برای اسلام عزیز عظمت و عزت مسئلت می نمایم . سلام بر شهدای راه حق و آزادی .
1
بسم الله الرحمن الرحیم
اینجانب به اسلام واولیای عظیم الشان و به ملت اسلام و خصوص ملت مبارز ایران ، ضایعة اسف انگیز شهید بزرگوار و متفکر و فیلسوف و فقیه عالی مقام مرحوم آقای شیخ مرتضی مطهری قدس سره را تسلیت و تبریک عرض می کنم . تسلیت در شهادت شخصیتی که عمر شریف و ارزندة خود را در راه اهداف مقدس اسلام صرف کرده و با کجرویها و انحرافات مبارزة سرسخناته کرده ، تسلیت در شهادت مردی که در اسلام شناسی و فنون مختلفة اسلام و قرآن کریم کم نظیر بوده . من فرزند بسیار عزیزی را از دست داده ام و در سوگ او نشستم که از شخصیتهایی بوده که حاصل عمرم محسوب می شد . در اسلام عزیز به شهادت این فرزند برومند و عالم جاودان ثُلمه أی وارد شد که هیچ چیز جایگزین آن نیست .
تبریک از داشتن این شخصیتهای فداکار که در زندگی و پس از آن با جلوة خود نور افشانی کرده و می کنند . من در تربیت چنین فرزندانی ، که با شعاع فروزان خود مردگان را حیات می بخشند و به ظلمتها نور می افشانند به اسلام بزرگ ، مربی انسانها و به امت اسلامی تبریک می گویم . من اگرچه فرزند عزیزی که پارة تنم بود از دست دادم ، لکن مفتخرم که چنین فرزندان فداکاری در اسلام وجود داشت و دارد.
«مطهری» که در طهارت روح و قوت ایمان و قدرت بیان کم نظیر بوده ، رفت و به ملأ اعلی پیوست ، لکن بدخواهان بدانند که با رفتن او شخصیت اسلامی و علمی و فلسفیش نمی رود . ترورها نمی توانند شخصیت اسلامی مردان اسلام را ترور کنند .آنان بدانند ه به خواست خدای توانا ملت ما با رفت اشخاص بزرگ ، در مبارزه علیه فساد و استبداد و استعمار مصممتر می شوند. ملت ما راه خود را یافته و در قطع ریشه های گندیدة رژیم سابق و طرفداران منحوس آن از پای نمی نشیند . اسلام عزیز با فداکاری و فدایی دادن عزیزان ، رشد نمود . برنامه اسلام از عصر وحی تاکنون بر شهادتِ توأم با شهامت بوده است . قتال در راه خدا و راه مستضعفین در رأس برنامه های اسلام است . اینان که شکست و مرگ خود را لمس نموده و با این رفتار غیر انسانی می خواهند انتقام بگیرند یا به خیال خام خود مجاهدین در راه اسلام را بترسانند بدگمان کرده اند ، از هر موی شهیدی از ما و از هر قطرة خونی که به زمنی می ریزد انسانهای مصمم و مبارزی به وجود می آید . شما مگر تمام افراد ملت شجاع را ترور کنید والا ترور فرد هرچه بزرگ باشد برای اعادة چپاولگری سودی ندارد. ملتی که با اعتماد به خدای بزرگ و برای احیای اسلام به پا خاسته با این تلاشهای مذبوحانه عقبگرد نمی کند. ما برای فداکاری حاض و برای شهادت در اره خدا مهیا هستیم . اینجانب روز 13 اردیبهشت 58 را برای بزرگداشت شخصیتی فداکار و مجاهد در راه اسلام و ملت «عزای عمومی» اعلام می کنم و خودم در مدرسة فیضیه ، روز پنجشنبه و جمعه به سوگ می نشینم . از خداوند متعال برای آن فرزند عزیز اسلام رحمت و غفران ، و برای اسلام عزیز عظمت و عزت مسئلت می نمایم . سلام بر شهدای راه حق و آزادی .
1
بسم الله الرحمن الرحیم
اینجانب به اسلام واولیای عظیم الشان و به ملت اسلام و خصوص ملت مبارز ایران ، ضایعة اسف انگیز شهید بزرگوار و متفکر و فیلسوف و فقیه عالی مقام مرحوم آقای شیخ مرتضی مطهری قدس سره را تسلیت و تبریک عرض می کنم . تسلیت در شهادت شخصیتی که عمر شریف و ارزندة خود را در راه اهداف مقدس اسلام صرف کرده و با کجرویها و انحرافات مبارزة سرسخناته کرده ، تسلیت در شهادت مردی که در اسلام شناسی و فنون مختلفة اسلام و قرآن کریم کم نظیر بوده . من فرزند بسیار عزیزی را از دست داده ام و در سوگ او نشستم که از شخصیتهایی بوده که حاصل عمرم محسوب می شد . در اسلام عزیز به شهادت این فرزند برومند و عالم جاودان ثُلمه أی وارد شد که هیچ چیز جایگزین آن نیست .
تبریک از داشتن این شخصیتهای فداکار که در زندگی و پس از آن با جلوة خود نور افشانی کرده و می کنند . من در تربیت چنین فرزندانی ، که با شعاع فروزان خود مردگان را حیات می بخشند و به ظلمتها نور می افشانند به اسلام بزرگ ، مربی انسانها و به امت اسلامی تبریک می گویم . من اگرچه فرزند عزیزی که پارة تنم بود از دست دادم ، لکن مفتخرم که چنین فرزندان فداکاری در اسلام وجود داشت و دارد.
«مطهری» که در طهارت روح و قوت ایمان و قدرت بیان کم نظیر بوده ، رفت و به ملأ اعلی پیوست ، لکن بدخواهان بدانند که با رفتن او شخصیت اسلامی و علمی و فلسفیش نمی رود . ترورها نمی توانند شخصیت اسلامی مردان اسلام را ترور کنند .آنان بدانند ه به خواست خدای توانا ملت ما با رفت اشخاص بزرگ ، در مبارزه علیه فساد و استبداد و استعمار مصممتر می شوند. ملت ما راه خود را یافته و در قطع ریشه های گندیدة رژیم سابق و طرفداران منحوس آن از پای نمی نشیند . اسلام عزیز با فداکاری و فدایی دادن عزیزان ، رشد نمود . برنامه اسلام از عصر وحی تاکنون بر شهادتِ توأم با شهامت بوده است . قتال در راه خدا و راه مستضعفین در رأس برنامه های اسلام است . اینان که شکست و مرگ خود را لمس نموده و با این رفتار غیر انسانی می خواهند انتقام بگیرند یا به خیال خام خود مجاهدین در راه اسلام را بترسانند بدگمان کرده اند ، از هر موی شهیدی از ما و از هر قطرة خونی که به زمنی می ریزد انسانهای مصمم و مبارزی به وجود می آید . شما مگر تمام افراد ملت شجاع را ترور کنید والا ترور فرد هرچه بزرگ باشد برای اعادة چپاولگری سودی ندارد. ملتی که با اعتماد به خدای بزرگ و برای احیای اسلام به پا خاسته با این تلاشهای مذبوحانه عقبگرد نمی کند. ما برای فداکاری حاض و برای شهادت در اره خدا مهیا هستیم . اینجانب روز 13 اردیبهشت 58 را برای بزرگداشت شخصیتی فداکار و مجاهد در راه اسلام و ملت «عزای عمومی» اعلام می کنم و خودم در مدرسة فیضیه ، روز پنجشنبه و جمعه به سوگ می نشینم . از خداوند متعال برای آن فرزند عزیز اسلام رحمت و غفران ، و برای اسلام عزیز عظمت و عزت مسئلت می نمایم . سلام بر شهدای راه حق و آزادی .
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..docx) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 50 صفحه
قسمتی از متن word (..docx) :
1
2
تقدیر و تشکر:
اینجانب محمد الهی دانش آموز دبیرستان نمونه دکتر حسابی لازم دانسته که به سبب همکاری های انجام شده از سوی چند تن از مدیران مدارس متوسطه و همچنین کمک های فراوان معلم راهنمای خود آقای گرکانی و پدر و مادرم و تایپیست محترم و کلیه دیگر عزیزانی که در انجام این امر به من کمک کردند نهایت تشکر و سپاسگزاری را به عمل آورم.
3
فهرست شماره صفحه
فصل اول:
1-1 مقدمه
1-2 طرح مسئله
1-3 هدف تحقیق
1-4 اهمیت تحقیق
1-5 سؤالات تحقیق
فصل دوم: ادبیات تحقیق
2-1 تعریف متغیرها
2-2 مروری بر تحقیق های انجام شده
فصل سوم: روش شناسی
3-1 روش اجرا
2-3 جامعه مورد مطالعه
3-3 نمونه و شیوه نمونه گیری
3-4 ابزار اندازه گیری
3-5 روش آماری
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل
ارائه و تجزیه و تحلیل نتایج کمی
فصل پنجم: نتیجه گیری
تفسیر نتایج ( نتیجه گیری کلی)
منابع
ضمائم
4
فصل اول
مقدمه:
در این تحقیق آماری با بررسی ها و جمع آوری اطلاعات فراوان از دانش آموزان مدارس مختلف در سطح شهرستان ورامین کوشیدیم تا نقش و تأثیر معلم تربیت بدنی را در رشد و باورهای دانش آموزان دوره ی متوسطه مشخص کنیم و با روش های آماری مختلف به انجام این امر پرداختیم.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : word (..doc) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 14 صفحه
قسمتی از متن word (..doc) :
1
وزارت آموزش و پرورش
دبیرستان نمونه دکتر حسابی ورامین
پروژه درس آمار و مدل سازی
موضوع: بررسی نقش معلم تربیت بدنی
در رشد و باورهای دانش آموزان دوره ی متوسطه
2
تقدیر و تشکر:
3
اینجانب محمد الهی دانش آموز دبیرستان نمونه دکتر حسابی لازم دانسته که به سبب همکاری های انجام شده از سوی چند تن از مدیران مدارس متوسطه و همچنین کمک های فراوان معلم راهنمای خود آقای گرکانی و پدر و مادرم و تایپیست محترم و کلیه دیگر عزیزانی که در انجام این امر به من کمک کردند نهایت تشکر و سپاسگزاری را به عمل آورم.
فهرست شماره صفحه
فصل اول:
1-1 مقدمه
1-2 طرح مسئله
1-3 هدف تحقیق
1-4 اهمیت تحقیق
1-5 سؤالات تحقیق
فصل دوم: ادبیات تحقیق
2-1 تعریف متغیرها
4
2-2 مروری بر تحقیق های انجام شده
فصل سوم: روش شناسی
3-1 روش اجرا
2-3 جامعه مورد مطالعه
3-3 نمونه و شیوه نمونه گیری
3-4 ابزار اندازه گیری
3-5 روش آماری
فصل چهارم: تجزیه و تحلیل
ارائه و تجزیه و تحلیل نتایج کمی
فصل پنجم: نتیجه گیری
تفسیر نتایج ( نتیجه گیری کلی)
منابع
ضمائم
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : پاورپوینت
نوع فایل : powerpoint (..PPT) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد اسلاید : 26 اسلاید
قسمتی از متن powerpoint (..PPT) :
به نام خدا
تربیت بدنی
اهداف
-آشنایی نظری و عملی با مراحل پژوهش علمی
- شروع فعالیتهای تحقیقی
- بررسی متون علمی در ارتباط با روش تحقیق
وظایف
نقد یکی از پایان نامه های جدیدکارشناسی ارشد رشته تربیت بدنی
تهیه 30 فیش تحقیقاتی در ارتباط با موضوع تحقیق
ارایه عنوان مورد نظر برای فعالیت تحقیق و توانایی دفاع از موضوع
ارائه پروپوزال حداکثر تا پایان آذر ماه 87
- آزمون نهایی
یکی از وظایف دانشجویان در درس سمینار توانایی نقد یک
پایان نامه رشته تربیت بدنی است
بر این اساس رعایت نکات زیر ضروری است :
نقد فقط پرداختن به نکات منفی نیست
مطالعه فورمت پایان نامه نویسی تحصیلات تکمیلی دانشگاه برای تطبیق در هنگام نقد پایان نامه
ارائه گزارش از نقد و توانایی دفاع از ایرادات
لازم به ذکر است در زمان ارائه همراه داشتن پایان نامه مورد بحث الزامی است.
1- نقد پایان نامه
ارائه 30 فیش پژوهشی ازدیگر وظایف دانشجویان در این
درس میباشد.
فیش خلاصه ای از مطالعه یک مقاله ، کتاب ، پایان نامه یا هرمنبع دیگر است . برای صرفه جوئی در وقت معمولا پژوهشگردر طی مطالعات دامنه دار خود سعی میکند هرمطلبی که گمان می رود باموضوع تحقیقی اش ارتباط دارد را با استفاده از فیش کلاسه و نگهداری کند.
از 30فیش لازم است حداکثر5نسخه آن مربوط به زمینه های نظری موضوع ، 5فیش از پایان نامه ها و 20فیش مربوط به تحقیقات و مقالات خارجی باشد. در انتهای فیش باید منبع آن به شیوه منبع نویسی در فهرست منابع آورده شود.
2- فیش تحقیقاتی
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : پاورپوینت
نوع فایل : powerpoint (..ppt) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد اسلاید : 14 اسلاید
قسمتی از متن powerpoint (..ppt) :
بنام خدا
موضوع تحقیق:
تربیت چیست
تربیت چیست ؟
معنی و مفهوم تربیت / ماهیت تربیت / آیا تربیت فن است یا علم – آیا تربیت علم است نتیجه گیری عوامل و عناصر تربیت ، محتتوای تربیت ، روش تربیت – اصول تربیت – مراحل تربیت
تربیت چیست ؟
معنی و مفعوم تربیت
تربیت ( education ) در جریان زندگی انسان نقش اساسی دارد و هر کس به مقدار کم و بیش از آن بهره مند است و مورد توجع قیلسوفان و روشنفکران و شعر او بوده است و هر یک به جنبه خاصی می پردازند آغاز تربیت از بدو تولد است تربیت او برای زندگی است و به تربیت نیاز دارد و زندگی انسان ابعاد گوناگون جسمی و روانی ، احتماعی ، احتماعی اقتصادی سایسی و سراتجان فرهنگی . و بنابراین دادن یک تعریف جامعه وجود ندارد و بیشتر با مصادیق کار دارد . گروهی هم در این مورد تعریف تربیت را ممکن می دانند و می گویند برای هماهنگی تربیت نظری و تربیت علمی باید تعریف روشنی باشد انسان گراها تربیت را وسیله تحقق انسان واقعی می دانند و عمل گراها آن را اخذ و بازسازی تجربه می دانند نظر پیترز تربیت را فرانید می داند برای انتقال معرفت ئو ارزش است . ما در این کتاب بیشتر به جنبه نداری تا حمل بحث می شود و مشکل عمده در تعریف تربیت مشخص و معین و طبیعی نبودن آن است و نظر و پیچیده است شبیه عمل هنرمند . و در جنبه نظری هم تربیت به مثابه علم یا دانش مودون مورد قبول واقع نشده 1- تعلیم و آموزش ( instruion ) در لغت به معنی آموختن آگاهانیدن ... است ( آموزش تلاش معلم برای انتقال دانش)
2- تربیت یا پرورش :
در لغت پرورانیدن و آموختن و پروردن ... است و هر دو افعال مصدری است تعلیمن و تربیت هر برای انسان و هم برای حوان است وحتی برای گیاهان ، شرط تعلیم برای یادگیرنده آگاهانه بودن و از روی شعور است ولی حیوانات و گیاهان یادگیرشان به صورت ناآگاهانه است و از روی انتخاب و شعور نیست و کاربرد تعلیم و آموزش بارای حیوانات و گیاهان درست نیست .
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : پاورپوینت
نوع فایل : powerpoint (..ppt) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد اسلاید : 61 اسلاید
قسمتی از متن powerpoint (..ppt) :
بسم الله الرحمن الرحیم
اندیشمندان ، صاحب نظران و کارشناسان تربیتی ، سیمای تربیت را در قالب جملات و عبارات گوناگونی به تصویر کشیده اند. تعاریف با همه گونه گونی ، تقریبـــــاً در نکات نهفتـــه در تعریف کوتاه زیـــر متّفق القول هستند :
« تربیت عبارت است از : بروز دادن و به فعلیت رساندن نیروها و استعدادهای بالقوّه ذاتی موجودات در جهت مطلوب » . اگر این نیروها بالفعل در نیاید و از وضعیت « بود » به مرحله « نمود » نرسند ، آن موجود به هویت و تمامیت خویش نمی رسد.
این تعریف بیانگر این حقایق است :
« تربیت کردن » نداریم و « تربیت شدن » داریم ؛
« تربیت » کشف می شود ، نه کسب ؛
متربّی فعّال است ، نه منفعل ؛
متربّی خلّاقیّت می کند ، نه تبعیّت؛
متربّی قوانین تربیت را از طبیعت خویش می آفریند ، نه آن که به عاریت بگیرد ؛
متربّی مطیع مطبوع است ، نه مطیع متبوع ؛ ( از طبیعت خود اطاعت می کند ، نه از فرمانروا).
باب تربیت همیشه مفتوح است ، نه مسدود ؛ گسترة تربیت « ز گهواره تا گور » است ؛
و سرانجام تربیت امری درونی است ، نه کاری بیرونی.
نکته محوری و مهم این تعریف و همه تعاریف کامل این است که : مایه ها و قوانین تربیت در درون موجود متربّی نهفته است . فعالیّت های تربیتی غنچه های نهفته را شکفته و عطر ذاتی آن را می پراکند. هدف از کلیه فعالیّت های بیرونی تربیت ، زایش و شکوفایی استعدادهایی است که در درون انسان به ودیعه نهاده شده است.
نسیمی نوگلی را باز می کرد به گوشش نغمه ای را ساز می کرد
که من پیراهنت را می گشایمبه صبح زندگی ره می نمایمشکوفه شادمان خندید و بشکفت
و اندر پاسخش این راز را گفت
که گر خود نشکفم رنج تو فانی استاساس خود شکفتن جاودانی است
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : پاورپوینت
نوع فایل : powerpoint (..ppt) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد اسلاید : 16 اسلاید
قسمتی از متن powerpoint (..ppt) :
تلفیق درس تربیت بدنی با سایر دروس
به نام خدای که جان آفرید سخن گفتن اندر زبان آفرید
واژه شناسی
فعالیت جسمانی Physical activity
تربیت بدنی Physical education
بازی Play
بازی ورزشی Game
ورزش Sport
الگو ی تدریس یا روش تدریس؟
روش تدریس یعنی : نحوه تعامل با دانش آموزان با بهره گیری از عناصر اصلی تدریس یعنی:
آموزش
نمایش
کاربرد
بازخورد
الگو ی تدریس :
یعنی بهره گیری از عناصر اصلی تدریس (آموزش،نمایش،کاربرد و بازخورد) درچارچوبی خاص برای اجرای برنامه
چه تفسیری از این طرح دارید؟
☺
مدرسه
دانش آموز
علوم
ریاضی
ادبیات
تاریخ
مدنی
اجتماعی
هنر
دینی
قران
تربیت بدنی
تلفیق
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : پاورپوینت
نوع فایل : powerpoint (..pptx) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد اسلاید : 15 اسلاید
قسمتی از متن powerpoint (..pptx) :
موضوع :
تعلیم و تربیت از دیدگاه توماس آکویناس
توماس آکویناس که نام صحیحش توماس آکوئینی است، اواخر سال 1224 یا اوایل سال 1225میلادی در قلعه روکاسکا در منطقه اکینیو در نزدیکی شهر ناپل، در خانواده ای اشرافی به دنیا آمد. پدرش فئودال منطقه اکینو بود و توماس را که کوچکترین فرزندش بود، در پنج سالگی به دیر فرستاد، به امید آنکه روزی رئیس آن دیر شود. توماس در آن دیر که ”مونته کاسینو“ نام داشت، به عنوان طلبه به تحصیل پرداخت تا در آینده راهب گردد. در سال 1239 میلادی برای ادامه تحصیلات به دانشگاه ناپل رفت و در آنجا فنون یا هنرهای هفتگانه را فرا گرفت. در سال 1334 میلادی به فرقه رهبانی- دومینیکی پیوست. این عمل او با مخالفت شدید خانواده اش مواجه شد. برادرانش برای جلوگیری از پیوستن او به این فرقه حتی یکسال او را زندانی کردند، ولی توماس از عقیده اش برنگشت و پس از آزادی، به این فرقه ملحق شد. دومینیکیان او را به پاریس فرستادند. توماس، در دانشگاه این شهر نزد آلبرت کبیر به تحصیل پرداخت و همراه او در سال 1248 میلادی به دانشگاه تازه تاسیس شده کلن رفت .
زندگینامه توماس آکویناس
در سال 1252 میلادی، آلبرت کبیر با اعلام اینکه مطلب بیشتری نمی تواند به توماس بیاموزد، وی را برای ادامه تحصیلات به پاریس فرستاد و توماس در دانشگاه شهر پاریس به تحصیل و تدریس پرداخت. در سالهای 54 ـ 1252 میلادی، در رابطه با تفسیر کتاب مقدس، مدتی آموزش دید و طی سالهای 1256 ـ 1254 میلادی، کتاب «جمل پطروس لو مباردوس» را تفسیر و تدریس کرد. توماس آکویناس در سال 1256 میلادی با اتمام تحصیلاتش، درجه استادی در الهیات را از دانشگاه پاریس اخذ کرد و یکی از دو کرسی اختصاص داده شده به دومینیکیان را به دست آورده و استاد علم کلام در دانشگاه پاریس شد. وی پس از سه سال به ایتالیا بازگشت و طی سالهای 1259 تا 1268 میلادی در حوزه های علمیه و دربار پاپ در شهرهای انانیی، ارویتو، رم و ویتربو به تدریس و تحقیق پرداخت. وی در این سالها ارتباط نزدیکی با دربار پاپ داشت و در سازمان دادن و تدوین دروس مدارس دومینیکی بسیار کوشید .
در سالهای 1268 تا 1272 میلادی در پاریس اقامت گزید و پس از آن به ناپل بازگشت. او در اواخر سال 1273 میلادی تدریس و تحقیق و تالیف را کنار گذاشت و در سال 1274 میلادی هنگامی که به شهر لیون، برای شرکت در شورای عام کلیسای کاتولیک، سفر می کرد، در یک دیر در گذشت. توماس مهمترین فیلسوف فلسفه مسیحی است که در فلسفه بعد از خود تاثیری بسیار زیاد گذاشت. مهمترین اثر او «جامع علم کلام» نام دارد.
قدیس توماس آکویناس ( 1225-127 م.) اصول عقاید و ترتیب کاتولیک را به طور کامل تنظیم کرد. فلسفه او تلفیقی از معلومات قرون میانه به بار آورد و قلمروهای عقل و ایمان، علوم والهیات و طبیعت و ماوراءالطبیعه را متحد کرد.
نفوذ آکویناس، ممکن است این پرسش پیش آید که چرا نفوذ کارهای آکویناس، تا این اندازه با دوام بوده است و چرا این تأثیر شدید را بر عصر حاضر داشته است؟
نخست برای اینکه آکویناس، دلباخته رسم معمول نشد، بلکه آزادانه از منبع نیروها: عقلی خود استفاده کرد. ذهن او بحق جامع بود و کمتر کسی در انتظام و ثبات منطقی مشاهدات فلسفی بر او پیشی گرفته بود.
دوم، آکویناس جهانی را مجسم می کرد که در آن برای هر مرتبه و آفریده ای وظیفه ای تعیین شده بود. وظیفه بشر این بود که عقل خود را به کار ببرد و خدا را ستایش کند. زندگی در مرتبه پایین تر به وسیله خدا که بر تمام اجزای عالم حکومت می کند، دارای معنا می گردید.
سوم، فلسفه آکویناس مخالف اصل مکانیکی بود و می گفت جهان را قضاوقدر یا وجوب اداره نمی کند، بلکه جهان آیت جلال خداست وهیچ امری بدون دخالت او واقع نمی گردد.
چهارم، آکویناس رهبری کلیسا را قبول داشت. او نگرانی عجیبی را احساس می کرد و اعتقاد داشت که بی کلیسا به دست آوردن رستگاری ممکن نیست. بشر امروزی ممکن است استقلال وفردگرایی بیشتری داشته باشد؛ ولی در موقع بحران به پناهگاه مراسم دینی روی می آورد.
آرمانهای آکویناس
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : پاورپوینت
نوع فایل : powerpoint (..ppt) ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد اسلاید : 89 اسلاید
قسمتی از متن powerpoint (..ppt) :
عوامل مؤ ثر در تربیت
عوامل مؤ ثر در تربیت ، عواملى اند که در شکل گیرى شخصیت و حالت انسان و ساختار تربیتى او تاثیرات مستقیم و غیرمستقیم دارند .
آنچه انسان انجام مى دهد بر اساس شاکله تربیتى اش انجام مى دهد.
(( قل کل یعمل على شاکلته .))
بگو: هر کس بر حسب شاکله (ساختار) خود عمل مى کند.
مفهوم شاکله در اسلام
وراثت
((وراثت عبارت است از نیرویى طبیعى در موجود زنده که به وسیله آن صفات از اصل به نسل منتق مى شود، خواه این صفات مخصوص این نسل باشد، خواه مشترک میان تمام افراد این نوع یا بخشى از آنها باشد.))
در سخنان معصومین (ع ) تاءکیدى بسیار بر اهمیت آن شده است ، چنانکه از پیامبر اکرم (ص ) روایت شده است که فرمود: (( انظر فى اى شى ء تضع ولدک فان العرق دساس . )) دقت کن که نطفه خود را در کجا مستقر مى کنى زیرا خصوصیات اجداد به فرزندان منتقل مى شود.در بیان این امر از امیر مؤ منان (ع ) چنین وارد شده است : (( حسن الاخلاق برهان کرم الاعراق . ))
ن یکویى اخلاق دلیل پاکى و فضیلت ریشه خانوادگى است .و نیز چنین وارد شده است : (( اذا کرم اصل الرجل کرم مغیبه و محضره . )) وقتى اصل و ریشه انسان خوب و شریف باشد، نهان و آشکارش خوب و شریف است .
وراثت با همه اهمیت و نفوذى که دارد تحت تاءثیر عوامل دیگر قرار مى گیرد و آنچه زمینه اش وجود دارد رشد مى کند و دچار شدت و ضعف یا دگرگونى و تغییر مى شود. در این باره از رسول خدا(ص ) روایت شده است که فرمود:
((السعید قد یشقى و الشقى قد یسعد.))
گاهى خوشبخت بدبخت مى شود و گاهى بدبخت به راه خوشبختى مى رود.
محیط
محیط تربیتى عبارت است از تمام عوامل عادى خارجى که انسان را احاطه کرده و او را از آغاز رشدش یعنى از زمانى که به صورت نطفه در رحم منعقد مى شود تا زمان مرگش تحت تاءثیر قرار مى دهد.مهمترین عوامل محیطى :
محیط خانه و خانواده
چنانکه پیامبر اکرم (ص ) فرموده است :
((کل مولود یولد على الفطرة ، فابواه یهودانه ، و ینصرانه ، و یمجسانه ))
هر نوزادى بر فطرت الهى به دنیا مى آید، پس پدر و مادر او را به دین یهود و نصرانى و زرتشتى گرایش مى دهند.
بدین ترتیب خانواده مهمترین محیط تربیتى به نحو اقتضا است و اساس شخصیت فرد از آنجا شکل مى گیرد.
محیط رفاقت و معاشرت
در کلام پیامبر اکرم (ص ) آمده است : (( المرء على دین خلیله و قرینه ((
انسان بر دین و آیین دوست و همنشین خود است
)) مثل الجلیس الصالح مثل العطار، ان لم یحذک من عطره علقک من ریحه ، و مثل الجلیس السوء مثل الحداد، ان لم یحرقک نالک من شرره (( حکایت همنشین صالح مثل عطار است که اگر از عطر خود تو را بهره مند نسازد، بوى خوش آن در تو آویزد، و حکایت همنشین بد مثل آهنگر است که اگر شرار آتش آن تو را نسوزاند، بوى بد آن در تو آویزد.همنشینى و رفاقت با صالحان ، انسان را به کمال سوق مى دهد و همنشینى و رفاقت با تبهکاران ، انسان را به تباهى مى کشاند.دل تو را در کوى اهل دل کشد
امام صادق (ع ) از پدران گرامى اش روایت کرده است که پیامبر اکرم (ص ) فرمود: (( اسعد الناس من خالط کرام الناس ((
سعادتمندترین مردم کسى است که با مردمى بزرگوار معاشرت و آمیزش داشته باشد.
محیط رفاقت و معاشرت
دوست بد و تبهکار میل به فساد و تباهى را در آدمى تقویت مى کند و انسان را در مسیر سقوط و شقاوت یارى مى دهد. خداى متعال به نتایج چنین رفاقت و معاشرتى اشاره مى کند و مى فرماید: (( و یوم یعض الظالم على یدیه یقول یا لیتنى اتخذت مع الرسول سبیلا، یا ویلتى لیتنى لم اتخذ فلانا خلیلا، لقد اضلنى عن الذکر بعد اذ جاءنى و کان الشیطان للانسان خذولا ((
و روزى است که ستمکار دستهاى خود را مى گزد (و) مى گوید: اى کاش با پیامبر راهى برمى گرفتم . اى واى ، کاش فلانى را دوست (خود) نگرفته بودم . او (بود که ) مرا به گمراهى کشانید پس از آنکه یاد حق قرآن به من رسیده بود. و شیطان همواره فروگذارنده انسان است .با توجه به همین تاءثیرگذارى و تاءثیرپذیرى است که پیشوایان حق ، پیروان خود را با تاءکید بسیار از رفاقتها و معاشرتهاى نادرست پرهیز داده اند
نامه اى که امیر مؤ منان على (ع ) به (( حارث همدانى (( نوشته ، او را چنین یادآورى کرده است : (( و احذر صحابة من یفیل رایه و ینکر عمله ، فان الصاحب معتبر بصاحبه ... و ایاک و مصاحبة الفساق فان الشر بالشر ملحق ((
از همنشینى با کسى که ر ا یش سست و کردارش ناپسند بود بپرهیز، که هر کس را از آن که دوست اوست شناسند... و از همنشینى با فاسقان بپرهیز که شر به شر پیوندد.